English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
sail loft جایگاه بادبان سازی
Other Matches
malt house جایگاه مالت سازی
sailed کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sail کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
foresail بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
place جایگاه
places جایگاه
placing جایگاه
station جایگاه
toll house جایگاه
positioned جایگاه
stationed جایگاه
position جایگاه
houses جایگاه جا
house جایگاه جا
cabin جایگاه
stations جایگاه
limb top جایگاه
housed جایگاه جا
expanse of rubble جایگاه خرابیها
sanctuaries جایگاه مقدس
banstand جایگاه ارکست
pumping ststion جایگاه تلمبه
scene of destruction جایگاه خرابیها
band-stand جایگاه ارکستر
expanse of ruins جایگاه خرابیها
stalling لژ جایگاه ویژه
stall لژ جایگاه ویژه
site plan نقشه جایگاه
picture palace جایگاه سینما
telephone station جایگاه تلفن
sanctuary جایگاه مقدس
ordinal position جایگاه ترتیبی
picturedrome جایگاه سینما
home range جایگاه حیوانات
hibernaculum جایگاه زمستانی
picture theatre جایگاه سینما
gallery جایگاه تماشاگران
booths جایگاه رژه
seats جایگاه نشاندن
grandstands جایگاه سرپوشیده
engine house جایگاه لوکوموتیو
grandstand جایگاه سرپوشیده
lattice site جایگاه شبکه
flash house جایگاه دزدان
seated جایگاه نشاندن
galleries جایگاه تماشاگران
booth جایگاه رژه
operating room جایگاه عمل
stands جایگاه تماشاگران
parking place جایگاه توقف
operating rooms جایگاه عمل
seat جایگاه نشاندن
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
lay-bys جایگاه ایست ایستگاه
menagerie جایگاه دام ودد
menageries جایگاه دام ودد
bar جایگاه متهمین در دادگاه
far turn پیچ سمت جایگاه
fire post جایگاه اتش نشانی
lay-by جایگاه ایست ایستگاه
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
dram shop جایگاه نوشابه فروشی
stand جایگاه گواه در دادگاه
podiums بالکن جایگاه مخصوص
bars جایگاه متهمین در دادگاه
stone work جایگاه سنگ تراشی
platform کف راه جایگاه خطابه
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
lay by جایگاه ایست ایستگاه
platforms کف راه جایگاه خطابه
oarlock جایگاه فلزی پارو
news stand جایگاه فروش روزنامه
sanctum قدس جایگاه مقدس
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
docks جایگاه متهم در دادگاه
docked جایگاه متهم در دادگاه
dock جایگاه متهم در دادگاه
news-stand جایگاه فروش روزنامه
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
swinery پرورشگاه یا جایگاه خوکان
stand one's ground <idiom> حمایت از جایگاه شخص
podium بالکن جایگاه مخصوص
news-stands جایگاه فروش روزنامه
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
witness box جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
orchestras دسته نوازندگان جایگاه ارکست
choir-loft [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
witness box جایگاه شهود گواه جای
perches جایگاه بلند جای امن
orchestra دسته نوازندگان جایگاه ارکست
perch جایگاه بلند جای امن
locations جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
location جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
perched جایگاه بلند جای امن
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
perching جایگاه بلند جای امن
haras جایگاه تخم کشی اسب
fore [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
tap room جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
antechoir جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
lubritorium جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
clubhouses ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
clubhouse ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
Pay attention to the house rules [hazard statements] . توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
porter house جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
brail بادبان
inhaul بادبان کش
sailed بادبان
sail بادبان
sailings بادبان
batten pocket بادبان
vela بادبان
velorum بادبان
sailcloth بادبان
inhauler بادبان کش
grandstand جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstands جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
reefer بادبان جمع کن
reefers بادبان جمع کن
cut of sail برش بادبان
catboat قایق تک بادبان
mizzen sail بادبان پاشنه
to take in a reef بادبان را تو گذاشتن
goosewing دو پهلو بادبان
foot پایین بادبان
halyard ریسمان بادبان
lateen rig بادبان 3 گوشه
topsail بالاترین بادبان
mainsail بادبان اصلی
halliard ریسمان بادبان
jigger بادبان کوچک
lateen sail بادبان سه گوش
jackstay بادبان بند
sail area سطح بادبان
inhauler ریسمان بادبان کش
to clew up[ a sail بالاکشیدن بادبان
main sail بادبان اصلی
fill away بادبان برافراشتن
fill away بادبان اراستن
unfurls بادبان گستردن
unfurling بادبان گستردن
gaskets بادبان بند
unfurled بادبان گستردن
gasket بادبان بند
unfurl بادبان گستردن
foresail بادبان سینه
furling پیچیدن و بستن بادبان
frigate کشتی بادبان دار
furls پیچیدن و بستن بادبان
skysail بادبان فوقانی کشتی
rigs بادگل و بادبان اراستن
brail up جمع کردن بادبان
furled پیچیدن و بستن بادبان
frigates کشتی بادبان دار
rigged بادگل و بادبان اراستن
head sail بادبان جلوی دکل
shake-out باز کردن بادبان
atrip مربوط به بادبان برافراشته
head sail بادبان جلو کشتی
rig بادگل و بادبان اراستن
ship rigged دارای بادبان مربع
airing هوا خوری بادبان
shake out باز کردن بادبان
under bare poles با دکل خالی بی بادبان
clew گوشه پایین بادبان
mainsail بادبان اصلی کشتی
miz واپسین بادبان کشتی
flying jib بادبان سه گوش کوچک
afterleech بادبان جلوی قایق
set sail بالا بردن بادبان
luff لبه جلویی بادبان
shake-outs باز کردن بادبان
furl پیچیدن و بستن بادبان
topsoil بادبان اصلی ناو
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
tackline طناب بادبان جلو
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
lugger کشتی کوچک با بادبان چارگوش
jib بادبان سه گوشه جلوی دکل
backs تنظیم بادبان پشت کمان
lateener کشتی دارای بادبان سه گوش
reefs پیچیدن و جمع کردن بادبان
jibs بادبان سه گوشه جلوی دکل
reef پیچیدن و جمع کردن بادبان
booming تیر افقی وصل به بادبان
mainsheet طناب حافظ بادبان اصلی
spinnaker بادبان 3 گوشه بشکل بالن
jibbing بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibbed بادبان سه گوشه جلوی دکل
lateen sail کشتی دارای بادبان سه گوش
back تنظیم بادبان پشت کمان
mizzen sail بادبان روی دکل فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com