English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
negotiation تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
negotiations تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
Other Matches
estate in common درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
tenancy in common حالتی که جمعی با عناوین مختلف در اداره ملکی شرکت داشته باشند بدون ان که به وحدت مالکیت ان خللی وارد اید مدت اجاره
unity of possession تصرفات مشاعی چند تن در یک ملک واحد تصرفات فرد واحددر دو مال مختلف که ناشی از عناوین مختلفه باشد
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
state succession توالی دولتها
de bounce جلوگیری از تماس با یک کلید که باعث چندین تماس میشود
touch دست زدن به خوردن به تماس یافتن با تماس
touches دست زدن به خوردن به تماس یافتن با تماس
logs ضبط تماسهای تلفنی
log ضبط تماسهای تلفنی
Cultural ( social ) contacts. تماسهای قرهنگی ( اجتماعی )
Thanks for calling back. با تشکر برای تماس. [به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
contact point وسیله تماس نقطه اخذ تماس
loggers وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
logger وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
themes عناوین
names عناوین
subjects عناوین
topics عناوین
titles عناوین
under various titles به عناوین گوناگون
short title فهرست عناوین قانون
amplifying report گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
vital necessity پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
chart شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charting شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charted شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
target discrimination قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
charts شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
systems analysis ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
fractional اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
selectable مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
blocage [بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
symbiosis همزیستی وتجانس دوموجود مختلف یا دوگروه مختلف باهم
heterogeneous network سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
vortex separation جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
fdm انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
your reverence عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
originating با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
paint program نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
allocating به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocate به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocates به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
functions سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functioned سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
busses خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bus خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
frequency انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequencies انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
allogamous مختلف الجنس و مختلف النوع
profiled امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
ACD سیستم تلفن خاص که میتواند تماسهای متعددی را مدیریت کند و آنها را طبق دستورات برنامه ریزی شده در پایگاه داده ها هدایت کند
highways خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highway خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
hunting design طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
goings-on مذاکرات
pourparlers مذاکرات
dealings مذاکرات
social contract اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
break down of negotiation تفکیک مذاکرات
cloture کفایت مذاکرات
minute خلاصه مذاکرات
hansard مذاکرات رسمی
proceedings شرح مذاکرات
transaction خلاصه مذاکرات
proceedings of the parliament مذاکرات مجلس
proceed with deliberations شروع مذاکرات
peace negotiation مذاکرات صلح
minutes خلاصه مذاکرات
peace negotiations مذاکرات صلح
record صورت مذاکرات
progress of negotiations پیشرفت مذاکرات
negotiation result نتیجه مذاکرات
negotiation outcome نتیجه مذاکرات
result of the negotiations نتیجه مذاکرات
failure of negotiations شکست مذاکرات
negotiator سرپرست مذاکرات
chief negotiator سرپرست مذاکرات
result of the negotiations حاصل مذاکرات
negotiation outcome حاصل مذاکرات
negotiations معاوضه مذاکرات
negotiation result پی آمد مذاکرات
negotiation outcome پی آمد مذاکرات
result of the negotiations پی آمد مذاکرات
negotiation result عاقبت مذاکرات
negotiation outcome عاقبت مذاکرات
result of the negotiations عاقبت مذاکرات
negotiation result حاصل مذاکرات
negotiation round دور مذاکرات
round of negotiations دور مذاکرات
leader of the negotiations سرپرست مذاکرات
transactions شرح مذاکرات
process of negotiations روند مذاکرات
negotiation معاوضه مذاکرات
preliminary negotiations مذاکرات مقدماتی
debating مذاکرات پارلمانی منازعه
debate مذاکرات پارلمانی منازعه
debated مذاکرات پارلمانی منازعه
closures رای کفایت مذاکرات
closure رای کفایت مذاکرات
In the course of the discussions. درطی مذاکرات ومباحثات
course of dealing دوره مذاکرات خرید
parliamentary discussions گفتگوها یا مذاکرات مجلس
opening of negotiations افتتاح مذاکرات [معاملات]
proceeding پیشرفت خلاصه مذاکرات
debates مذاکرات پارلمانی منازعه
The negotiations were successful ( inconclusive ) . مذاکرات به نتیجه رسید ( نرسید )
quorum اکثریت لازم برای مذاکرات
cloture رای به کفایت مذاکرات دادن
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
put the question مذاکرات را کافی دانستن ورای گرفتن
tamper مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما
hansardize متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
closures رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
closure رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
count out of the house مذاکرات را به علت فقدان حدنصاب قطع کردن
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
China has signalled [its] readiness to resume talks. چین آمادگی [خود را ] برای از سرگیری مذاکرات نشان داد.
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
protocols خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
protocol خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
tangency تماس
impact تماس
tangents تماس
impacts تماس
line of contact خط تماس
tangent تماس
contact line خط تماس
impinging تماس
contacting تماس
taction تماس
contact تماس
ding تماس
contacts تماس
contingence تماس
contacted تماس
area contact سطح تماس
contact surface سطح تماس
point of contact نقطه تماس
shock hazard خطر تماس
angle of contact زاویه تماس
communicator شخص در تماس
contact angle زاویه تماس
interactional points نقاط تماس
contact patrol گشتی تماس
contact point قطب تماس
contact pressure فشار تماس
contact ratio نسبت تماس
contiguity برخورد تماس
going on نزدیکی تماس
corps a corps تماس بدنی
finish تماس انتهایی
line to line fault تماس خطوط
contact party گروه تماس
point contact تماس نقطهای
contact area سطح تماس
contact diameter قطر تماس
skims تماس اندک
skimmed تماس اندک
skim تماس اندک
contact flange فلانژ تماس
movement to contact حرکت به تماس
contact lost تماس قطع شد
finishes تماس انتهایی
contact area منطقه تماس
to be in contact تماس داشتن
tuch تماس دادن با
Keep in touch! <idiom> در تماس باش!
zone of contact ناحیه تماس
to bring into contact تماس دادن
to be in rapport تماس داشتن
touch sensitive tablet تابلو حساس به تماس
contacting تماس یافتن تماسی
to keep in touch with any one باکسی تماس داشتن
contacted تماس یافتن تماسی
look in on <idiom> تماس حاصل کردن
touch sensitive panel صفحه حساس به تماس
osculatory وابسته به بوسه یا تماس
osculation تماس اشتراک صفات
contact تماس یافتن تماسی
youch sensitive screen صفحه حساس به تماس
contact report گزارش اخذ تماس
touch panel صفحه حساس به تماس
contact print چاپ به طریقه تماس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com