English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 224 (12 milliseconds)
English Persian
charity line خط پرتاب ازاد
sharity stripe خط پرتاب ازاد
foul line خط پرتاب ازاد
Search result with all words
conversion پرتاب ازاد
conversions پرتاب ازاد
outside منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
outsides منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
convert پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converted پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converting پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converts پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
charity shot پرتاب ازاد
corner throw پرتاب ازاد از گوشه
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
free throw پرتاب ازاد
free throw area منطقه پرتاب ازاد
free throw circle دایره پرتاب ازاد
free throw lane مستطیل پرتاب ازاد
goal throw پرتاب ازاد دروازه بان واترپولو
gravity drop پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
gravity extraction بیرون ریختن یا پرتاب بار ازهواپیما با استفاده از سقوط ازاد
key hole منطقه پرتاب ازاد
Other Matches
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
shoving پرتاب
pitches پرتاب
shied پرتاب
shies پرتاب
pitch پرتاب
shy پرتاب
shoves پرتاب
shoved پرتاب
shove پرتاب
jetted پرتاب
hurls پرتاب
hurled پرتاب
jaculation پرتاب
hurl پرتاب
launching پرتاب
launches پرتاب
launched پرتاب
putting پرتاب
jetting پرتاب
jets پرتاب
detrusion پرتاب
jet پرتاب
put پرتاب
tosses پرتاب
tossed پرتاب
toss پرتاب
tossing پرتاب
puts پرتاب
shying پرتاب
throws پرتاب
shyest پرتاب
shyer پرتاب
launch پرتاب
throwing پرتاب
throw پرتاب
tilt شتاب پرتاب
throwing the javelin پرتاب نیزه
arm thrust پرتاب دست
jaculate پرتاب کردن
javelin throw پرتاب نیزه
hot hand پرتاب موفق
base ejection پرتاب شونده از ته
throwing the hammer پرتاب چکش
launcher پرتاب کننده
tilted شتاب پرتاب
tilts شتاب پرتاب
paradrop پرتاب با چتر
slung پرتاب شده
aerial delivery پرتاب هوایی
jettisons پرتاب کردن
air extraction پرتاب بار
jettisoning پرتاب کردن
jettisoned پرتاب کردن
lunger پرتاب کننده
let fly پرتاب کردن
launching site محل پرتاب
launching angle زاویه پرتاب
launcher سکوی پرتاب
airball پرتاب خطا
projection پرتاب طرح
projections پرتاب طرح
jettison پرتاب کردن
propellant charge خرج پرتاب
hammer throw پرتاب چکش
bowshot تیر پرتاب
pelt پرتاب کردن
pelted پرتاب کردن
pelts پرتاب کردن
thrust پرتاب کردن
discus throw پرتاب دیسک
fire پرتاب راکت
fired پرتاب راکت
fires پرتاب راکت
discus throwing پرتاب دیسک
forward cast پرتاب نخ ماهیگیری
foin پرتاب کردن
shove پرتاب شدن
shoved پرتاب شدن
shoves پرتاب شدن
thrusting پرتاب کردن
thrusts پرتاب کردن
flings افکندن پرتاب
chuck پرتاب توپ
chuck پرتاب نادرست
chucked پرتاب توپ
chucked پرتاب نادرست
chucks پرتاب توپ
chucks پرتاب نادرست
pounce پرتاب استامپ
pounces پرتاب استامپ
pouncing پرتاب استامپ
caster پرتاب کننده
propellants خرج پرتاب
propellant خرج پرتاب
fling افکندن پرتاب
flinging افکندن پرتاب
shoving پرتاب شدن
propelling charge خرج پرتاب
putting پرتاب وزنه
weight throw پرتاب وزنه
projects پرتاب کردن
torpedo launch پرتاب اژدر
pitches پرتاب کردن
unsling پرتاب کردن
puts پرتاب وزنه
skeet پرتاب کردن
delivery پرتاب گلوله
throw-in پرتاب اوت
threw پرتاب کرد
put پرتاب وزنه
project پرتاب کردن
rocketry فن پرتاب موشک
projected پرتاب کردن
deliveries پرتاب گلوله
throw-ins پرتاب اوت
deliveries پرتاب توپ
throw in پرتاب اوت
upthrow پرتاب ببالا
small ball پرتاب بی حالت
pitch پرتاب کردن
shot put پرتاب وزنه
over 6 یا 8 پرتاب توپ
throwing apparatus لوازم پرتاب
over- 6 یا 8 پرتاب توپ
pounced پرتاب استامپ
shoot پرتاب کردن
shoots پرتاب کردن
delivery پرتاب توپ
referee throw پرتاب داور
freed ازاد
freeing ازاد
immundity ازاد
free ازاد
stand at ease ازاد
immune ازاد
stand easel ازاد
idle line خط ازاد
slack water اب ازاد
frees ازاد
degage ازاد
self-service ازاد
self service ازاد
self administered ازاد
exempts ازاد
unihibit ازاد
disengaged ازاد
absolute ازاد
footloose ازاد
unrestrained ازاد
absolutes ازاد
free play ازاد
freeman ازاد
freemen ازاد
unattached ازاد
exempt ازاد
exempted ازاد
sweepers بک ازاد
sweeper بک ازاد
unihibited ازاد
open ازاد
go as you please ازاد
at ease ازاد
sweep back بک ازاد
suspended floor کف ازاد
opened ازاد
fetterless ازاد
exempting ازاد
loosest ول ازاد
looser ول ازاد
opens ازاد
loose ول ازاد
shoots پرتاب کردن گلوله
shoot پرتاب کردن گلوله
torpedo tube سکوی پرتاب اژدر
exudation پخش یا پرتاب مواد
extraction zone منطقه پرتاب بار
deliver پرتاب به سمت هدف
hoop-las بازی پرتاب حلقه
pulsing پرتاب امواج انرژی
pitchers پرتاب کنندهء توپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com