Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
ruffed
دارای یقه چین داری
Other Matches
dude ranch
گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft
کشور داری ملک داری
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
blind man's buff
از من داری
bigamy
دو زن داری
wet storage
تر داری
grittiness
شن داری
tensility
کش داری
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
tenancies
اجاره داری
thrift
خانه داری
capitalism
سرمایه داری
communism
مردم داری
tresury general
خزانه داری کل
spinosity
سیخ داری
treasury general
خرانه داری کل
altruism
همگونه داری
continenece
خود داری
treasurership
خزانه داری
bursary
خزانه داری
creaminess
خامه داری
bursaries
خزانه داری
Exchequer
خزانه داری
incumbency
عهده داری
treasury
خزانه داری
fisk
خزانه داری
angulation
زاویه داری
self restraint
خود داری
vigil
شب زنده داری
vigils
شب زنده داری
retenv
خود داری
waked
شب زنده داری
wake
شب زنده داری
rhythmicity
نواخت داری
serrulation
دندانه داری
house work
خانه داری
night waking
شب زنده داری
wakefulness
شب زنده داری
viscosity
شیره داری
tenure
اجاره داری
wakes
شب زنده داری
leasehold
اجاره داری
dry storage
خشک داری
vigilance
شب زنده داری
household art
هنرخانه داری
slaveholding
برده داری
abstinence;or abstinency
خود داری
charge
عهده داری
charges
عهده داری
tenancy
اجاره داری
trusteeship
امانت داری
blind mans buff
ازمن داری
trusteedhip
امانت داری
lucubration
شب زنده داری
bulkiness
تنه داری
patchiness
وصله داری
bulkiness
جثه داری
stigmatism
خال داری
bean caper
پیرسن داری
bank protection
ساحل داری
fasting
روزه داری
notbility
خانه داری
non commital
خود داری
leasing
اجاره داری
refusals
خود داری رد
refusal
خود داری رد
menage
خانه داری
angularity
گوشه داری
angularity
زاویه داری
anti capitalist
ضد سرمایه داری
pernoctation
شب زنده داری
cellarge
حق انبار داری
quartermaster
سررشته داری
slavery
برده داری
quartermasters
سررشته داری
housekeeping
خانه داری
sang-froid
خود داری
sang froid
خود داری
farming
مزرعه داری
conchiferous
داری صدف
chests
تابوت خزانه داری
quartermaster
رسته سررشته داری
angularity
زاویه داری لاغری
waked
شب زنده داری کردن
holding
متصرفی اجاره داری
spatiality
فضا داری فضائیت
wakes
شب زنده داری کردن
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
succulence
اب داری حالت ابکی
run the show
اختیار داری کردن
wake
شب زنده داری کردن
How old are you?Whats your age?
چند سال داری ؟
get by
نگه داری کردن
home economics
اقتصاد خانه داری
attorn
اجاره داری کردن
bailment
امانت داری سمساری
chamberlainship
پرده داری گنجوری
refrain
خود داری کردن
continence
خویشتن داری پرهیزگاری
refrained
خود داری کردن
refraining
خود داری کردن
capitalist system
نظام سرمایه داری
keep
حفافت امانت داری
day nurseries
بچه داری در روز
day nursery
بچه داری در روز
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
black capitalism
سرمایه داری سیاه
to rule the roast
اختیار داری کردن
refrains
خود داری کردن
explicit rent
اجاره داری کردن
to govern one's passions
خود داری کردن
to possess oneself
خود داری کردن
quartermasters
رسته سررشته داری
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
to keep house
خانه داری کردن
double entry
دفتر داری مضاعف
to keep shop
دکان داری کردن
keeps
حفافت امانت داری
light housekeeping
کارهای خانه داری
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
keepworthy
قابل نگه داری
capitalistic
منسوب به سرمایه داری
baby sit
بچه داری کردن
capitalism
رژیم سرمایه داری
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
baby-sat
بچه داری کردن
baby-sit
بچه داری کردن
baby-sits
بچه داری کردن
land tenure
اجاره داری زمین
procurator general
کفیل خزانه داری
house keeping operation
اعمال خانه داری
household art
اصول خانه داری
housekeep
خانه داری کردن
bourgeoisie
سرمایه داری بورژوازی
precapitalism
پیش از سرمایه داری
keep house
خانه داری کردن
mixed capitalism
سرمایه داری مختلط
chest
تابوت خزانه داری
joint tenancy
اجاره داری مشترک
baby-sitting
بچه داری کردن
Chancellor of the Exchequer
وزیر خزانه داری
joint tenancy
شرکت در اجاره داری
nolle proseequi
خود داری از پی کرد
refrainment
خود داری اجتناب
Chancellors of the Exchequer
وزیر خزانه داری
You have cobwebs in your head.
<idiom>
تو گچ تو سرت داری.
[اصطلاح]
Treasury Department
اداره خزانه داری
[ در آمریکا]
quartermasters
فروشگاه وسایل سررشته داری
quartermaster
فروشگاه وسایل سررشته داری
passive resistance
خود داری از قبول یاموافقت
cornetcy
پرچم داری سواره نظام
jointure
اجاره داری مشترک و مشاعی
to contain one self
خود داری یا حوصله کردن
He is a brainy person .
آدم کله داری است
capitalization
اعمال سیستم سرمایه داری
Do you have an extra pen to lend me?
یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
roister
عیاشی و شب زنده داری کردن
purulence
زخم چرکی چرک داری
mental reservation
خود داری از ذکر مطلبی
I cant be bothered. bother the flies!
برو بابا حوصله داری !
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue.
آدم سر وزبان داری است
subtenancy
اجاره داری دست دوم
to run the show
در کاری اختیار داری کردن
to have custody of
نگهداری یا امانت داری کردن از
You really are cheeky!
واقعا" عجب رویی داری !
capacity utilization rate
نرخ بهره داری از فرفیت
piquancy
گوشه داری طعنه امیزی
accounties
علم حساب یا دفتر داری
laws of motion of capitalism
قوانین حرکت سرمایه داری
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to flinch the flagon
ازخوردن نوشابه خود داری کردن
tenantry
اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
free enterprise
رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
carpet sweeper
جارو نپتون
[نظافت]
[خانه داری]
municipalist
طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
You are sure a dead ringer for muy brother.
تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
to keep oneself to oneself
ازامیزش بادیگران خود داری کردن
wombats
جانور کیسه داری شبیه خرس
housewifely
از روی خانه داری یا صرفه جوئی
bourgeoisie
سرمایه داری حکومت طبقه دوم
stagnation thesis
تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
wombat
جانور کیسه داری شبیه خرس
lucubrate
شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
He is of noble birth.
آدم پدر و مادر داری است
to recede from an opinicn
ازافهار عقیدهای خود داری کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com