Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
teratoma
تومور متشکله از انساج مختلف جنینی
Other Matches
sarcoma
تومور بدخیم بافت پیوندی تومور بدخیم نسج همبند تومور سرطانی
contusions
ضربت کوفتگی انساج
fibrosis
ورم انساج لیفی
animal glue
سریشم از انساج حیوان
contusion
ضربت کوفتگی انساج
tumours
تومور برامدگی
tumour
تومور برامدگی
tumors
تومور برامدگی
syphiloma
تومور سفلیسی
tumor
تومور برامدگی
scirrhus
تومور سفت بدخیم
growth
گوشت زیادی تومور
growths
گوشت زیادی تومور
fetuses
جنینی
foetal
جنینی
fetal
جنینی
embryonic
جنینی
foetuses
جنینی
foetus
جنینی
germinal
جنینی
sarcomatosis
ابتلاء به تومور بدخیم نسج همبند
myeloma
تومور بدخیم سلولهای مغز استخوان
constituent
جزء متشکله
constituent
ماده متشکله
constituents
جزء متشکله
constituents
ماده متشکله
polyembryony
چند جنینی
lanugo
کرک جنینی
embryonic membrane
غشاء جنینی
mantle layer
غشاء جنینی مخ
mechanisms
اجزاء متشکله چیزی
constituent elements of crime
عناصر متشکله جرم
mechanism
اجزاء متشکله چیزی
polyembryony
موجود چند جنینی
precursor
ماده متشکله جسم جدید
precursors
ماده متشکله جسم جدید
target discrimination
قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
chart
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charting
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charts
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charted
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
scolex
کرم کدو درحالت جنینی
systems analysis
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
fractional
اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
blocage
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
selectable
مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
symbiosis
همزیستی وتجانس دوموجود مختلف یا دوگروه مختلف باهم
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
heterogeneous network
سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
fdm
انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
acrogamy
جایگیری تخم درانتهای کیسهء جنینی
qualitative analysis
تجزیه جهت تشخیص اجزا متشکله ماده یا مخلوطی
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
particularism
اعطا استقلال سیاسی به کشورها و اجزاء متشکله یک امپراطوری
paint program
نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
allocate
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocates
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocating
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
functions
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functioned
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
estate in common
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
kame
تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
dendrochronology
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
kaolin
خاک رس سفید رنگ که ماده اصلی متشکله ان سیلیکات الومینیم هیدراته است
buses
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bus
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
frequencies
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
allogamous
مختلف الجنس و مختلف النوع
profiling
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiled
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
tree of life
درخت زندگی
[این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
federal government
دولتهای متشکله یک دولت اتحادی که از نظر دول خارجی فقط واحدهای اداری مستقل تلقی می شوند
highway
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highways
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
cracking
شکستن هیدروکربورهای متشکله نفت خام و تبدیل ان به هیدروکربورهای سبکتر
hunting design
طرح شکارگاهی
[این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
abortifacient
سقط جنین کننده سقط جنینی
decollate
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
embryonic layer
غشاء جنینی غشاء سلولی
divergent
مختلف
dissimilar
مختلف
discrepant
مختلف
disparate
مختلف
variegated
مختلف
diverse
مختلف
various
مختلف
off
مختلف
sundry
مختلف
miscellaneous
مختلف
varying
مختلف
diversely
به اشکال مختلف
miscellaneous works
کارهای مختلف
asynchronous
مختلف الزمان
diverse
مختلف مخالف
half caste
ازنژاد مختلف
half breed
از نژاد مختلف
heterochromatic
مختلف اللون
polyphyletic
از نژادهای مختلف
variously
بطور مختلف
polyphyletic
مختلف الاجداد
variant
گوناگون مختلف
several
جدا مختلف
two discrepant stories
دو حکایت مختلف
variate
مختلف کردن
play off
<idiom>
رفتار مختلف با اشخاص
processes
مراحل مختلف چیزی
stock markets
بورس کالاهای مختلف
stock market
بورس کالاهای مختلف
plugs
ورودی که به وسایل مختلف
intercollegiate
بین کالجهای مختلف
eccentric
مختلف المرکز بودن
heterochromatic
دارای رنگهای مختلف
commodity loading
بارگیری کالاهای مختلف
rank and file
شئون مختلف نظامی
diversiform
دارای اشکال مختلف
disjunctive
دارای دو شق مختلف فصلی
international
مربوط به کشورهای مختلف
plugging
ورودی که به وسایل مختلف
plug
ورودی که به وسایل مختلف
team tennis
بازیهای مختلف تنیس
process
مراحل مختلف چیزی
run around
<idiom>
گردش درمناطق مختلف
interrace
بین نژادهای مختلف
interracial
بین نژادهای مختلف
miscellanist
نویسنده مطالب مختلف
stage
مراحل مختلف یک موشک
multi tone horn
بوق با اصوات مختلف
stages
مراحل مختلف یک موشک
holdalls
جعبه اسبابهای مختلف
varisized
دارای اندازههای مختلف
various books
کتابهای گوناگون یا مختلف
syntax
هم اهنگی قسمتهای مختلف
variform
گوناگون مختلف الشکل
multifarious
دارای انواع مختلف
eccentrics
مختلف المرکز بودن
internationals
مربوط به کشورهای مختلف
The various strata of society.
طبقات مختلف اجتماع
holdall
جعبه اسبابهای مختلف
gather
دریافت داده از منابع مختلف
bipolar
تراترسیتور با سه لایه مختلف به صورت -p -n p یا -n -p n
bytes
کامپیوتر با طول کلمه مختلف
scatter around
<idiom>
غیرمحتاطانه درجاهای مختلف گذاشتن
interstates
بین ایالتها وکشورهای مختلف
interstate
بین ایالتها وکشورهای مختلف
middling
اجناس مختلف از درجه متوسط
interdisciplinary
مربوط به رشتههای مختلف علمی
blocky
پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
adapter
دوشاخهای که به وسایل با ورودیهای مختلف
catamarans
قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
polytechnic
وابسته به علوم عملی مختلف
gathered
دریافت داده از منابع مختلف
allomorph
تصاریف مختلف کلمه یا فعل
polytechnics
وابسته به علوم عملی مختلف
catamaran
قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
FTAM
بین سیستمهای کامپیوتری مختلف
polygenesis
پیدایش انسان ازنژادهاومبادی مختلف
figure skate
اسکیت با انجام حرکات مختلف
fun house
محل سرگرمی وتفریحات مختلف
homonymous
دارای دویاچند معنی مختلف
byte
کامپیوتر با طول کلمه مختلف
general purpose machine
دستگاه برای اهداف مختلف
walleyed
انواع مختلف اردک ماهی
outcross
امیزش کردن دو جنس مختلف با هم
caste
طبقات مختلف مردم هند
walleye
انواع مختلف اردک ماهی
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
cat's cradle
ساختن طرحهای مختلف با نخ و انگشتان
multi rate meter
کنتور با چند نرخ مختلف
interbreed
نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
castes
طبقات مختلف مردم هند
polytechnical
وابسته به علوم عملی مختلف
stochastic
دارای تغییردر مواقع مختلف
beef cuts
قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
point
سب زدن به دایرههای مختلف هدف از 01 به پایین
whistle-stop
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
whistle stop
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
polytechnical
وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
all purpose machine
دستگاه برای اهداف مختلف انیورسال
proteus
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
pantheons
معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
pages
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
paged
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
page
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
integration
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
variations of temperature
اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
intermarriage
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
multiplex
داده و سیگنال کنترل در رزمانهای مختلف
playback rate scale factor
صوتی که با نرخ مختلف اجرا میشود
packages
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
packaged
گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com