Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
downbeat
حرکت چوب رهبر ارکست بطرف پایین
Other Matches
concertmaster
رهبر نوازندگان ویلن ومعاون رهبر ارکست
concertmeister
رهبر نوازندگان ویلن ومعاون رهبر ارکست
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
down
سوی پایین بطرف پایین
downswing
نوسان بطرف پایین
downstroke
ضربه بطرف پایین
bate
بال زدن بطرف پایین
step turn
چرخش بطرف پایین تپه
retrorse
بطرف پایین و عقب خم شده
to push down
بطرف پایین هل دادن یا پرت کردن
downwash
زاویه انحراف هوا بطرف پایین دراثر برخورد با یک ایرفویل
upthrust
حرکت بطرف بالا
upstroke
حرکت قلم بطرف بالا
starboard
بطرف راست حرکت کردن
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
tabbed flap
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
inflexed
منحنی یا کج شده بطرف داخل یا خارج و یابطرف پایین ویابطرف قطب و محور منحرف شده
skate off
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
downward movement
حرکت رو به پایین
upwash
حرکت هوا بطرف بالا درجلوی لبه حمله بال مادون صوت که منجر به تولید برامیگردد
fluctuating
حرکت به بالا و پایین
fluctuation
حرکت به بالا و پایین
fluctuate
حرکت به بالا و پایین
fluctuated
حرکت به بالا و پایین
fluctuates
حرکت به بالا و پایین
Drive on dimmed headlights !
[Warning to drivers]
با نور پایین حرکت کنید!
[هشدار به رانندگان]
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hunting
حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
jitter
خطایی که در آن حرکت سرعت بالا پایین نشانگر روی صفحه وجدو دارد و در یک ارسال فیش
skyward
بطرف اسمان بطرف بالا
orchestra
ارکست
orchestras
ارکست
banstand
جایگاه ارکست
scroll
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scrolls
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
orchestrated
بصورت ارکست دراوردن
orchestrates
بصورت ارکست دراوردن
orchestrating
بصورت ارکست دراوردن
orchestrate
بصورت ارکست دراوردن
feinted
حرکت از میله بالا به میله پایین
feints
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting
حرکت از میله بالا به میله پایین
feint
حرکت از میله بالا به میله پایین
orchestras
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestra
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
scanner
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
square wave
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
horizontal
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
head up
<idiom>
رهبر
leaderless
بی رهبر
steerer
رهبر
leaders
رهبر
guides
رهبر
pilot
رهبر
piloted
رهبر
guide
رهبر
pilots
رهبر
leader
رهبر
guided
رهبر
leadden limbs
رهبر
premiers
رهبر
premier
رهبر
premieres
رهبر
skippered
رهبر
skippering
رهبر
skippers
رهبر
fuehrer
رهبر
premiering
رهبر
skipper
رهبر
premiere
رهبر
fuhrer
رهبر
premiered
رهبر
bandmaster
رهبر ارکستر
maestros
رهبر ارکستر
bellwether
رهبر پیشوا
choreographer
رهبر گروهرقص
headsman
پیشوا رهبر
cheer leader
رهبر تماشاگران
conductor
رهبر ارکتسر
conductors
رهبر ارکتسر
precentor
رهبر سرایندگان
maestro
رهبر ارکستر
floor leader
رهبر فراکسیونهای مجلس
bigbrother
رهبر درکار یا عقیدهای
rectors
رئیس دانشگاه رهبر
rector
رئیس دانشگاه رهبر
cheerleader
رهبر هورا کشان
swami
رهبر مذهبی هندی
choirmaster
رهبر دسته سرایندگان
cheerleaders
رهبر هورا کشان
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
head
رهبر یا دسته پیشرو یک ستون
frontbencher
رهبر گروه پارلمانی حزب
frontbenchers
رهبر گروه پارلمانی حزب
drum majorette
زنی که رهبر طبالان است پیرو موزیک
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
in
بطرف
in-
بطرف
into
بطرف
at
بطرف
levo
بطرف چپ
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
upgrades
بطرف بالا
orienting
بطرف خاوررفتن
earthwards
بطرف زمین
upward
بطرف بالا
earthward
بطرف زمین
on
بعلت بطرف
upgrade
بطرف بالا
mediad
بطرف وسط
frontward
بطرف جلو
mesail
بطرف وسط
eastwards
بطرف مشرق
orient
بطرف خاوررفتن
manward
بطرف انسان
homeward
بطرف منزل
onwards
بطرف جلو
with
بطرف درجهت
edgewise
بطرف لبه
to win over to one's side
بطرف خوداوردن
upgraded
بطرف بالا
rearward
بطرف عقب
orients
بطرف خاوررفتن
riverward
بطرف رودخانه
to the east of
بطرف مشرق
upgrading
بطرف بالا
pakkorro
بطرف بیرون
aport
بطرف چپ کشتی
coastwards
بطرف ساحل
to
بطرف روبطرف
upwards
بطرف بالا
downwards
بطرف پائین
frontwards
بطرف جلو
toward
بطرف نسبت به
dorsad
بطرف پشت
abaft
بطرف عقب
apporro
بطرف جلو
atop
بطرف بالا
forwards
بطرف جلو
coastward
بطرف ساحل
edgeways
بطرف جلوباشد
homes
بطرف خانه
cephalad
متمایل بطرف سر
cityward
بطرف شهر
home
بطرف خانه
without
بطرف خارج
mesal
بطرف وسط
heavenward
بطرف اسمان
deasil
متمایل بطرف راست
upwell
بطرف بالا رفتن
upstroke
خط منبسط بطرف بالا
inwards or inward
بطرف داخل بباطن
uptilt
بطرف بالا کج کردن
inboard
بطرف مرکز کشتی
ina northerly direction
بطرف شمال شمالا
cephalad
متمایل بطرف راس
outward
بطرف خارج بیرونی
norther
بیشتر بطرف شمال
southeastward
بطرف جنوب شرقی
stern ward
بطرف عقب کشتی
nobble
بطرف خود اوردن
ashore
بکنار بطرف ساحل
northwestwards
بطرف شمال غربی
phototropism
گرایش بطرف نور
nobbling
بطرف خود اوردن
gravitating
متمایل شدن بطرف
front
بطرف جلو روکردن به
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com