English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
English Persian
keel تیر اصلی کف قایق
keels تیر اصلی کف قایق
Search result with all words
skag قسمت عقب تیر اصلی کف قایق
skeg قسمت عقب تیر اصلی کف قایق
Other Matches
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
ferry boat قایق
barges قایق
barged قایق
barge قایق
boat قایق
boats قایق
lighters قایق
outboard قایق
ark قایق
bilge کف قایق
boat tail دم قایق
boatdeck پل قایق
caique قایق
lighter قایق
lighterage قایق باری
boat plug پیته قایق
boat painter طناب قایق
boat hails شناسایی قایق
hulls بدنه قایق
hull بدنه قایق
lighters قایق بارکش
boat pool حوضچه قایق
boat skids گهواره قایق
lifeboat قایق نجات
grappling irons لنگر قایق
hydrofoils قایق پرنده
landing craft raiding قایق هجومی
painter طناب قایق
hydrofoils قایق هواناو
grappling iron لنگر قایق
painters طناب قایق
life raft قایق نجات
motorboat قایق موتوری
boat tail پاشنه قایق
lighters قایق باری
rhino قایق باربر
rhinos قایق باربر
assault boat قایق هجومی
aft عقب قایق
sterns عقب قایق
gripe بند قایق
gripe تسمه قایق
four قایق 4 نفره
piragua قایق ته پهن
sternest عقب قایق
sterner عقب قایق
night boat قایق اماده
motorboat engine قایق موتوری
boat gang نگهبان قایق
boat call مخابره با قایق
canoes قایق رانی
boat anchor لنگر قایق
boat boom بوم قایق
canoe قایق رانی
monohull قایق با یک بدنه
lighter قایق بارکش
lighter قایق باری
motor sailer قایق موتوردار
beaching gear سرسره قایق
stern عقب قایق
lifeboats قایق نجات
centerboarder قایق تیردار
center board ته قایق بادبانی
fore جلوی قایق
galley اشپزخانه قایق
ladders پلکان قایق
canoeist قایق ران
aboard روی قایق
ladder پلکان قایق
raft قایق باری
rafts قایق باری
foldboat قایق تاشو
forward جلو قایق
double banked boat قایق دو پارو زن
capsizing برگشتن قایق
davit جرثقیل قایق
chief of boat سکانی قایق
chief of boat فرمانده قایق
capsizes برگشتن قایق
capsized برگشتن قایق
coble قایق پارویی
capsize برگشتن قایق
coxswain سکان قایق
crash boat قایق نجات
life float قایق نجات
safety boat قایق نجات
davit قایق بالابر
forwarded جلو قایق
fore end aft درطول قایق
iceboat قایق یخ شکن
boat-hook هوک قایق
fittings لوازم قایق
icebreaker قایق یخ شکن
boat hook چنگک قایق
boat hook هوک قایق
boat work قایق بری
hydrofoil قایق پرنده
hydrofoil قایق هواناو
fisherman's anchor لنگر قایق
boat-hook چنگک قایق
boat-hooks هوک قایق
ice boat قایق یخ شکن
by the stern قایق سربالا در اب
gasboat قایق موتوری
gunwale لبه قایق
boatchock زین قایق
boat your oars پارو به قایق
cradles زین قایق
cradled زین قایق
cradle زین قایق
boat-hooks چنگک قایق
hold water قایق ایست
service craft قایق گشتی
sloop قایق یک دکله
sailboat قایق بادبانی
yachting قایق رانی
soling قایق با 3 سرنشین
sailboat قایق بادی
cabin cruisers قایق تفریحی
cabin cruiser قایق تفریحی
boathouses آشیانهی قایق
sloop قایق جنگی
schooners قایق دو دگلی
cutter قایق پارویی
cutter قایق تک دکله
life boad قایق نجات
cutters قایق پارویی
cutters قایق تک دکله
single banked boat قایق تک پارو زن
sailboats قایق بادی
schooner قایق دو دگلی
The boat sank. قایق غرق شد
boathouses قایق خانه
boathouse آشیانهی قایق
boathouse قایق خانه
swamping به گل نشستن قایق
tumbril قایق ته صاف
swamp به گل نشستن قایق
ferry قایق موتوری
swamped به گل نشستن قایق
ferrying قایق موتوری
powerboat قایق موتوری
swamps به گل نشستن قایق
powerboats قایق موتوری
ferries قایق موتوری
ferried قایق موتوری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com