Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
extended
تمدید یافته
Other Matches
hold over
تمدید
protraction
تمدید
extensions
تمدید
prolongation
تمدید
extension
تمدید
continuation
تمدید
prorogation
تمدید
extending
تمدید کردن
inextensible
تمدید نا پذیر
extends
تمدید کردن
revivals
تمدید استقرارمجدد
extended
تمدید شده
extensibility
قابلیت تمدید
extendable
قابل تمدید
porolongation of a period
تمدید مدتی
extend
تمدید کردن
revival
تمدید استقرارمجدد
extensible
قابل تمدید
option
حق باشگاه در تمدید قرارداد
options
حق باشگاه در تمدید قرارداد
extension
تمدید اسناد تجاری
extension of the agreement
تمدید مدت قرارداد
extension
تمدید قسمت الحاقی
respite
استراحت تمدید مدت
prolongation of treaty
تمدید مدت معاهده
extensions
تمدید قسمت الحاقی
extensions
تمدید اسناد تجاری
extensible
قابلیت تمدید قابل تعمیم
extends
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extend
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extending
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
findings
یافته
finding
یافته
continuance
تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
nee
تولد یافته
wany
کاهش یافته
endrgized
انرژی یافته
past
پایان یافته
allocated
اختصاص یافته
linked
پیوند یافته
done
وقوع یافته
installed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
waney
کاهش یافته
awakened
اگاهی یافته
generalized
تعمیم یافته
depauperate
تقلیل یافته
downfallen
زوال یافته
due out
خاتمه یافته
full-fledged
تکامل یافته
full fledged
تکامل یافته
organized
سازمان یافته
expanded
بسط یافته
tuned
وفق یافته
transferred
انتقال یافته
transmissive
انتقال یافته
deployed
گسترش یافته
mature economy
تکامل یافته
appointed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
nascent
پیدایش یافته
applied
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
structured
ساخت یافته
porrect
بسط یافته
inserted
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
glorified
تجلیل یافته
deployed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
abroad
گسترش یافته
matched
تطبیق یافته
instinct with life
روح یافته
instinct with force
نیرو یافته
preventive detention
تمدید مدت حبس مجرم به عادت که تقریبا" به سیستم اجرای نظرتشدید مجازات و یا مواردپیش بینی شده در قانون اقدامات تامینی شباهت دارد
development system
سیستم توسعه یافته
twice born
تولدتازه روحانی یافته
generalized routine
روال تعمیم یافته
developed contries
ممالک توسعه یافته
structured english
انگلیسی ساخت یافته
systematized delusions
هذیانهای نظام یافته
centralized design
طراحی تمرکز یافته
structured walkthroughs
بررسیهای ساخت یافته
reduced mass
جرم کاهش یافته
structured design
طراحی ساختار یافته
mature economy
اقتصاد رشد یافته
formatted display
نمایش شکل یافته
linked subroutine
زیربرنامه پیوند یافته
inning
زمین باز یافته
extended precision
دقت توسعه یافته
extended memory
حافظه توسعه یافته
reduced form
فرم تقلیل یافته
redivivus
تولد تازه یافته
generalized coordinates
مختصات تعمیم یافته
organized market
بازار سازمان یافته
endarch
از مرکزبخارج امتداد یافته
sort merge program
پردازش تعمیم یافته
elaborated code
رمز بسط یافته
mature soil
خاک تکامل یافته
organises
بازار سازمان یافته
diminished
: تقلیل یافته کاسته
organising
بازار سازمان یافته
organize
بازار سازمان یافته
organizes
بازار سازمان یافته
organizing
بازار سازمان یافته
find
چیز یافته مکشوف
reborn
تولد تازه یافته
finds
چیز یافته مکشوف
diminished
[قوس تقلیل یافته]
generalized force
نیروی تعمیم یافته
contd
مخفف ادامه یافته
allopatric
بتنهایی وقوع یافته
bimanual
بادودست انجام یافته
generalized inhibitory potential
پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
ramus
قسمت بر امده واطاله یافته
ranker
افسر ترفیع یافته افسرصفی
generalized reinforcer
تقویت کننده تعمیم یافته
generalized function
تابع تعمیم یافته
[ریاضی]
Distribution
تابع تعمیم یافته
[ریاضی]
human oriented language
زبان ارایش یافته بشری
regenerates
زندگی تازه و روحانی یافته
regenerating
زندگی تازه و روحانی یافته
less developed countries
کشورهای کمتر توسعه یافته
regenerate
زندگی تازه و روحانی یافته
completing
خاتمه یافته یا کامل شده
completes
خاتمه یافته یا کامل شده
completed
خاتمه یافته یا کامل شده
complete
خاتمه یافته یا کامل شده
regenerated
زندگی تازه و روحانی یافته
fully formed character
کاراکتر تمام شکل یافته
generalized planning
برنامه ریزی تعمیم یافته
well ordered
بنحو اکمل انجام یافته
structured programming
برنامه نویسی ساخت یافته
That is despised which is cheaply obtained.
<proverb>
ارزان یافته خوار است .
structures coding
برنامه نویسی ساخت یافته
crumblings
فاسد شده زوال یافته
content addressed
نشامی یافته از روی محتوی
the developed world
جهان توسعه یافته
[پیشرفته]
extended character set
مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
reborn
تغییر حالت روحانی یافته
salvage
اموال نجات یافته از خطر
salvaged
اموال نجات یافته از خطر
salvages
اموال نجات یافته از خطر
salvaging
اموال نجات یافته از خطر
extendeo core
حافظه چنبرهای توسعه یافته
abended
خاتمه یافته بطور غیر عادی
newton
محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
new born
زاییده شده تازه تولد یافته
ox man
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
substantiative
بادلیل اثبات شده تجسم یافته
generation
توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
generations
توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
airborne
بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
after image
یک کپی از داده که تغییر یافته است.
deployed
مستقر گسترش یافته در روی زمین
developed market economy countries
کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
blasetocyst
جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
structured flowchart
نمودار گردش کار ساخت یافته
alma mater
مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
extends
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extending
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
deformed reinforcing steel
فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
extend
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
ebcdic
کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
arrays
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
acoustic
حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
array
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
coextensive
باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
basic plus
نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
gametophore
سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
NetView
معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
amiga
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط کمودور توسعه یافته اند
gastraea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
gastrea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
ethernet
گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
remedial maintenance
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
standard bred
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
LAN Manager
سیستم عامل شبکه توسعه یافته توسط ماکروسافت برای PC
elegant programming
نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
special degration
نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
rarefaction
جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
rill erosion
این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
individualism
اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
enhance
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extended
code decimalinterchange coded binary کدمبادله اعشاری کد شده بصورت دودوئی توسعه یافته
enhanced
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhances
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhancing
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
ECP
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای پیشبرد کارایی پورت چاپگر موازی
JPEG++
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
transfers
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transfer
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transferring
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
interactive
ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
applesoft basic
نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
independent computer
manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
ripple through effect
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
orthoferrite
یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
NetShow
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
c
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
demodulator
دستگاهی که سیگنالهای انتقال یافته در یک اتصال مخابراتی را دریافت کرده وانها را به پالسهای الکتریکی یا بیتها که قابل ورود به ماشین داده پردازباشند
Visual C
محصول توسعه یافته ماکروسافت که امکان ایجاد برنامههای کاربردی ویندوز با رسم واسط های کاربر و اتصال کد زبان C را برقرار میکند
AT Attachment
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com