Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English
Persian
foothold
جای ثابت پایگاه
footholds
جای ثابت پایگاه
Search result with all words
free
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freed
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
frees
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
drag bunt
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه
station complement
پرسنل ثابت یک پایگاه
Other Matches
queried
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
aggregates
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
roll back
کاریک برنامه کاربردی پایگاه داده ها برای توقف تراکنش و برگشت پایگاه داده ها به وضعیت قبلی
aggregate
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
queries
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
query
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
querying
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
station list
فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
deployment operating base
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
privacy
قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
languages
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
language
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
sql
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و معروف استاندارد که برای تولید پرسش هایی برای داده از پایگاه داده ها به کار می رود
structure
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structures
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structuring
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
dense index
اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
querying
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queried
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
fix
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
stationed
پایگاه
status
پایگاه
station
پایگاه
lodgment or lodge
پایگاه
platforms
پایگاه
posts
پایگاه
sited
پایگاه
aboard
در پایگاه
posted
پایگاه
post-
پایگاه
sites
پایگاه
post
پایگاه
platform
پایگاه
stations
پایگاه
campound
پایگاه
site
پایگاه
knowledge base
پایگاه دانش
achieved status
پایگاه اکتسابی
knowledge base
پایگاه اگاهی
base of operations
پایگاه عملیات
encampments
اردو پایگاه
encampment
اردو پایگاه
base defense
پدافند از پایگاه
base map
نقشه پایگاه
knowledge base
پایگاه معلومات
landing site
پایگاه فرود
data bank
پایگاه داده ها
data banks
پایگاه داده
base development
ساختن پایگاه
base camp
پایگاه مبنا
automatic take
تغییر پایگاه
data banks
پایگاه داده ها
outposts
پایگاه مرزی
base command
فرماندهی پایگاه
space station
پایگاه فضایی
air force base
پایگاه هوایی
space stations
پایگاه فضایی
air base
پایگاه هوایی
air bases
پایگاه هوایی
base defense
پدافند پایگاه
advance base
پایگاه جلو
base development
تهیه پایگاه
outpost
پایگاه مرزی
data bank
پایگاه داده
filbert base
پایگاه دروغین
hardened site
پایگاه مقاوم
databases
پایگاه داده ها
database
پایگاه داده ها
class status
پایگاه طبقهای
social status
پایگاه اجتماعی
data base
پایگاه داده ها
space platform
پایگاه فضایی
spaceport
پایگاه فضایی
defense base
پایگاه دفاعی
defense base
پایگاه پدافندی
filbert base
پایگاه فریبنده
height of site
ارتفاع پایگاه
professional status
پایگاه حرفهای
battle station
پایگاه رزمی
naval base
پایگاه دریایی
vacation camp
[American E]
پایگاه تابستانی
battle station
پایگاه جنگی
home port
پایگاه مادر
home port
پایگاه اصلی
naval station
پایگاه دریایی
naval auxiliary
پایگاه لجستیکی دریایی
entry
در پایگاه دادههای یا کتابخانه
bridgehead
پایگاه درکنار دریا
bridgeheads
پایگاه درکنار دریا
frameworks
مدیریت پایگاه داده
station complement
پرسنل خدماتی پایگاه
framework
مدیریت پایگاه داده
citadel
پایگاه مستحکم ارگ
commodores
فرمانده پایگاه هوایی
outposts
پایگاه نفوذی شطرنج
socioeconomic status
پایگاه اجتماعی- اقتصادی
relational database
پایگاه داده رابطهای
outpost
پایگاه نفوذی شطرنج
citadels
پایگاه مستحکم ارگ
commodore
فرمانده پایگاه هوایی
bare base
پایگاه اماده نشده
bare base
پایگاه اشغال نشده
database disign
طرح پایگاه داده ها
data base specialist
متخصص پایگاه داده
data base management
مدیریت پایگاه داده
data base management
مدیریت پایگاه داده ها
data base environment
محیط پایگاه داده
data base administrator
مسئول پایگاه داده ها
floating base
پایگاه شناور دریایی
computerized data base
پایگاه دادههای کامپیوتری
circuit clout
یک امتیاز با دویدن به پایگاه
base running
دویدن بسوی پایگاه
fleet operating base
پایگاه عملیاتی ناوگان
data base analyst
تحلیل گر پایگاه داده
hard missile base
پایگاه مستحکم موشک
hardware platform
پایگاه سخت افزار
database management
مدیریت پایگاه داده ها
cornering
طرفین پایگاه اصلی
distributed data base
پایگاه داده توزیعی
advanced landing field
پایگاه هوایی مقدم
corners
طرفین پایگاه اصلی
exhaustive search
جستجو هر رکورد در پایگاه
active database
پایگاه دادههای فعال
corner
طرفین پایگاه اصلی
air beacon
برج مراقبت پایگاه
air force base
پایگاه نیروی هوایی
dinger
دویدن به پایگاه اصلی
army base
پایگاه نیروی زمینی
database structure
ساختار پایگاه داده ها
data base manager
مدیر پایگاه داده
fire support base
پایگاه پشتیبانی اتش
advanced landing field
پایگاه فرود مقدم
very large data base
پایگاه داده بسیار بزرگ
relational database management
مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
database management program
برنامه مدیریت پایگاه داده ها
crowd the plate
نزدیک به پایگاه اصلی قرارگرفتن
data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده ها
database management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سیستم مدیریت پایگاه داده ها
bring in
امتیاز بدست اوردن در پایگاه
advance base
پایگاه مقدم صحنه عملیات
collections
و مرتب کردن در پایگاه داده
on line database
پایگاه داده درون خطی
hit
جستجوی موفق در پایگاه داده
collection
و مرتب کردن در پایگاه داده
batter's box
محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
hitting
جستجوی موفق در پایگاه داده
base loading
بارگیری انجام شده در پایگاه
connects
ضربه موفق در پایگاه دوم
connect
ضربه موفق در پایگاه دوم
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
hits
جستجوی موفق در پایگاه داده
database driver
برنامه راه انداز پایگاه داده
relational data menagement system
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطهای
beachheads
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachhead
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
table oriented database management progr
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
alternate escort operating base
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
emplacement
پایگاه مستقر کردن کار گذاشتن
alternate
کلید غیراصلی در فایل پایگاه داده ها
alternated
کلید غیراصلی در فایل پایگاه داده ها
alternates
کلید غیراصلی در فایل پایگاه داده ها
record oriented database management
برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
rdbms
سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
databases
روش سازماندهی و ایجاد پایگاه داده ها
basic relay post
پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
flat fuiile database management program
برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل
base runner
توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
database
روش سازماندهی و ایجاد پایگاه داده ها
base on halls
گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
match
جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
browsed
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
matches
جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
hierarchical data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
base logistical command
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
scavenging
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون اجازه
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
DBA
ول اجزا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
browses
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
browse
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
sea frontiers
مرزبانی دریایی پایگاه فرماندهی دفاع ساحلی
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
coach's box
محل ایستادن مربی در پایگاه 1 و 3 بیس بال
administrator
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com