English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
Other Matches
closed jet tunnel تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bow wave موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
purlieu زمینی که وقتی جزو جنگل بوده و هنوزمشمول قانون جنگل ها میباشد
overrun هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
stand قسما ساکن دستگاه مقام نوردکاری
air bedding لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
single track فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
unqulified فاقد شرایط لازم فاقد صلاحیت غیرصالح
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
re attachment در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
free ports بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free port بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
Quchan قوچان [شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
acentrous فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
tunnelled تونل
tunnel تونل
tube تونل
tubes تونل
duct تونل
tunneled تونل
tunnels تونل
tunneling تونل
escape trunk تونل فراراضطراری
wing tunnel تونل باد
tunneled تونل ساختن
mine tunnel تونل معدن
vacuum tunnel تونل خلاء
tunnelled تونل ساختن
to bore a tunnel تونل کندن
adit تونل دستیابی
tunneling تونل ساختن
tunnel of mine تونل معدن
tunnel تونل ساختن
tunnels تونل ساختن
closed circuit tunnel تونل مدار بسته
bore بامته تونل زدن
high pressure tunnel تونل فشار قوی
drift tunnel تونل تبدیل تحمیل
breast board سینه بندی تونل
bores بامته تونل زدن
tunneling process فرایند تونل زنی
tunnel lining پوشش داخلی تونل
scanning tunneling microscope میکروسکوپ تونل زنی پویشی
supersonic tunnel تونل باد مافوق صوت
to tunnel through a hill با تونل اززیرتپهای گذر کردن
s.t.m microscope scanningtunneling میکروسکوپ تونل زنی پویشی
wind tunnels معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
wind tunnel معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
bulwark دیواره سد
echal دیواره
wall دیواره
bulwarks دیواره سد
walls دیواره
bulkheads دیواره
parapets دیواره
causey دیواره
septum دیواره
parapet دیواره
escarpments دیواره
escarpment دیواره
partition دیواره
partitions دیواره
barrier دیواره
curtains دیواره
barriers دیواره
bulkhead دیواره
dissepiment دیواره
cliffs دیواره
cliff دیواره
embankment دیواره
embankments دیواره
rims دیواره
rim دیواره
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
blocking گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
training wall دیواره راهنما
insulated wall دیواره عایق
guide wall دیواره راهنما
groyne سد یا دیواره ساحلی
collision bulkhead دیواره نشکن
bulkhead تیغه دیواره
approach wall دیواره ورودی
bank genesis پیدایش دیواره
parapets محجر دیواره
basket dam دیواره سبدی
collision bulkhead دیواره ضد تصادم
snow fence دیواره برفگیر
cordon سرپوش دیواره
bulwark دیواره محافظ
banch wall دیواره پشتیبان
bulwarks دیواره محافظ
sausage dam دیواره تورسنگی
parapet محجر دیواره
banch wall دیواره محافظ
wing wall دیواره جانبی
arch-facade دیواره ی مشبکی
bulkheads تیغه دیواره
pneumatic بادی
body shirt بادی
blowy بادی
flatuous بادی
i.e.t.s tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
compressed air tunnel تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
heel پاشنه پی دیواره حائل یا سد
heels پاشنه پی دیواره حائل یا سد
levee دیواره ساحلی رودخانه
positive cut off دیواره اب بند کامل
perforated cutoff دیواره نیمه تراوا
ice foot دیواره یخ درنواحی شمال
hatch coaming دیواره دور دریچه
coaming دیواره دور دریچه ها
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
bank effect اثر دیواره کانال
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
bullword دیواره روی پل کشتی
pneumatic riveting پرچکاری بادی
pneumatic tire لاستیک بادی
pneumatic tools اسبابهای بادی
pop gun تفنگ بادی
air operated horn شیپور بادی
air hammer چکش بادی
air gun تفنگ بادی
air rifles تفنگ بادی
airgun تفنگ بادی
air pump تلمبهء بادی
airgun سلاح بادی
pneumatic press پرس بادی
pneumatic hammer چکش بادی
pneumatic fender دفرای بادی
sailboat قایق بادی
sailboats قایق بادی
lanterns چراغ بادی
lantern چراغ بادی
quicksand ماسه بادی
wind current جریان بادی
wind erosion فرسایش بادی
wind corrosion ساییدگی بادی
air rifle تفنگ بادی
air blast transformer مبدل بادی
airguns تفنگ بادی
fly ash خاکستر بادی
wind generator مولد بادی
windmill اسیاب بادی
hurricane lamps چراغ بادی
air brakes ترمز بادی
air brake ترمز بادی
hurricane lamp چراغ بادی
pneumatic لاستیک بادی
blowtube تفنگ بادی
blowgun تفنگ بادی
at first blush در بادی امر
airguns سلاح بادی
running sand ماسه بادی
air bed تشک بادی
aeromotor موتور بادی
marine sand ماسه بادی
dune sand ماسه بادی
blow gun تفنگ بادی
blow pipe تفنگ بادی
windmills اسیاب بادی
gunwale لبه بالایی دیواره قایق
ice-foot [دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
tambour دیواره متحرک چوبی ساختن
bulkheads دیواره عمودی روی قایق
bulkhead دیواره عمودی روی قایق
partitive وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitives وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
padeye حلقه ثابت دیواره پل ناو
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
kickback دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
kickbacks دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
petard خرج تخریب دیواره و پایه پل
fireback دیواره عقبی کوره یابخاری
chipping hammer چکش بادی اهنبر
auxiliary sailing vessel کشتی بادی موتوردار
square rigger نوعی کشتی بادی
sail مسافرت با قایق بادی
self moved دارای حرکت بادی
sailed شراع کشتی بادی
fresh breeze بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
sail شراع کشتی بادی
sailed مسافرت با قایق بادی
reed الت موسیقی بادی
sailings شراع کشتی بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
wind instruments الات موسیقی بادی
sailings مسافرت با قایق بادی
sail arm پره اسیاب بادی
riveting hammer چکش بادی پرچ
vane of windmill پره اسیاب بادی
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
popgun تفنگ بادی بچگانه
euphonium یکجورالت موسیقی بادی
air operated pendulum type screen wiper بادامک پاندولی بادی
eolation سنگ فرسایی بادی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com