English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 234 (12 milliseconds)
English Persian
free ball توپ بی صاحب
Search result with all words
lord صاحب
lords صاحب
evangelist صاحب انجیل مژده رسان
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
employer صاحب کار
employers صاحب کار
loose توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
looser توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
loosest توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
benefactor صاحب خیر
benefactors صاحب خیر
titled صاحب لقب
gourmand صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
gourmands صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
staff افسران صاحب منصبان
staffed افسران صاحب منصبان
staffs افسران صاحب منصبان
stray جانور بی صاحب
straying جانور بی صاحب
strays جانور بی صاحب
Master of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
Masters of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
sovereign صاحب سیادت
sovereigns صاحب سیادت
licensee صاحب جواز دارنده پروانه
licensee صاحب جواز یا امتیاز
licensee صاحب جواز
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
licensees صاحب جواز یا امتیاز
licensees صاحب جواز
industrialist صاحب صنعت
industrialists صاحب صنعت
polygraph صاحب تالیفات بسیار
polygraphs صاحب تالیفات بسیار
restaurateur صاحب رستوران
restaurateurs صاحب رستوران
shareholder صاحب سهم
shareholders صاحب سهم
stockholder صاحب سهم
stockholder صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stockholders صاحب سهم
stockholders صاحب موجودی ذخیره نگهدار
printer صاحب چاپخانه
printers صاحب چاپخانه
clear-sighted صاحب نظر
pirate بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirating بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
inviolable صاحب حرمت
owner صاحب
owners صاحب
proprietor صاحب حق طبق کتاب
proprietors صاحب حق طبق کتاب
landowner صاحب ملک
landowners صاحب ملک
landladies زن صاحب ملک
landlady زن صاحب ملک
croupier کمک صاحب بانک
croupiers کمک صاحب بانک
master صاحب
master ارباب صاحب
mastered صاحب
mastered ارباب صاحب
masters صاحب
masters ارباب صاحب
manor house خانه ارباب یا صاحب تیول
manor houses خانه ارباب یا صاحب تیول
royalties پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
royalty پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
beneficent صاحب کرم
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
peer صاحب لقب اشرافی
peered صاحب لقب اشرافی
peering صاحب لقب اشرافی
baton عصا یا چوپ صاحب منصبان
batons عصا یا چوپ صاحب منصبان
resolute صاحب عزم
own صاحب چیزی بودن
owned صاحب چیزی بودن
owning صاحب چیزی بودن
owns صاحب چیزی بودن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
militarist صاحب روح سربازی یانظامی گری
militarists صاحب روح سربازی یانظامی گری
yachtsman صاحب کشتی تفریحی
yachtsmen صاحب کشتی تفریحی
laird صاحب زمین
lairds صاحب زمین
endowed صاحب مال و مکنت
proxy نماینده صاحب سهم در مجمع عمومی صاحبان سهام وکیل
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
innkeeper صاحب مسافرخانه
innkeepers صاحب مسافرخانه
housemother زن صاحب خانه
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
Other Matches
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
padrone صاحب
ownerless بی صاحب
slaveholder صاحب برده
owner of a property صاحب ملک
officers صاحب منصب
permit holder صاحب جواز
officer صاحب منصب
housemothers زن صاحب خانه
manufacturers صاحب کارخانه
office-holder صاحب مقام
homeowners صاحب خانه
homeowner صاحب خانه
unowned بی صاحب بیمالک
titlist صاحب سندمالکیت
stock holder صاحب سهم
shop keeper صاحب دکان
shipowner صاحب کشتی
sharecropper صاحب نسق
seignior صاحب تیول
restauranteur صاحب رستوران
office-holders صاحب مقام
signatories صاحب امضا
liege صاحب تیول
licence owner صاحب امتیاز
concessionaire صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
concessioner صاحب امتیاز
lessor صاحب ملک
landholder صاحب ملک
land lady زن صاحب ملک
in the saddle صاحب اختیار
feudary صاحب تیول
feudatory صاحب تیول
in power صاحب مقام
grantee صاحب امتیاز
building owner صاحب کار
man of place صاحب منصب
man of place صاحب مقام
officiary صاحب منصب
signatory صاحب امضا
official صاحب منصب
of consequence صاحب شان
waif مال بی صاحب
nursery man صاحب قلمستان
planter صاحب مزرعه
planters صاحب مزرعه
manufacturer صاحب کارخانه
notary public صاحب محضر
no man's land سرزمین بی صاحب
assayer صاحب عیار
monopolist صاحب انحصار
master of the time صاحب الزمان
manufaturer صاحب کارخانه
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
in the saddle یراق صاحب مقام
infeoff صاحب ملک کردن
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
i own that house من صاحب ان خانه هستم
lord paramount صاحب تیول عمده
mansion house خانه صاحب تیول
pooh bah صاحب چندین مقام
prosecuting attorney صاحب منصب پارکه
office-holders صاحب منصب دولت
res nullius مال بلا صاحب
to come into a property مالی را صاحب شدن
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
office-holder صاحب منصب دولت
title-holders صاحب سند مالکیت
placeman صاحب منصب اداری
martyologist صاحب تذکره شهدا
to have something at one's disposal صاحب چیزی بودن
to have something صاحب چیزی بودن
owner's risk ریسک صاحب کالا
title-holder صاحب سند مالکیت
holding company شرکت صاحب سهم
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
publican بیگانه صاحب میخانه
publicans بیگانه صاحب میخانه
signatories صاحب امضاء امضایی
signatory صاحب امضاء امضایی
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
chartered companies شرکتهای صاحب الامتیاز
at owner's risks به هزینه صاحب مال
cotton spinner صاحب کارخانه نخ ریسی
challenge round مبارزه با صاحب عنوان
estray جانوراواره وبی صاحب
gastrologist صاحب سر رشته درپختن وخوردن
confidnetial relationship with client حفظ اسرار صاحب کار
equites سواره نظام صاحب امتیاز
he is the owner of this house او صاحب این خانه است
portreeve صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
barkeep باده فروش صاحب میکده
patentee صاحب اختراع ثبت شده
abandonee صاحب اشیاء ترک شده
patentee صاحب اختراع ثبت شدن
proprietorship صاحب ملک یامغازه بودن
barkeeper باده فروش صاحب میکده
barton حیاط رعیتی صاحب ملک
play the ball با دریبل صاحب توپ شدن
atentee صاحب اختراع ثبت شده
waif بچه بی صاحب ادم دربدر
nursery man درخت کار صاحب تلمبار
occupancy تملک اموال بلا صاحب متصرف
to have a title [ to be titled] لقب دار [صاحب عنوان] بودن
owner's risk خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
wonder worker ادم خارق العاده و صاحب کرامت
seigniorage حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
seignorage حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
quitrent اجازه مقطوع تیولدارجز به صاحب تیول
power struggle مبارزه برای صاحب مقام شدن
titleholder صاحب سند مالکیت دارای عنوان
turfman صاحب اسب و علاقه مند به اسبدوانی
He is an authority on medical science . درعلم پزشکی صاحب نظر است
men of light and leading مردانی که بواسطه قوه رهنمایی صاحب نفوذمیشوند
pass book برای صاحب سپرده نگاه میدارد دفترنسیه دکاندار
forwarding merchant کسی که بابت دریافت ورساندن مال التجاره به صاحب ان
bondholder دارای صاحب سهام قرضه دارنده وثیقه یاکفالت
to wear out one; از زیاد ماندن درجایی مزاحم صاحب خانه شدن
docl pass گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
at owner's risk معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
letters patent نامه سرگشاده یا فرمانی که از طرف شاه به صاحب اختراعی داده شود
starting fee مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
puffer کسی که در حراج از طرف صاحب مال مورد حراج شرکت میکند
post race مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
share holder دارنده سهام صاحب سهام
titular لقب دار صاحب لقب
depositor صاحب سپرده سپرده گذار
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
reserve price قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
enfeoff هبه کردن ملک صاحب ملک کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com