English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (6 milliseconds)
English Persian
slug جانور تنبل گردونه کندرو
slugged جانور تنبل گردونه کندرو
slugs جانور تنبل گردونه کندرو
Other Matches
tardigrade جانور کندرو
slugs چارپاره جانور کندرو
slug چارپاره جانور کندرو
slugged چارپاره جانور کندرو
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
laziest کندرو
lazier کندرو
lazy کندرو
waddler کندرو
tardiest کندرو
tardigrade کندرو
tardier کندرو
slow footed کندرو
tardy کندرو
slug اسب کندرو
tortoise ادم کندرو
tortoises ادم کندرو
slugs اسب کندرو
slugged اسب کندرو
porte cochere در گردونه ور
rotor گردونه
rotors گردونه
carrousel گردونه
pass گردونه گدوک
passed گردونه گدوک
turntables صفحه گردونه
passes گردونه گدوک
locomobile گردونه خودرو
drummed گردونه دوار
drum گردونه دوار
training gear گردونه در سمت
gipsy گردونه هرزگرد
gipsy گردونه دوار
motor car گردونه خودرو
turntable صفحه گردونه
motor cars گردونه خودرو
knobs پیچ گردونه
knob پیچ گردونه
memory drum گردونه یاد
trailers یدک گردونه
trailer یدک گردونه
activity wheel گردونه فعالیت
elevator gear گردونه در ارتفاع
smoked drum گردونه ثبت کننده
pill box قوطی گردونه کوچک
color wheel گردونه رنگ امیزی
flyers درحال پرواز گردونه تیزرو
wagonette گردونه چهار چرخه یک یا چنداسبه
fliers درحال پرواز گردونه تیزرو
flyer درحال پرواز گردونه تیزرو
flier درحال پرواز گردونه تیزرو
landaulet n گردونه کوچکی که پوششی دارد
ralliear یکجور گردونه سبک دوچرخه وچهارنفری
to p a vehicle or horse جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
traction engines لوکوموتیوی که گردونه هارادرجادههای بی ریل می کشد
traction engine لوکوموتیوی که گردونه هارادرجادههای بی ریل می کشد
idles تنبل
idled تنبل
faineat تنبل
lazier تنبل
idlest تنبل
idle تنبل
laze تنبل
lazed تنبل
slouches تنبل
slouched تنبل
slouch تنبل
lazing تنبل
slouching تنبل
do nothing تنبل
laziest تنبل
lazy تنبل
lazybones تنبل
tardier تنبل
tardiest تنبل
tardy تنبل
lurdan تنبل
indolent <adj.> تنبل
soporiferous تنبل
lazy <adj.> تنبل
sluggish تنبل
slothful <adj.> تنبل
indolent تنبل
lazes تنبل
slothful تنبل
slothfully تنبل
flying ambulance گردونه تندروبرای بردن زخم خوردگان جنگ
porte cochere در بزرگ برای دخول گردونه هابحیاط خانه
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
idles تنبل شدن
inactive بی اثر تنبل
pompion کدوی تنبل
slugger ادم تنبل
sluggard تنبل وکند
drowzy head چرت زن تنبل
drawlingly تنبل وار
sluggard ادم تنبل
idled تنبل شدن
idlest تنبل شدن
idle تنبل شدن
slouchy خمیده تنبل
slowest کودن تنبل
slower کودن تنبل
slowed کودن تنبل
slow کودن تنبل
slowing کودن تنبل
lazyish تنبل وار
bummer ادم تنبل
lurdane ادم تنبل
slows کودن تنبل
sloth تنبل بودن
pumpkin کدو تنبل
sloth کاهلی تنبل
pumpkins کدو تنبل
landdau یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
kittereen یکجور گردونه تک اسبه که درwest indies بکار میبرند
idler ادم بیکار و تنبل
idlers ادم بیکار و تنبل
an idle pupil شاگرد بیکار یا تنبل
waggonette گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
there is no room fo rlazy boys جا برای بچههای تنبل نداریم
ferris wheel گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
loris دونوع بوزینه تنبل سیلان وهندوستان
slugged گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slug گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugs گلوله تکیه گاه فنر تنبل
snail وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
snails وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
it ان جانور
animal جانور
beast جانور
structure of an animal جانور
beasts جانور
animalize جانور
apod جانور بی پا
malacostracan جانور
he جانور نر
ruffianly جانور خو
it pron ان جانور
johnny جانور نر
nightwalker جانور شب پر
animals جانور
creatures جانور
creature جانور
straying جانور بی صاحب
milker جانور شیرده
mammiferous جانور پستاندار
stinkard جانور بدبو
stray جانور بی صاحب
fauna جانور نامه
strays جانور بی صاحب
mammifer جانور پستاندار
hybrid جانور دورگه
game جانور شکاری
ungulate جانور سم دار
scavenger جانور لاشخور
strayed جانور ولگرد
monocule جانور یک چشم
saxicoline جانور سنگ زی
amoebae جانور تک سلولی
plantigrade جانور دوپا
saprozoon جانور پوده زی
poikilotherm جانور خونسرد
poikilothermism خونسردی جانور
polypod جانور بسیارپا
polystome جانور بسیار
amoeba جانور تک سلولی
amebas جانور تک سلولی
amebae جانور تک سلولی
saxicolous جانور سنگ زی
scrag جانور نحیف
nekton جانور شناور
brutality جانور خویی
brutalities جانور خویی
pollard جانور بی شاخ
rodents جانور جونده
rodent جانور جونده
amoebas جانور تک سلولی
pelagian جانور دریایی
perissodactyl جانور فرد سم
shell fish جانور صدف
pudge جانور چاق
brutalization جانور خویی
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
edentate جانور بی دندان
polystomatous جانور بسیار
zoomorphic <adj.> جانور گونه
beastliness جانور خویی
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
craw معده جانور
animalist نقاش جانور
animalculum جانور ریزه
zootomy جانور شکافی
zoophagous جانور خوار
scavengers جانور لاشخور
zoology جانور شناسی
brute جانور حیوان
brutes جانور حیوان
zoologist جانور شناس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com