English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
toll حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolling حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
Other Matches
market overt بازار عمومی محل خرید و فروش درفضای باز
futures market بازار خرید و فروش سلف
tolling عوارض عبور عوارض راهداری
tolls عوارض عبور عوارض راهداری
toll عوارض عبور عوارض راهداری
walras law براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
dumping فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
close price دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
public amnsement نمایشگاه عمومی
toll عوارض عبور
tolling عوارض عبور
tolls عوارض عبور
buyer's market بازار خرید
buyers market بازار خرید
open purchase خرید از بازار ازاد
cornering the market خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
dead market بازار کم فروش
outlet بازار فروش
sale بازار فروش
sales area بازار فروش
outlets بازار فروش
businesses خرید یا فروش
business خرید یا فروش
buying and selling خرید و فروش
nundination خرید و فروش
dealing خرید و فروش
market بازار فروش [اقتصاد]
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
hedging خرید و فروش تامینی
stock trading خرید و فروش سهام
handle خرید و فروش کردن
course of dealing دوره خرید و فروش
hedged خرید و فروش تامینی
hedges خرید و فروش تامینی
hedge خرید و فروش تامینی
handles خرید و فروش کردن
marketplace میدان فروش کالا بازار
ship broker دلال خرید و فروش کشتی
dealer کسی که خرید و فروش میکند
dealers کسی که خرید و فروش میکند
chandler کسی که به خرید و فروش کالا مشغول است
barratry خرید و فروش مقامهای دولتی ومذهبی با پول
general sales tax مالیات عمومی بر فروش
rug delivery [جابه جایی و حمل فرش به محل خرید یا فروش]
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
luck penny پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
luck money پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
convertibility قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
cartel توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
cartels توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
open market operation عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
cost plus contracts به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
hypsometric diagram طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
operate به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operated به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operates به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
installment plan خرید یا فروش اقساطی پرداخت اقساطی
taxiway محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
futures goods کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
purchase request درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
fairs بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairer بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest بازار مکاره هفته بازار عادلانه
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
duty عوارض گمرکی عوارض
field buying خرید کردن در صحرا خرید محلی
classification yard محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
clear way محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
machinery space محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
market failure شکست بازار نارسائی بازار
firewall سیستم امنیتی سخت افزار یا نرم افزار بین سرور یا اینترنیت و اینترنت عمومی . سیستم اجازه عبور اطلاعات به اینترنت را میدهد ولی داده ورودی را بررسی میکند پیش از ارسال آن به سرور خصوصی
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
wading crossing عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
purchase price variance سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
market value در بازار قیمت بازار
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
order خرید سفارش خرید
fairest نمایشگاه
fair نمایشگاه
fairer نمایشگاه
fairs نمایشگاه
exhibition نمایشگاه
exhibitions نمایشگاه
showplaces نمایشگاه
show room نمایشگاه
playhouses نمایشگاه
showplace نمایشگاه
playhouse نمایشگاه
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
festival of rug نمایشگاه فرش
trade fairs نمایشگاه تجاری
trade fairs نمایشگاه بازرگانی
trade fair نمایشگاه تجاری
fair نمایشگاه کالا
trade fair نمایشگاه بازرگانی
menagerie نمایشگاه جانوران
exposition عرضه نمایشگاه
showrooms سالن نمایشگاه
penny gaff نمایشگاه ارزان
showrooms نمایشگاه کالا
showroom سالن نمایشگاه
showroom نمایشگاه کالا
pavilions غرفه نمایشگاه
pavilion غرفه نمایشگاه
odeum نوازشگاه یا نمایشگاه
menageries نمایشگاه جانوران
expositions عرضه نمایشگاه
fairer نمایشگاه کالا
fairest نمایشگاه کالا
stagy درخور نمایشگاه
exhibition building ساختمان نمایشگاه
fairs نمایشگاه کالا
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
carpet showroom نمایشگاه و غرفه فرش
terrarium نمایشگاه جانوران خشکی
exhibition نمایشگاه حقوق تقاعد
operating theatre نمایشگاه عمل جراحی
exhibitions نمایشگاه حقوق تقاعد
operating theatres نمایشگاه عمل جراحی
galleries نقب اصلی نمایشگاه هنری
aquariums نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquarium نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
amphitheatre تاتر یا نمایشگاه بیضوی شکل
aquaria نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
overseas trade fair نمایشگاه بین المللی بازرگانی
gallery نقب اصلی نمایشگاه هنری
amphitheatres تاتر یا نمایشگاه بیضوی شکل
There was no end of visitors at the fair. تا دلت بخواهد در نمایشگاه آدم بود
market economy اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
stallage حق نصب غرفه و کیوسک دربازار یا نمایشگاه کالا
furriers خز فروش پوست فروش
furrier خز فروش پوست فروش
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
due عوارض
toll عوارض
tolling عوارض
imposition عوارض
tolls عوارض
tax عوارض
complication عوارض
complications عوارض
taxes عوارض
taxed عوارض
dues عوارض
rating میزان عوارض
rates and taxes عوارض ومالیات
contour عوارض زمین
tolls عوارض راهداری
feature line خط عوارض زمین
scatt مالیات عوارض
ratings میزان عوارض
imposition عوارض فریب
rate of duty نرخ عوارض
tolling عوارض راهداری
customs duty عوارض گمرکی
berthage عوارض اسکله
terrain عوارض زمین
wharfage عوارض باراندازی
customs duties عوارض گمرکی
terrain features عوارض زمین
ratepayers عوارض دهنده
byeffect عوارض جانبی
toll عوارض راهداری
ratepayer عوارض دهنده
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
panopticon نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
west coast computer faire یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
tollgate محل پرداخت عوارض
river dues عوارض استفاده از ابراهها
hydrography ضبط عوارض ابی
topography تهیه نقشه از عوارض
contour map نقشه عوارض نما
tollhouse محل پرداخت عوارض
duty free معاف از عوارض گمرکی
dutiable مشمول مالیات و عوارض
spillover costs عوارض منفی خارجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com