Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
buck
جنس نر اهو وحیوانات دیگر
bucks
جنس نر اهو وحیوانات دیگر
Other Matches
zootechnics
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
leash
افسار سگ وحیوانات مشابه افسار بستن
leashes
افسار سگ وحیوانات مشابه افسار بستن
chips
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversions
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifts
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
one an other
یک دیگر
again
دیگر
anymore
دیگر
another
دیگر
thence
دیگر
secus
از دیگر سو
alternatives
شق دیگر
from one another
<adv.>
از هم دیگر
from each other
<adv.>
از هم دیگر
of one another
<adv.>
از هم دیگر
of each other
<adv.>
از هم دیگر
next
دیگر
furthers
دیگر
furthering
دیگر
furthered
دیگر
further
دیگر
alternative
شق دیگر
alternative
دیگر
else
دیگر
alternatives
دیگر
no more
دیگر نه
he is no more
او دیگر
others
دیگر
other
دیگر
nevermore
هرگز دیگر
never more
هرگز دیگر
about face
جهت دیگر
my other books
کتابهای دیگر من
variant
نوع دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
nevermore
دیگر ابدا
about face
سوی دیگر
In our other words.
بعبارت دیگر
on one's coat-tails
<idiom>
همراه کس دیگر
in other words
<idiom>
به کلام دیگر
next year
سال دیگر
alternative unit
واحدهای دیگر
at a later period
در موقع دیگر
others
نوع دیگر
otherwise
طور دیگر
somewhere else
یک جای دیگر
beside
ازطرف دیگر
yon
ان یکی دیگر ان
aliunde
از منبع دیگر
other
نوع دیگر
another day
یک روز دیگر
another guess
نوعی دیگر
another guess
قسمتی دیگر
on the other part
از طرف دیگر
otherwhere
جای دیگر
otherwhere
در مکان دیگر
otherwhile
گاه دیگر
elsewhere
نقطه دیگر
elsewhere
بجای دیگر
elsewhere
درجای دیگر
otherwhile
وقت دیگر
on the other hand
از سوی دیگر
otherworld
دنیای دیگر
otherwhence
از جای دیگر
otherness
چیز دیگر
otherguise
جور دیگر
other people
مردم دیگر
othergates
جور دیگر
shunts
به خط دیگر انداختن
shunted
به خط دیگر انداختن
shunt
به خط دیگر انداختن
on the other hand
ازطرف دیگر
otherguess
نوع دیگر
otherguess
جور دیگر
otherguess
بروش دیگر
scilicet
بعبارت دیگر
on the opposite side
در انسوی دیگر
what more do you want
دیگر چه می خواهید
withil
ازطرف دیگر
othergates
طور دیگر
otherwise
<adv.>
طور دیگر
et al
و در جای دیگر
no more of that
بس است دیگر
about-faces
جهت دیگر
about-faces
سوی دیگر
about-face
جهت دیگر
none other than
هیچکس دیگر جز
to wit
بعبارت دیگر
so muchthe worse
دیگر بدتر
another
شخص دیگر
another
یکی دیگر
t' other
بعدی دیگر
tother
بعدی دیگر
on more
بار دیگر
the other two
دوتای دیگر
to be no more
دیگر نبودن
again
از طرف دیگر
about-face
سوی دیگر
apart from that
<adv.>
از سوی دیگر
over-
بسوی دیگر
on the other hand
<adv.>
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
ازطرف دیگر
once
یکبار دیگر
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other hand
<adv.>
به ترتیب دیگر
by the same token
<adv.>
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
به ترتیب دیگر
apart from that
<adv.>
به ترتیب دیگر
in other words
<adv.>
به عبارت دیگر
in other words
<adv.>
به کلام دیگر
alternatively
<adv.>
به ترتیب دیگر
over
بسوی دیگر
by the same token
<adv.>
از سوی دیگر
on the other hand
<adv.>
از سوی دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
از سوی دیگر
no longer
نه دیگر
[زمانی]
no more
دیگر ن
[فعل]
on the other side
<adv.>
از سوی دیگر
no more
نه دیگر
[بیشتر]
otherwise
<adv.>
از سوی دیگر
alternatively
<adv.>
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
طور دیگر
in fact
به عبارت دیگر
not any more
دیگر نه
[بیشتر نه]
videlicet
به عبارت دیگر
to wit
<adv.>
به عبارت دیگر
namely
<adv.>
به عبارت دیگر
by the same token
<adv.>
طور دیگر
alternatively
<adv.>
از سوی دیگر
a horse of another colour
[different colour]
مطلبی دیگر
apart from that
<adv.>
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
طور دیگر
alternatively
<adv.>
طور دیگر
on the other side
<adv.>
طور دیگر
i.e
مخفف به عبارت دیگر
itineration
ازیک جابجایی دیگر
dialogue
صحبت با شخص دیگر
metaphraze
به عبارت دیگر در آوردن
adjournment
احاله بوقت دیگر
adjournments
احاله بوقت دیگر
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
reseating
در جای دیگر نشاندن
reseated
در جای دیگر نشاندن
What else can I do?
دیگر چه می توانم بکنم ؟
nerf
تصادف با اتومبیل دیگر
reseat
در جای دیگر نشاندن
dialogues
صحبت با شخص دیگر
nothing else
هیچ چیز دیگر
inter alia
میان اشخاص دیگر
among others
میان چیزهای دیگر
again
باز
[یکبار دیگر]
air to air
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
air-to-air
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
pick off
رد شدن از راننده دیگر
we have no more bread
دیگر نان نداریم
the future
دنیای دیگر عقبی
otherworldly
متوجه دنیای دیگر
to p on any one's preserves
باپای دیگر جهیدن
among other things
میان چیزهای دیگر
once again
دوباره
[بار دیگر]
onother's money
پول شخصی دیگر
hardly a child anymore
دیگر به سختی بچه ای
inter alia
میان چیزهای دیگر
this da y month
یک ماه دیگر از امروز
tomorrow week
هشت روز دیگر
spacemen
اهل کرات دیگر
spaceman
اهل کرات دیگر
they sing small now
دیگر جیک نمیزنند
like nowhere else
<adv.>
بیشتر از هر جای دیگر
dialog
صحبت با شخص دیگر
five your hence
ازحالاتاپنج سال دیگر
from stem to stern
ازیک سربسر دیگر
interferes
با سم یک پا به پای دیگر زدن
interfered
با سم یک پا به پای دیگر زدن
interfere
با سم یک پا به پای دیگر زدن
aliunde
ازیک جای دیگر
pool
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pooled
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pools
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com