English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English Persian
assmebling scaffold داربست مونتاژ
Other Matches
scaffolding داربست
trellis داربست
stud داربست
scaffold داربست
beam contering داربست
trellises داربست
piling frame داربست
treillage داربست
scaffolds داربست
scaffold beam تیر داربست
culver-hole سوراخ داربست
centres داربست اطاق
tubular scaffold داربست لولهای
scaffold داربست فلزی
scaffolds داربست فلزی
trellises داربست بستن
trelliswork شبکه داربست
trelliswork داربست بندی
ladder scaffold داربست فلزی
trellis داربست بستن
assembly line خط مونتاژ
assembles مونتاژ
mounting مونتاژ
assembly lines خط مونتاژ
assemble مونتاژ
assembled مونتاژ
assembly مونتاژ
tubular steel scaffold داربست لولهای فولادی
multi stage scaffolding داربست چند طبقه
subassembly مونتاژ مقدماتی
final assembly مونتاژ نهایی
assembly tools ابزار مونتاژ
assembly bench میز مونتاژ
assembly shop کارگاه مونتاژ
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
engine stand محل مونتاژ موتور
assembly order دستور مونتاژ وسایل
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
This car is assembled in Iran. این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
fitting shop کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
attach مونتاژ کردن ثابت کردن
assembled یکپارچه کردن مونتاژ کردن
attaches مونتاژ کردن ثابت کردن
assemble یکپارچه کردن مونتاژ کردن
attaching مونتاژ کردن ثابت کردن
assembles یکپارچه کردن مونتاژ کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com