Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
English
Persian
construction joints
درزهای ساختمانی
structural joints
درزهای ساختمانی
Other Matches
structural joints
درزهای استخوان بندی ساختمان
tuck point
بند کشی کردن درزهای اجروسنگ
angle-fillet
[ابزار مغزی برای پوشاندن درزهای داخلی]
structurally
ساختمانی
structural
ساختمانی
organic
ساختمانی
building line
بر ساختمانی
constructional
ساختمانی
structural drawing
نقشه ساختمانی
building unit
واحد ساختمانی
building work
کار ساختمانی
construction joint
درز ساختمانی
structural crack
ترک ساختمانی
structural concrete
بتن ساختمانی
structual engineering
مهندس ساختمانی
site office
دفتر ساختمانی
structrual steelwork
فولاد ساختمانی
structrual stability
استحکام ساختمانی
structrual stability
ثبات ساختمانی
contractors plant
ماشینهای ساختمانی
site building
زمین ساختمانی
monumentality
عظمت ساختمانی
grillage
شبکه ساختمانی
structural draftsman
نقشه کش ساختمانی
structural factor
ضریب ساختمانی
structural member
عضو ساختمانی
structural steel
فولاد ساختمانی
structural timber
الوار ساختمانی
to found a building
ساختمانی بینادکردن
Construction works .
عملیات ساختمانی
artificial stone
سنگ ساختمانی
components
جزء ساختمانی
basic unit assembly group
گروه ساختمانی
site
کارگاه ساختمانی
site
زمین ساختمانی
sited
کارگاه ساختمانی
sited
زمین ساختمانی
sites
کارگاه ساختمانی
sites
زمین ساختمانی
member
جزء ساختمانی
members
جزء ساختمانی
timber
چوب ساختمانی
contractors yard
واحد ساختمانی
constructive
مفید ساختمانی
building site
کارگاه ساختمانی
ashler
سنگ ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی
component
جزء ساختمانی
building operations
عملیات ساختمانی
building material
مصالح ساختمانی
basic construction unit
واحد ساختمانی
building limes
اهک ساختمانی
building sites
کارگاه ساختمانی
to demolish a building
خراب کردن ساختمانی
structural transformation
تغییر شکل ساختمانی
structural steel sheet
ورق فولاد ساختمانی
module
مدلهای نمونه ساختمانی
modules
مدلهای نمونه ساختمانی
masonery
مصالح ساختمانی سنگتراشی
public works
کارهای ساختمانی همگانی
structural design
طرح و محاسبات ساختمانی
structural analysis
محاسبات طرح ساختمانی
refractory
ماده ساختمانی نسوز
to tear down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building
متلاشی کردن ساختمانی
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
to pull down a building
خراب کردن ساختمانی
to tear down a building
خراب کردن ساختمانی
sidewalk superintendent
نافر عملیات ساختمانی
light weight unit
واحد ساختمانی سبک
corbelling
پیش امدگی ساختمانی
corbeling
پیش امدگی ساختمانی
pattern construction drawing
الگوی نقشههای ساختمانی
sheer plan
نقشه ساختمانی ناو
home wiring
سیم کشی ساختمانی
building craftsman
کارگر ماهر ساختمانی
steel fabric
بافت فولاد ساختمانی
building machinery
ماشین الات ساختمانی
material testing laboratory
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
constitutive
تشکیل دهنده ساختمانی
material storage area
انبار مصالح ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی تراشیده
masonry lining
پوشش با مصالح ساختمانی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
structual constituent
جزء تشکیل دهنده ساختمانی
piers
پایه نصب ستونهای ساختمانی
To make a forcible entry into a building.
بزور وارد ساختمانی شدن
pier
پایه نصب ستونهای ساختمانی
building unit
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
anti drag wire
اجزاء بست کاری ساختمانی
erection crane
جراثقال برای کارهای ساختمانی
studding
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
pier mount
پایه نصب ستونهای ساختمانی
bombproof
ساختمانی که پناه بمب باشد
structural steel
تیر فولاد یا اهن ساختمانی
homomorphy
شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
factory
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
factories
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
physiologic
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
to plan a building
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
nut structure
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
physiological
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
ashlering
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
to burgle
[British E]
/ burglarize
[American E]
a building.
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
to break into a building
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
pin joint
اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
interlacing arches
طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
dimension stone
سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
beef up
افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
earthquake factor
مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
heterology
عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
cellulose nitrate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
bulb angle
جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
anti tear strips
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
polymer
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymers
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
gurantee period
مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
office
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
bed drop or bod fall
اختلاف سطح کف نهر دردوطرف ساختمانی که روی نهر ساخته میشود
cross member
عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
civil works
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
monocoque
ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
homoplasy
تشابه ساختمانی تشابه اکتسابی
resident engineer
مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com