English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
venosity دارای ورید بودن
Other Matches
venosity شبیه ورید دارای ورید
to be in one's right mind دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
to be in a habit دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
to be fraught [with] دارای ... بودن
dichromatism دارای دو رنگ بودن
dichroism دارای دو رنگ بودن
to have something دارای چیزی بودن
lobation دارای نرمه بودن
phonate دارای صوت بودن
to have something at one's disposal دارای چیزی بودن
snakes دارای حرکت مارپیچی بودن
snake دارای حرکت مارپیچی بودن
snaked دارای حرکت مارپیچی بودن
biracialism معتقد به یا دارای دونژاد بودن
monogenesis دارای یک ریشه یا اصل بودن
veins ورید
vena ورید
venosity پر از ورید
vein ورید
predominate دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
avail بدرد خوردن دارای ارزش بودن
predominates دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
scepter دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
predominated دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
predominating دارای نفوذ نجومی قاطع بودن
venule ورید کوچک
phlebolite سنگ ورید
venose پراز رگ و ورید
venous وریدی پر از ورید
external saphenous vein سیاهرگ یا ورید مابض
venesection باز کردن ورید
venisection باز کردن ورید
phlebitic دچار اماس جدار ورید
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
intravenously موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
intravenous موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
do not strain your nerves . با عصاب خودتان فشار نیا ورید
outclasses دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclass دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassing دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassed دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
shimmers روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmering روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmered روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmer روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
contain در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to have short views د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
to mind مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
correspond بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
outnumber از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
up to it/the job <idiom> مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
outnumbers از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbering از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbered از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
corresponded بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
corresponds بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
look out منتظر بودن گوش به زنگ بودن
lurk در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
validity of the credit معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
To be on top of ones job . بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
belonged مال کسی بودن وابسته بودن
fittest شایسته بودن برای مناسب بودن
fit شایسته بودن برای مناسب بودن
lurked در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurking در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurks در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to look out اماده بودن گوش بزنگ بودن
belong مال کسی بودن وابسته بودن
reasonableness موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
belongs مال کسی بودن وابسته بودن
to be hard put to it درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
fits شایسته بودن برای مناسب بودن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
monitor رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
consist شامل بودن عبارت بودن از
consisted شامل بودن عبارت بودن از
abutted مماس بودن مجاور بودن
pertain مربوط بودن متعلق بودن
owes مدیون بودن مرهون بودن
pertained مربوط بودن متعلق بودن
abuts مماس بودن مجاور بودن
having مالک بودن ناگزیر بودن
abler لایق بودن مناسب بودن
abut مماس بودن مجاور بودن
have مالک بودن ناگزیر بودن
ablest لایق بودن مناسب بودن
precedes جلوتر بودن از اسبق بودن بر
governs نافذ بودن نافر بودن بر
on guard مراقب بودن نگهبان بودن
owed مدیون بودن مرهون بودن
owe مدیون بودن مرهون بودن
depended مربوط بودن منوط بودن
appertaining مربوط بودن متعلق بودن
consisting شامل بودن عبارت بودن از
appertains مربوط بودن متعلق بودن
appertain مربوط بودن متعلق بودن
depend مربوط بودن منوط بودن
consists شامل بودن عبارت بودن از
agrees متفق بودن همرای بودن
discord ناجور بودن ناسازگار بودن
agreeing متفق بودن همرای بودن
agree متفق بودن همرای بودن
wanted فاقد بودن محتاج بودن
appertained مربوط بودن متعلق بودن
depends مربوط بودن منوط بودن
want فاقد بودن محتاج بودن
conditionality شرطی بودن مشروط بودن
governed نافذ بودن نافر بودن بر
disagree مخالف بودن ناسازگار بودن
haze گرفته بودن مغموم بودن
govern نافذ بودن نافر بودن بر
urgency فوتی بودن اضطراری بودن
disagreed مخالف بودن ناسازگار بودن
disagreeing مخالف بودن ناسازگار بودن
precede جلوتر بودن از اسبق بودن بر
disagrees مخالف بودن ناسازگار بودن
inhere جبلی بودن ماندگار بودن
to stand for نامزد بودن هواخواه بودن
pend معوق بودن بی تکلیف بودن
include شامل بودن متضمن بودن
stravage سرگردان بودن بی هدف بودن
pertains مربوط بودن متعلق بودن
look for منتظر بودن درجستجو بودن
resides ساکن بودن مقیم بودن
moons سرگردان بودن اواره بودن
resided ساکن بودن مقیم بودن
reside ساکن بودن مقیم بودن
moon سرگردان بودن اواره بودن
slouch خمیده بودن اویخته بودن
slouched خمیده بودن اویخته بودن
slouches خمیده بودن اویخته بودن
slouching خمیده بودن اویخته بودن
includes شامل بودن متضمن بودن
to be due مقرر بودن [موعد بودن]
stravaig سرگردان بودن بی هدف بودن
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
Being a junior clerk is a far cry from being a manager . کارمند عادی بودن کجا و رئیس بودن کجا
to concern something مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
stand بودن واقع بودن
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
interdepend بهم موکول بودن مربوط بهم بودن
profiteer استفاده چی بودن اهل استفاده زیاد بودن
profiteers استفاده چی بودن اهل استفاده زیاد بودن
footy دارای پا
trilinear دارای سه خط
glochidiate دارای مو
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
bilabiate دارای دو لب
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
fraught with دارای
two way دارای دو راه
monoclinal دارای یک شیب
two handed دارای دو دست
tricuspidate دارای سه لخت
tricorn دارای سه شاخ
elective دارای حق انتخاب
monatomic دارای یک جوهرفرد
monandrous دارای یک شوهر
triradiate دارای سه شعاع
tricyclic دارای سه چرخ
divan دارای دوفرفیت
bossy دارای برجستگی
myrrhy دارای بوی مر
bossiness دارای برجستگی
trilocular دارای سه حفره
bifocals دارای دو کانون
bifocal دارای دو کانون
divans دارای دوفرفیت
bimotored دارای دوموتور
pelliculate دارای پوسته
bodily دارای بدن
gifted دارای بخشش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com