Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
brut
دارای مقدار خیلی کمی الکل
Other Matches
alcoholics
دارای الکل
spirituous
دارای الکل
alcoholic
دارای الکل
barrelful
مقدار خیلی زیاد
in short supply
<idiom>
نه خیلی کافی ،کنترل از مقدار
superfine
دارای دانههای خیلی ریز
sparse array
ارایهای که در ان اکثرورودی ها دارای مقدار صفرمی باشند
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
blockbusters
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbuster
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
rattling
خیلی تند خیلی خوب
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
water/alcohol
الکل
alcohol
الکل
spirits of wine
الکل
spiriting
الکل
spirit
الکل
spirit of wine
الکل
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
denatured alcohol
الکل تقلیبی
secondary alcohol
الکل 2 درجه
methyle alcohol
الکل متیلیک
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
primary alcohol
الکل 1 درجه
on the wagon
<idiom>
الکل ننوشیدن
proof spirit
الکل خالص
rectified spirit
الکل دو تقطیری
dihydric alcohol
دی هیدرولیک الکل
monohydric alcohol
مونوهیدریک الکل
wet one's whistle
<idiom>
نوشیدن الکل
ethanol
الکل معمولی
dihydric alcohol
الکل دوعاملی
methyl alcohol
الکل متیلیک
polyalcohol
پلی الکل
shellac solution
لاک الکل
ethanol
الکل اتیلیک
neutral spirits
الکل سفید
spirit varnish
لاک الکل
spiritous
الکل دار
alcohol-free
<adj.>
بدون الکل
trihydric alcohol
الکل چندعاملی
methyl alcohol
متیل الکل
alcoholometer
الکل سنج
wood alcohol
الکل متانول
laced
الکل زده
wood alcohol
الکل چوب
absolute alcohol
الکل مطلق
alcoholmeter
الکل سنج
alcoholimeter
الکل سنج
acetylenic alcohol
الکل استیلنی
anhydrous alcohol
الکل مطلق
alcoholics
معتادبنوشیدن الکل
acetylene alcohol
الکل استیلنی
alcoholic
معتادبنوشیدن الکل
alcoholysis
الکل کافت
amyl alcohol
الکل امیلیک
varnishing
لاک الکل
hit the sauce
<idiom>
الکل نوشیدن
ethyl alcohol
الکل اتیلیک
ethyl alcohol
الکل معمولی
lacquer
لاک الکل
methanol
الکل متیلیک
glycol
الکل دهنی
grain alcohol
الکل خالص
varnish
لاک الکل
lacquers
لاک الکل
varnished
لاک الکل
varnishes
لاک الکل
hit the bottle
<idiom>
الکل نوشیدن
wood spirit
الکل چوب
emergency
خیلی خیلی فوری
emergencies
خیلی خیلی فوری
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
ethyl alcohol
الکل اتیل دار
mercaptan
الکل گوگرد دار
primary alcohol
الکل نوع اول
p.v.a
پلی وینیل الکل
hard drink
مشروب قوی و پر الکل
polyhydric alcohol
پلی هیدریک الکل
polyvinyl alcohol
پلی وینیل الکل
kvass
ابجو کم الکل روسی
absolute ethyl alcohol
اتیل الکل مطلق
secondary alcohol
الکل نوع دوم
strong drink
مشروب قوی و پر الکل
polyhydroxcy alcohol
الکل چند عاملی
wood alcohol
الکل چوب متانول
alcoholize
بصورت الکل دراوردن
spirit stain
رنگ لاک الکل
alcoholism
تاثیر الکل در مزاج
alcoholism
اعتیاد به نوشیدن الکل
aquavitae
الکل تصفیه نشده
vinic
مربوط به شراب یا الکل
lacquer
لاک الکل زدن
lacquers
لاک الکل زدن
trihydric alcohol
تری هیدریک الکل
tertiary alcohol
الکل نوع سوم
proofs
مقیاس خلوص الکل
proof
مقیاس خلوص الکل
methanol
الکل متیلیک بفرمول OH 3CH
vinometer
الت سنجش الکل شراب
methylate
بصورت الکل چوب در اوردن
varnishing
لاک الکل زدن به جلازدن به
varnishes
لاک الکل زدن به جلازدن به
The sharp smell of alcohol
بوی تند وتیز الکل
varnished
لاک الکل زدن به جلازدن به
varnish
لاک الکل زدن به جلازدن به
small beer
ابجو پست وکم الکل
alcoholize
تحت تاثیر الکل دراوردن
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
pyroxilin
یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
geraniol
الکل اشباع شده مایع و معطر
off the wagon
<idiom>
دوباره شروع به خوردن الکل کردن
non-alcoholic beer
آبجوی بدون الکل
[غذا و آشپزخانه]
near beer
[American]
آبجوی بدون الکل
[غذا و آشپزخانه]
alcohol-free beer
آبجوی بدون الکل
[غذا و آشپزخانه]
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
to quit something cold turkey
چیزی را یکدفعه ترک کردن
[مانند سیگار یا الکل]
acetum
حل مواد معطر درمحلولی مرکب از اسید استیک و الکل و اب
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
chaser
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
ether
مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
cellulose acetate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
checksum
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
deal
مقدار
volume discount
مقدار
scantling
مقدار
modicum
مقدار کم
iso quant
مقدار
percentages
مقدار
percentage
مقدار
single valued
تک مقدار
dealt
مقدار
royalty tonnage
مقدار
sprinkling
مقدار کم
deals
مقدار
smidgen
مقدار کم
what
چه مقدار
summa
مقدار
mouthfuls
مقدار
mouthful
مقدار
t value
مقدار تی
truth table
دو مقدار
sup
مقدار
supped
مقدار
sups
مقدار
measurment
مقدار
spatters
مقدار کم
spattering
مقدار کم
smidgin
مقدار کم
penny worth
مقدار کم
batch
مقدار
soupcon
مقدار کم
batches
مقدار
outturn
مقدار
spatter
مقدار کم
spattered
مقدار کم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com