Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
trifocal
دارای سه فاصله کانونی ومرکزی
Other Matches
focus
فاصله کانونی
focused
فاصله کانونی
focuses
فاصله کانونی
focussed
فاصله کانونی
focusses
فاصله کانونی
focussing
فاصله کانونی
focal distance
فاصله کانونی
f. distance or length
فاصله کانونی
focal length
فاصله کانونی
relative aperture
نسبت فاصله کانونی
vergency
عکس فاصله کانونی
calibrated focal lenght
فاصله کانونی تنظیم شده
focal length
فاصله کانونی دوربین یاعدسی
marimba
سنتور چوبی افریقای جنوبی ومرکزی
gap-toothed
دارای فاصله بین دو دندان
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
golf course
زمین بازی گلف دارای 81بخش و فاصله بین هر دوبخش در حدود 0072 تا0003 متر است
golf courses
زمین بازی گلف دارای 81بخش و فاصله بین هر دوبخش در حدود 0072 تا0003 متر است
continuous wave
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
focal
کانونی
trifocal
سه کانونی
focusing
کانونی
space
فاصله دادن فاصله داشتن
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
tunnel vision
بینایی کانونی
bundle
کانونی کردن
bundles
کانونی کردن
bundling
کانونی کردن
focal length
طول کانونی
major axis
محور کانونی
focal plane
افق کانونی
focal epilepsy
صرع کانونی
focal plane
صفحه کانونی
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
aberration
عدم انطباق کانونی
relative aperture
ضریب کانونی عدسی
focuses
کانونی شدن کانون
focussed
کانونی شدن کانون
focused
کانونی شدن کانون
bifocal
دو دید عینک دو کانونی
bifocals
دو دید عینک دو کانونی
focusses
کانونی شدن کانون
focus
کانونی شدن کانون
focussing
کانونی شدن کانون
center
کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
range
فاصله
spaces
فاصله
interregnum
فاصله
ranges
فاصله
ranged
فاصله
per saltum
بی فاصله
spaces
جا فاصله
space
فاصله
space
جا فاصله
equidistant
هم فاصله
tele
فاصله
distances
فاصله
unremittingly
بی فاصله
blank character
فاصله
single space
تک فاصله تو هم
space bar
فاصله زن
interregnums
فاصله
interregna
فاصله
distance
فاصله
interval
فاصله
en dash
خط فاصله ان
spacing
فاصله
clearance
فاصله
gaps
فاصله
hiatus
فاصله
lengths
فاصله
length
فاصله
em dash
خط فاصله ام
head space
فاصله سر
discontinuance
فاصله
intermezzo
فاصله
intermittence
فاصله
gap
فاصله
blank
فاصله
diastema
فاصله
blankest
فاصله
haul distance
فاصله حمل
rivers
فاصله سفید
telemeter
فاصله سنج
hard space
فاصله واصل
interval
فاصله تاکتیکی
head space
فاصله سر تیربار
ignition gap
فاصله جرقه
ignition spark gap
فاصله جرقه
coherence distance
فاصله همدوسی
distance meter
فاصله سنج
interspace
فاصله مدت
diatessaron
فاصله یک چهارم
spanning
فاصله معین
input gap
فاصله اولیه
spanned
فاصله معین
infighting
نبرد در فاصله کم
span
فاصله معین
dutter
فاصله ستونها
terraces spacing
فاصله تراسها
time interval
فاصله زمانی
elongation
فاصله زاویهای
river
فاصله سفید
lapsing
فاصله زمانی
tritone
فاصله سه اهنگ
tritone
فاصله سه گام
unit distance
با فاصله واحد
unspaced practice
تمرین بی فاصله
lapses
فاصله زمانی
vertical interval
فاصله عمودی
vacation
فاصله دو اجلاس
vacations
فاصله دو اجلاس
blank character
دخشه فاصله
frequency spacing
فاصله فرکانس
frequency distance
فاصله فرکانس
tooth gap
فاصله دندانه
track pitch
فاصله شیار
removed
فاصله خانوادگی
fiducial interval
فاصله اطمینان
interval
فاصله زمانی
normal interval
فاصله معمولی صف
white space
فاصله سفید
piston clearnce
فاصله پیستون
confidence interval
فاصله اعتماد
magnet gap
فاصله هوایی
lattice spacing
فاصله شبکه
respite _
فاصله استراحت
confidence interval
فاصله اطمینان
known distance
فاصله معلوم
lapse
فاصله زمانی
safe distance
فاصله بی خطر
code distance
فاصله رمز
dead rise
فاصله مرده
polar distance
فاصله قطبی
line spacing
فاصله خطوط
line to line spacing
فاصله سطور
line spacing
فاصله سطر
line spacing
فاصله سطرها
light gap
فاصله روشنایی
light gap
فاصله نور
range meter
فاصله سنج
close range
فاصله نزدیک
deflationary gap
فاصله تنزلی
shim
فاصله پرکن
spaced
فاصله دار
spacing bias
پیشقدر فاصله
stadimeter
فاصله یاب
center distance
فاصله ازمرکز
center distance
فاصله مرکزی
keyspace
فاصله کلیدی
spans
فاصله معین
subinterval
فاصله فرعی
intervalometer
فاصله سنج
space condition
حالت فاصله
space condition
شرط فاصله
class interval
فاصله طبقه
shouting distance
فاصله صدا رس
sight distance
فاصله دید
signal distance
فاصله علامتی
social distance
فاصله اجتماعی
soft carriage return
خط فاصله خالی
mode interval
فاصله نما
space bar
فاصله گذار
interval confidence
فاصله اطمینان
spacing
فاصله بندی
spacing
فاصله گذاری
interludes
بادخور فاصله
interlude
بادخور فاصله
distant
فاصله دار
time out
وقفه فاصله
intermissions
فاصله عود
spaces
فاصله مدت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com