English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English Persian
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
Other Matches
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
annular وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
retool مجددا با ابزار تجهیز کردن
trimming tool ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
triangulate سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
sheave دسته کردن بصورت بافه دراوردن
defragmentation ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
metre اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meter اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
literalize بصورت تحت اللفظی دراوردن لفظ بلفظ معنی کردن
yardstick خط کش [ابزار]
folding ruler خط کش [ابزار]
gadget ابزار
yard stick خط کش [ابزار]
carpenter's rule خط کش [ابزار]
folding meter stick خط کش [ابزار]
folding rule خط کش [ابزار]
device ابزار
double meter stick [American] خط کش [ابزار]
implemented ابزار
instrument ابزار
hardware ابزار
implementing ابزار
implements ابزار
tool ابزار
implement ابزار
doodad ابزار
locking device ابزار
gadgets ابزار
doodads ابزار
tools ابزار
instrumentation ابزار
devices ابزار
bag کیف ابزار
control equipment ابزار نظارت
centering tool ابزار تمرکز
gosseneck tool ابزار دوخمی
common round ابزار فیتیله
groupware گروه ابزار
lathe tool ابزار تراش
bird's-break ابزار رخ منقاری
bags کیف ابزار
tool box جعبه ابزار
groupware ابزار گروهی
hardware سخت ابزار
head دهنه ابزار
tool kits جعبه ابزار
tool kit جعبه ابزار
tool boxes جعبه ابزار
spatula [American] ] کارتک [ابزار]
scraper [British کارتک [ابزار]
spackle knife کارتک [ابزار]
putty knife کارتک [ابزار]
bench میز ابزار
astragulus ابزار فیتیله ای
cloned ابزار همزاد
cloned ابزار همگن
clone ابزار همزاد
clone ابزار همگن
knurled tool ابزار اج کاری
joiner's hardware ابزار نجاری
generating tool ابزار تولید
tax instrument ابزار مالیاتی
bumping tool ابزار خم کاری
brick workers tool ابزار بنایی
assembly tools ابزار مونتاژ
clones ابزار همگن
plier انبردست [ابزار]
astragal ابزار فیتیله ای
angle-roll ابزار گرد
skiving tool ابزار تراش
small tool ابزار کوچک
cold heading tool ابزار سردکار
steelwork ابزار پولادین
cloning ابزار همزاد
cloning ابزار همگن
clones ابزار همزاد
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
electric drills دریل ها [ابزار]
drills دریل ها [ابزار]
precision tool ابزار دقیق
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
operandum ابزار پاسخ
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
diamond-fret ابزار لوزی
planishing tool ابزار پرداخت
milling cutter ابزار فرزکاری
metal cutting tool ماشین ابزار
metal cutting فلزبری [ابزار]
means of production ابزار تولید
boring machines دریل ها [ابزار]
manipulandum ابزار پاسخ
credit instrument ابزار اعتباری
machine shop tool ابزار ماشینی
helve دسته ابزار
knurled tool ابزار آج دار
hawksbill ابزار رخ منقاری
hand tool ابزار دستی
electric drill دریل [ابزار]
drill دریل [ابزار]
drilling machine دریل [ابزار]
boring machine دریل [ابزار]
moulding templet ابزار کشویی
tool ابزار کار
moulding plane رنده ابزار
development tools ابزار توسعه
milling tool ابزار فرزکاری
hawksbeak ابزار رخ منقاری
toolhouse انبار ابزار
floating tool ابزار متحرک
toll steel فولاد ابزار
flexible drive tool ابزار گردان
tool holder ابزار گیر
instrument panels پیشخوان ابزار
vernier calliper [British] قطرسنج [ابزار]
sliding caliper قطرسنج [ابزار]
machine tools ابزار ماشینی
toolroom اتاق ابزار
furniture ابزار اهنی
toolbox جعبه ابزار
tool sharpener ابزار چاق کن
drilling machines دریل ها [ابزار]
turning tool ابزار تراشکاری
machine tool ابزار ماشینی
tool set دست ابزار
tool maker ابزار مند
tool maker ابزار ساز
vernier caliper قطرسنج [ابزار]
calliper [British] قطرسنج [ابزار]
calipers کولیس [ابزار]
workbox جعبه ابزار
physical device ابزار مادی
calliper [British] کولیس [ابزار]
firmware استوار- ابزار
sliding caliper کولیس [ابزار]
lifting device ابزار بالا بر
fishing tackle ابزار ماهیگیری
vernier caliper کولیس [ابزار]
calipers قطرسنج [ابزار]
instrument panels پهنهی ابزار
vernier calliper [British] کولیس [ابزار]
grooving tool ابزار کام کنی
hot working die ابزار عملیات حرارتی
acetylene torch مشعل استیلن [ابزار]
electric drill مته برقی [ابزار]
drill مته برقی [ابزار]
folding rulers خط کش های تاشو [ابزار]
edge-roll ابزار سه ربع گرد
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
metal cutting saw اره فلزی [ابزار]
tools of fiscal policy ابزار سیاست مالی
ballcocks سیفون و ابزار متصل به آن
Egyptian gorge ابزار گچ بری مصری
cutting guide راهنمای برش [ابزار]
turnscrew پیچ گوشتی [ابزار]
gaskets نوعی ابزار مخصوص
screwdriver پیچ گوشتی [ابزار]
drilling machine مته برقی [ابزار]
gasket نوعی ابزار مخصوص
boring machine مته برقی [ابزار]
drill دستگاه مته [ابزار]
turnscrews پیچ گوشتی ها [ابزار]
screwdrivers پیچ گوشتی ها [ابزار]
turnscrew پیچ گشتی [ابزار]
boring machine دستگاه مته [ابزار]
electric drill دستگاه مته [ابزار]
stock دسته ابزار و اسلحه
abrasive tool ابزار برای سایش
folding rulers خط کش های جیبی [ابزار]
ballcock سیفون و ابزار متصل به آن
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
screwdriver پیچ گشتی [ابزار]
drilling machine دستگاه مته [ابزار]
drip-mould ابزار بند آبچکان
plain carbon tool steel فولاد ابزار غیرالیاژی
bush-hammered ابزار سنگ تراشی
precision engineering تکنیک ابزار دقیق
torch bearer مشعل دار [ابزار]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com