Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English
Persian
rib
تکه گوشت دنده دار
Search result with all words
rib
گوشت دنده
french chop
گوشت دنده
spareribs
گوشت دنده
short ribs
گوشت با استخوان دنده
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
chop
گوشت دنده
Other Matches
ungear
از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pinioning
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinion
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinions
دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear
دنده مهمیزی دنده خاردار
epicyclic transmission
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
rougher
دنده دنده کننده
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket
دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
geared
دنده
geap
دنده
rib
دنده
costa
دنده
stricter
یک دنده
strictest
یک دنده
slats
دنده ها
slat
دنده ها
hard-nosed
یک دنده
spare ribs
سر دنده
strict
یک دنده
drives
دنده
drive
دنده
gear
دنده
gears
دنده
dependum
ته دنده
gears
جعبه دنده
pinions
جرخ دنده
gearshift
میله دنده
gearshift
دنده عوض کن
gears
چرخ دنده
gearshifts
دنده عوض کن
gearshifts
میله دنده
pinioning
جرخ دنده
jackshaft
دنده دو در اتومبیل
jackshaft
دنده عقب
laticostate
دنده پهن
transmission case
جعبه دنده
gear level
دسته دنده
top radius
گردی سر دنده
toothed wheel
چرخ دنده
low gear
دنده کندکن
gearing
جعبه دنده
gearboxes
جعبه دنده
gear wheel
چرخ دنده
bendix
دنده استارت
pinion
جرخ دنده
gearbox
جعبه دنده
steering gear
دنده سکان
steering gear
دنده فرمان
cog
دنده چرخ
cogs
دنده چرخ
bevel gear
دنده مورب
pinwheel
چرخ دنده
bendix
دنده بندیکس
thread
دنده پیچ
threads
دنده پیچ
transmission
جعبه دنده
transmissions
جعبه دنده
longitudinal
دنده طولی
high speed
دنده سریع
planetary gear
دنده خورشیدی
rib
دنده میله
geared
جعبه دنده
spur gear
دنده ملخی
sprocket
دنده زنجیر
frame
دنده عرضی
stave
دنده بشکه
bevel gear
دنده کرامویل
geared
چرخ دنده
gear
جعبه دنده
gear
چرخ دنده
sheaths
تیزی دنده
timber
دنده عرضی
cramwheel
دنده کرامویل
gear box
جعبه دنده
cogwheel
چرخ دنده
gear case
جعبه دنده
external thread
دنده خارجی
ratchet
دنده جغجغه ای
cogged wheel
چرخ دنده
grooved
دنده دار
drive mechanism
جعبه دنده
ribbed
دنده دار
reverse gears
دنده معکوس
reverse gear
دنده معکوس
cramwheel
دنده مخروطی
stick shift
دسته دنده
sheath
تیزی دنده
cross-rib
دنده ی قوس
dependum angle
زاویه ته دنده
gear cutter
دنده تراش
cog wheel
چرخ دنده
wheelwork
چرخ دنده
gear wheels
چرخ دنده ها
shifting lever
دسته دنده
cogged wheels
چرخ دنده ها
worm gear
دنده مورب
worm gear
دنده مارپیچی
cog wheels
چرخ دنده ها
cogwheels
چرخ دنده ها
gearwheels
چرخ دنده ها
gearwheel
چرخ دنده
cog
[cogwheel]
چرخ دنده
grub screw
میله دنده دار
he broke his rib or something
دنده منده اش شکست
cross-springer
[دنده اریب در طاق]
pull gear
چرخ دنده بالابر
gear shift
دسته دنده اتومبیل
helical gear
چرخ دنده حلزونی
gearbox position
وضعیت جعبه دنده
gear assembly
مجموعه چرخ دنده ها
pair of gears
زوج چرخ دنده
planetary gear
جعبه دنده خورشیدی
controlled stick steering
دسته دنده خودکار
inside thread
دنده داخلی قلاویز
nut
چرخ دنده ساعت
it serves him right
دنده اش هم نرم شود
spiral gear
چرخ دنده حلزونی
high gear
دنده قوی خودرو
racks
چرخ دنده دار
pinion
چرخ دنده جناحی
four gear drive
گیربکس چهار دنده
wracked
چرخ دنده دار
wracks
چرخ دنده دار
hoisting gear
چرخ دنده بالابر
geared
پوشش دنده دار
gears
پوشش دنده دار
racked
چرخ دنده دار
eight speed gear drive
گیربکس هشت دنده
magnetic gear shift
دسته دنده مغناطیسی
gear lever
دسته دنده اتومبیل
gear stick
دسته دنده اتومبیل
crown gear
چرخ دنده محدب
gear
پوشش دنده دار
rack
چرخ دنده دار
driving gear
چرخ دنده محرک
differential gear
دنده عقب اتومبیل
tricostate
سه دندهای دارای سه دنده
pinioning
چرخ دنده جناحی
gear change box
جعبه تعویض دنده
pinioning
دنده هرزه گرد
pinions
چرخ دنده جناحی
gear case
پوسته جعبه دنده
pinions
دنده هرزه گرد
get up on the wrong side of the bed
<idiom>
از دنده چپ بلند شدن
steering gear
جعبه دنده فرمان
compasition gear
چرخ دنده مرکب
starter gear ring
چرخ دنده استارتر
gear box
جعبه دنده گیرباکس
pinion
دنده هرزه گرد
worm wheel
چرخ دنده حلزونی
worm wheel
دنده کرمی شکل
transmission oil
روغن جعبه دنده
transmission grease
گریس جعبه دنده
transmission gear
چرخ دنده انتقال
gear in
درگیری دو چرخ دنده
gear friction
اصطکاک چرخ دنده
gear quadrant
ماهک جعبه دنده
gear ratio
نسبت چره دنده ها
gear transmission ratio
نسبت دنده گیربکس
tumble gear
چرخ دنده واسطه
gear cutting
دنده تراشی
[مهندسی]
sun gear
چرخ دنده خورشیدی
step up gear
چرخ دنده افزاینده
ratchets
ضامن چرخ دنده
quick change gearbox
جعبه دنده نورتون
bevel gear drive
جعبه دنده مخروطی
rachet
ضامن چرخ دنده
rib
دنده دار کردن
bevel gear
چرخ دنده مخروطی
precostal
واقع در پیش دنده ها
planetary gear
چرخ دنده سیارهای
contact backlash
دنده کور تماس
reduction gear
چرخ دنده کاهنده
bevel gearing
گیربکس دنده مخروطی
worm gear
چرخ دنده حلزونی
sawtooth wave
موج دنده ارهای
riblet
انتهای دنده گوسفند
rib
هرچیز شبیه دنده
ratchet
ضامن چرخ دنده
flesh-and-blood
گوشت
flesh
گوشت
flesh and blood
گوشت
basting
گوشت
viand
گوشت
granulation tissue
گوشت نو
proud flesh
گوشت نو
pulpless
بی گوشت
preserved meat
گوشت
meats
گوشت
brawn
گوشت
meat
گوشت
gear grinder
ماشین پرداخت چرخ دنده
gear friction losses
تلفات اصطکاکی جعبه دنده
crank gear
چرخ دنده سر میل لنگ
gearbox flange
لبه برامده جعبه دنده
epicyclic transmission
جعبه دنده اپی سیکلیک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com