Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
chute
دالان پایان دوصحرانوردی
chutes
دالان پایان دوصحرانوردی
Other Matches
eol
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
checkpoints
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check-points
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
terminates
پایان دادن پایان یافتن
terminated
پایان دادن پایان یافتن
terminate
پایان دادن پایان یافتن
gallery
دالان
corridor
دالان
ailure
دالان
alure
دالان
alura
دالان
galleries
دالان
lobby
دالان
corridors
دالان
lobbies
دالان
passage
دالان
passages
دالان
arcade
دالان
lobbied
دالان
gully
دالان زمینی
gullies
دالان زمینی
gulleys
دالان زمینی
access gallery
دالان دستیابی
porches
دالان ایوان
corridor
دالان هوایی
porch
دالان ایوان
corridors
دالان هوایی
tunnels
دالان زیرزمینی
tunnelled
دالان زیرزمینی
tunneling
دالان زیرزمینی
tunneled
دالان زیرزمینی
tunnel
دالان زیرزمینی
dwarf gallery
دالان کوتاه
air corridor
دالان هوایی
entrance gallery
دالان دستیابی
inspection gallery
دالان بازدید
terrain corridor
دالان زمینی
drainage gallery
دالان زهکش
stream corridor
دالان رود
lobby
راهرو دالان
lobbies
راهرو دالان
grouting gallery
دالان تزریق
lobbied
راهرو دالان
hall
اتاق بزرگ دالان
halls
اتاق بزرگ دالان
chancel-aisle
دالان پشت محراب
vestibules
دالان سرپوشیده هشتی
vestibule
دالان سرپوشیده هشتی
climb corridor
دالان بالا کشیدن
climb corridor
دالان صعود هواپیما
aircraft climb corridor
دالان صعود هواپیما
terrain corridor
دالان تاکتیکی زمین
inspection gallery
دالان بازرسی گالری بازدید
arch-rib
[قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
close
پایان
closer
پایان
forever
بی پایان
finallist
پایان رس
out
<adv.>
پایان
issue
[outcome]
پایان
hexapod
شش پایان
finish
پایان
finishes
پایان
point
پایان
windup
پایان
to sit out
تا پایان
initiator terminator
پایان ده
illmitable
بی پایان
illimitable
بی پایان
closes
پایان
closest
پایان
unbound
بی پایان
finish line
خط پایان
abyss
بی پایان
abysses
بی پایان
end line
خط پایان
end all
پایان
abysm
بی پایان
decapoda
ده پایان
foreverness
بی پایان
aeon
بی پایان
bourne
پایان
termination
پایان
end
پایان
ended
پایان
ends
پایان
limit
پایان
eternity
بی پایان
cessation
پایان
perpetuity
بی پایان
periods
پایان
sempiternity
بی پایان
period
پایان
eternity
بی پایان
finality
پایان
conclusion
پایان
conclusions
پایان
eternities
بی پایان
eternality
بی پایان
immortality
بی پایان
unfinished
بی پایان
incessant
پی در پی بی پایان
ending
پایان
inconclusive
بی پایان
unending
بی پایان
endings
پایان
never-ending
بی پایان
never ending
بی پایان
infinite time
بی پایان
interminate
بی پایان
fruition
پایان
endless
بی پایان
finis
پایان
harvest home
پایان درو
get through
به پایان رساندن
godspeed
پایان انجام
turn out
<idiom>
نتیجه ،پایان
time out
<idiom>
پایان وقت
sustainable energy
انرژی بی پایان
run out (of something)
<idiom>
به پایان رساندن
get over
به پایان رساندن
to go through with
به پایان رساندن
fineless
بی پایان کردن
eoj
پایان کارob
finitude
پایان پذیری
Finifugal
<adj.>
تنفر از پایان
gastropod
شکم پایان
get done with
به پایان رساندن
to get oven
به پایان رساندن
placing judge
داور خط پایان
wind up
پایان دادن
wind up
پایان یافتن
to see through
به پایان رساندن
to see out
به پایان رساندن
rhizopod
ریشه پایان
to come to a end
به پایان رسیدن
to bring to an end
به پایان رساندن
sign off
پایان دادن به
terminuse ad quem
نقطه پایان
termination date
تاریخ پایان
subjunction
افزایش در پایان
surcease
پایان استراحت
terminable
پایان یافتنی
teleology
پایان شناسی
over
پایان یافتن
year-end
پایان سال
inexhaustibility
پایان نا پذیری
follow through
<idiom>
به پایان رساندن
over-
پایان یافتن
interminableness
پایان ناپذیری
jikan
پایان وقت
last a
دم اخر پایان
do away with
<idiom>
به پایان رساندن
myriapoda
هزار پایان
normal termination
پایان عادی
ominscience
دانش بی پایان
omniscience
دانش بی پایان
on side
پایان بازی
year-end
سال پایان
teleologist
پایان شناس
finish
پایان مسابقه
ends
پایان یک دور
irredeemable
پایان ناپذیر
terminating
پایان بخش
terminating
پایان دار
taped
نوار خط پایان
tapes
نوار خط پایان
dissertations
پایان نامه
dissertation
پایان نامه
interminable
پایان ناپذیر
tape
نوار خط پایان
buzzers
زنگ پایان
buzzer
زنگ پایان
abend
پایان غیرعادی
ended
پایان یک دور
finishes
پایان مسابقه
endless
بدون پایان
atrocious
با شرارت بی پایان
eternal
بی پایان دائمی
past
پایان یافته
sequel
نتیجه پایان
termination
پایان یابی
termination
پایان دهی
unceasing
پایان ناپذیر
thesis
پایان نامه
end
پایان یک دور
theses
پایان نامه
eob
پایان یک بلوک
eof
پایان فایل
It's over.
به پایان رسید.
sequels
نتیجه پایان
end mark
علامت بی پایان
end of block
پایان یک بلوک
endless loop
حلقه بی پایان
endnote
پایان مدرک
come off
پایان مسابقه
Over and out!
پایان خبر !
Over and out!
پایان اعلان !
conclusion
پایان یک چیز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com