English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
traffic court دادگاه تخلفات رانندگی
Search result with all words
traffic court دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
Other Matches
judge advocate دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
discharge مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharges مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
continuance تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
prize courts دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
transfer of cause احاله امر از یک دادگاه به دادگاه دیگر به علل قانونی
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
parquet محل نشستن اعضا دادگاه در دادسرامحوطه دادگاه
remanet احاله موضوع از یک دادگاه به دادگاه دیگر
manadamus حکم دادگاه بالاتربه دادگاه پایین تر
to wipe the slate clean <idiom> شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح]
writs دستور دادگاه حکم دادگاه
writ دستور دادگاه حکم دادگاه
summary court دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
arrested جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
chauffeuring رانندگی کردن
drive رانندگی کردن
chauffeur رانندگی کردن
driving licences گواهینامه رانندگی
driving موثر رانندگی
drives رانندگی کردن
radius of action ناحیه رانندگی
chauffeurs رانندگی کردن
chauffeured رانندگی کردن
driving experience تجربه رانندگی
driving licence گواهینامه رانندگی
driving licenses گواهینامه رانندگی
motoring offences جرائم رانندگی
staging رانندگی کالسکه
wheel gloves دستکش رانندگی
department of motor vehicles [DMV] [American E] اداره راهنمایی و رانندگی
There is nothing to be afraid of in driving. رانندگی که ترس ندارد.
He drives recklessly. بی احتیاط رانندگی می کند
vehicle registration office اداره راهنمایی و رانندگی
road traffic offences جرائم راهنمایی و رانندگی
drives رانندگی ارابه مسابقهای
drunken driving رانندگی در حال مستی
to drive a car رانندگی کردن خودرویی
pull ahead جلو زدن [در رانندگی]
karting رانندگی با اتومبیل کوچک
drive رانندگی ارابه مسابقهای
to drive on dimmed [dipped] headlights با نور پایین رانندگی کردن
Road signs علائم راهنمایی و رانندگی جاده
cell phone users while driving کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
Here ist my driving licence card. بفرمائید این گواهینامه رانندگی من است.
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) . رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
reduced lighting حرکت با نور کم رانندگی با چراغ جنگی
iceboat قایق مخصوص رانندگی روی سطح یخزده
to pass your driver's license test at the first attempt آزمون گواهینامه رانندگی را بار اول قبول شدن
to jink [colloquial] [British English] در دویدن [راه رفتن] [رانندگی کردن] ناگهان مسیر را تغییر دادن
courtroom دادگاه
courtrooms دادگاه
courthouse دادگاه
tribunal دادگاه
tribunals دادگاه
courts دادگاه
court of law دادگاه
forum دادگاه
forums دادگاه
court دادگاه
judgement hall دادگاه
judgement seat دادگاه
court of justice دادگاه
courthouses دادگاه
court division دادگاه
assize court دادگاه جنایی
peace court دادگاه بخش
kangoroo court دادگاه محلی
court of first instance دادگاه شهرستان
police court دادگاه خلاف
judicial confession اقرار در دادگاه
per curium به وسیله دادگاه
kangaroo court دادگاه پوشالی
jurisdiction of the court صلاحیت دادگاه
police power دادگاه پلیس
petty session دادگاه سیار
administrative tribunal دادگاه اداری
kangaroo courts دادگاه مندرآوردی
magistrates court دادگاه جنحه
military tribunal دادگاه نظامی
court of appeal دادگاه استان
kangaroo courts دادگاه غیرقانونی
court of appeal دادگاه استیناف
court of appeal دادگاه پژوهش
kangaroo courts دادگاه پوشالی
military court دادگاه نظامی
courts of appeal دادگاه استان
municipal court دادگاه شهرداری
kangaroo court دادگاه مندرآوردی
municipal court دادگاه داخلی
courts of appeal دادگاه استیناف
courts of appeal دادگاه پژوهش
kangaroo court دادگاه غیرقانونی
martial court دادگاه نظامی
president of the court رئیس دادگاه
court session جلسه دادگاه
special tribunal دادگاه اختصاصی
court of province دادگاه استان
contempt og court اهانت به دادگاه
country court دادگاه بخش
court of petty offences دادگاه لغزش
court of iquiry دادگاه رسیدگی
court of grievances دادگاه مظالم
court of first instance دادگاه بدوی
court of appeals دادگاه استیناف
eyre دادگاه سیار
court material دادگاه نظامی
court martiall دادگاه نظامی
summary court دادگاه بدوی
court martial دادگاه نظامی
criminal court دادگاه جنایی
circuit court دادگاه استیناف
auto da fe رای دادگاه
provost court دادگاه پادگانی
prsbytery دادگاه شرعی
beadle منادی دادگاه
quaestor افسررئیس دادگاه
canonry دادگاه شرع
quarter sessions دادگاه استینافی
queens bench division دادگاه ملکه
questor افسررئیس دادگاه
recourse action رجوع به دادگاه
superior court دادگاه تمیز
rehearing تجدیدجلسه دادگاه
circuit court دادگاه منطقهای
district court دادگاه بخش
disciplinary tribunal دادگاه انتظامی
superior court دادگاه عالی
courtrooms اطاق دادگاه
police force دادگاه پلیس
juvenile court دادگاه نوجوانان
juvenile court دادگاه اطفال
juvenile courts دادگاه نوجوانان
juvenile courts دادگاه اطفال
evoke به دادگاه بالاتربردن
evokes به دادگاه بالاتربردن
evoking به دادگاه بالاتربردن
cite به دادگاه خواندن
cited به دادگاه خواندن
cites به دادگاه خواندن
bar وکالت دادگاه
bars وکالت دادگاه
police forces دادگاه پلیس
writ حکم دادگاه
writ قرار دادگاه
writs حکم دادگاه
writs قرار دادگاه
divan دادگاه اسلامی
diwan دادگاه اسلامی
rotas دادگاه کاتولیکی
rota دادگاه کاتولیکی
citing به دادگاه خواندن
courtroom اطاق دادگاه
warnings اخطاریه دادگاه
court of inquiry دادگاه تفتیش
courts of inquiry دادگاه تفتیش
Chief Justice رئیس دادگاه
Chief Justices رئیس دادگاه
decree قرار دادگاه
decreed قرار دادگاه
decreeing قرار دادگاه
decrees قرار دادگاه
receivership امانت دادگاه
warning اخطاریه دادگاه
law courts دادگاه قضایی
ushered دربان دادگاه
ushering دربان دادگاه
ushers دربان دادگاه
usher دربان دادگاه
tribunal دادگاه محکمه
law court دادگاه قضایی
tribunals دادگاه محکمه
forum دادگاه محکمه
court division بخش دادگاه
forums دادگاه محکمه
landesgericht دادگاه ایالتی
rectus in curia اعاده حق ترافع در دادگاه
probate court دادگاه وصایا و ارث
civil court division بخش دادگاه مدنی
police magistrate رئیس دادگاه لغزش
criminal court division بخش دادگاه جنایی
execution اجرا [حکم دادگاه]
legal enforcement اجرای حکم دادگاه
termtime دوره اجلاسیه دادگاه
traffic court دادگاه عبور و مرور
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
woolsack کرسی یا صندلی دادگاه
decree absolute حکم نهائی دادگاه
enforcement اجرا [حکم دادگاه]
right of action حق طرح دعوی در دادگاه
to bring somebody before the court [s] کسی را دادگاه بردن
sitting in camera جلسه خصوصی دادگاه
small claims court دادگاه دعاوی کوچک
to give evidence before the court در دادگاه گواهی دادن
to appear before the court در دادگاه ظاهر شدن
state's evidence گواه دادگاه جنایی
enforcement by writ اجرای حکم دادگاه
sub judice مورد مطالعه دادگاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com