Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
synchronizing separator
جداکننده همزمان سازی
Other Matches
synchronizing
همزمان سازی
synchronization
همزمان سازی
synchronizing pulses
ضربههای همزمان سازی
synchronizing limiter
لامپ مراقب همزمان سازی
processor
به صورت همزمان همزمان کار کند
delimiler
جداکننده
separator
جداکننده
spacer
جداکننده
divider
جداکننده
separatory funnel
قیف جداکننده
central strip
جداکننده جهات
impluse separator
جداکننده ایمپولز
cut off wall
دیوار جداکننده
cut off trench
گودال جداکننده
isolating switch
کلید جداکننده
argument separator
جداکننده شناسه
strain insulator
مقره جداکننده
record separator
جداکننده رکوردها
ingot slicing lathe
دستگاه جداکننده شمش
three phase switch
کلید جداکننده سه فاز
choir-wall
[دیواره ی جداکننده جایگاه]
paravanc
جداکننده زنجیر مین دریایی
wanelength
طول جدار جداکننده یا پرده جدا کننده
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
ends
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
end
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ended
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
contemporary
همزمان
coincidentally
همزمان
contemporaries
همزمان
synchronic
همزمان
isochrone
همزمان
isochronous
همزمان
concurrent
همزمان
simultaneously
همزمان
synchronizer
همزمان گر
synchronous
همزمان
simultaneous
همزمان
proportional
همزمان
parallels
همزمان
parallelling
همزمان
parallel
همزمان
paralleled
همزمان
parallelled
همزمان
paralleling
همزمان
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
syncheronous communications
مخابره همزمان
concurrently
اجرای همزمان
synchronising
همزمان کردن
synchronises
همزمان کردن
simultaneous extinction
خاموشی همزمان
simultaneity
همزمانی همزمان
synchronised
همزمان کردن
synchrinized
همزمان بودن
synchronic
همگاه همزمان
synchronized sweep
روبش همزمان
concurrent
همرو همزمان
concurrent
تقریباگ همزمان
synchronous generator
مولد همزمان
synchronous impedance
ناگذرایی همزمان
synchronous machine
ماشین همزمان
synchronous network
شبکه همزمان
synchronous reactance
راکتانس همزمان
synchronous speed
سرعت همزمان
synchronous telegraphy
تلگراف همزمان
synchronous transmission
انتقال همزمان
synchronous motor
موتور همزمان
synchronous transmission
مخابره همزمان
synchronous vibrator
لرزه گر همزمان
selsyn
موتور همزمان
synchronous device
دستگاه همزمان
synchronous phase advance
خازن همزمان
synchronizes
همزمان کردن
synchronize
همزمان کردن
synchronous admittance
گذرایی همزمان
synchronous operation
عملیات همزمان
synchronous communication
ارتباط همزمان
synchronous condenser
خازن همزمان
synchroscope
همزمان نما
concurrent operation
عملکرد همزمان
concurrent reinforcement
تقویت همزمان
coincided
همزمان بودن
concurrent training
اموزش همزمان
concurrent validity
اعتبار همزمان
concurrent variation
تغییر همزمان
coinciding
همزمان بودن
coincides
همزمان بودن
coincide
همزمان بودن
simultaneous processing
پردازش همزمان
concurrent processing
پردازش همزمان
concentred elimination
حذف همزمان
concentred exchange
تبادل همزمان
concentred reaction
واکنش همزمان
concurrent execution
اجرای همزمان
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
synchronizing signal
پیام همزمان ساز
compatability
قابلیت کار همزمان
synchronizing torque
گشتاور پیچشی همزمان
horizontal synchronizing
همزمان ساز افقی
two way simultaneous operation
عملکرد همزمان دو طرفه
binary synchronous communication
ارتباطات همزمان دودویی
volley fire
پرتاب همزمان گلوله ها با هم
acoustic synchronizer
همزمان ساز صوتی
concurrent programming
برنامه نویسی همزمان
held ball
گرفتن همزمان توپ
concurrent program execution
اجرای همزمان برنامه
synchronizer
دستگاه همزمان کننده
parallelled
که همزمان ارسال می شوند
parallel
که همزمان ارسال می شوند
paralleled
که همزمان ارسال شود
paralleled
که همزمان ارسال می شوند
simultaneous input/output
ورودی و خروجی همزمان
paralleling
که همزمان ارسال شود
parallels
که همزمان ارسال شود
paralleling
که همزمان ارسال می شوند
parallelled
که همزمان ارسال شود
coincident penalty
پنالتی همزمان دو تیم
simultaneous color television
تلویزیون رنگی همزمان
parallelling
که همزمان ارسال شود
full duplex
پروتکل دوسوی همزمان
parallelling
که همزمان ارسال می شوند
parallels
که همزمان ارسال می شوند
parallel
که همزمان ارسال شود
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
synchronising
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronised
همزمان شدن با هم مطابق کردن
bisync
synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
color sync signal
پیام همزمان ساز رنگ
synchronize
همزمان شدن با هم مطابق کردن
duplex
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
simultaneous
باهم واقع شونده همزمان
overlap processing
اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
synchronizes
همزمان شدن با هم مطابق کردن
mainframe computer
مانند تعداد عملوند همزمان
bursts
پیام همزمان ساز رنگ
burst
پیام همزمان ساز رنگ
duplex
ارسال داده در دو جهت همزمان
duplexes
ارسال داده در دو جهت همزمان
duplexes
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
immediate
عملوندی که همزمان با دستور بازیابی میشود.
petri nets
مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
synchronises
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
multiple foul
خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
synchronised
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronising
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
tandems
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
simultaneous
آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
synchronizes
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
tandem
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
operand
عملوند همزمان با دستور بازیابی میشود
doubled
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
doubled up
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
double
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
simultaneous
دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
coresident
دو یا چند برنامه که همزمان در حافظه اصلی هستند
multi tasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multitasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
parallelled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
sdlc
Control Link SynchronousData کنترل پیونددادهای همزمان
isochronal
همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
interleaving
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
paralleled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
simultaneous
ارسال داده و کدهای کنترل در دو جهت همزمان .
parallels
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
pseudostereo
ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
paralleled
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
Glasgow School
[نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
alternated
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternates
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
paralleling
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallelling
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallel
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallels
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com