Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
warehouse
در انبار نگه داشتن
warehouses
در انبار نگه داشتن
Other Matches
caged storage
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
custodial record
پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
sluiced
انبار
sluice
انبار
store room
انبار
reservedness
انبار
reservedness
اب انبار
thesauruses
انبار
cistern
اب انبار
stockroom
انبار
tower silo
انبار
sluices
انبار
magazine
انبار
spoil pit
انبار
storehouses
انبار
room
انبار
magazines
انبار
rooms
انبار
store
انبار
stockrooms
انبار
repository
انبار
lodges
انبار
lodged
انبار
lodge
انبار
in bond
در انبار
waste
انبار
depots
انبار
depot
انبار
stocked
انبار
wastes
انبار
store-rooms
انبار
repositories
انبار
almery
انبار
storing
انبار
thesaurus
انبار
store-room
انبار
seraglio
انبار
storage
انبار
agglomeration
انبار
stock
انبار
garner
انبار
depository
انبار
garnered
انبار
barn
انبار
barns
انبار
garnering
انبار
garners
انبار
reservoirs
انبار
reservoirs
اب انبار
storage tank
انبار
entrepot
انبار
storage bunker
انبار
reservoir
انبار
warehouses
انبار
water reservoir
اب انبار
water storage tank
اب انبار
stock room
انبار
reservoir
اب انبار
cellar
انبار
cellars
انبار
freight house
انبار
storehouse
انبار
storeroom
انبار
pantechnicon
انبار
pantechnicons
انبار
cisterns
اب انبار
warehouse
انبار
barnyard
حیاط انبار
repertory
انبار مخزن
magazines
انبار مهمات
holds
انبار کالا
storekeepers
انبار دار
turbocharger
انبار اگزوز
barnyards
حیاط انبار
laver
اب انبار حوضچه
deep freezes
انبار کردن
ware room
انبار گمرک
warehouse receipt
رسید انبار
holds
انبار کشتی
lanary
انبار پشم
hold
انبار کالا
hold
انبار کشتی
public warehouse
انبار عمومی
magazine
انبار مهمات
warehousing
نگهداری در انبار
warehouse stock
موجودی انبار
storekeeper
انبار دار
stowing
چیدن در انبار
job lot
ته مانده انبار
job lots
ته مانده انبار
store room
انبار خانگی
stockists
انبار میکند
stockist
انبار میکند
bins
انبار دغالسنگ
bin
انبار دغالسنگ
stowed
چیدن در انبار
stow
چیدن در انبار
storehouses
مخزن انبار
build-up
پر کردن انبار
storehouses
انبار سر پوشیده
septic tank
گند انبار
build-ups
پر کردن انبار
storehouse
انبار سر پوشیده
woodshed
انبار هیزم
store-room
انبار خانگی
stows
چیدن در انبار
deep freeze
انبار کردن
level of supply
سطح انبار
silo
انبار غله
powder magazine
انبار باروت
x site
انبار موقت
wine cellar
انبار شراب
build up
پر کردن انبار
granary
انبار غله
granary
انبار دانه
granaries
انبار غله
granaries
انبار دانه
woodsheds
انبار هیزم
watering place
اب انبار مخزن
store-rooms
انبار خانگی
mass storage
انبار انبوه
mattamore
انبار زیرزمینی
storehouse
مخزن انبار
auxiliary storage
انبار کمکی
cellarge
حق انبار داری
stock level
سطح انبار
chain locker
انبار زنجیر
claimant stock
انبار امانی
stock piling
انبار کردن
stock room
انبار کالا
lime shed
انبار اهک
general depot
انبار عمومی
fuel storage
انبار سوخت
core storage
انبار چنبرهای
garners
انبار غله
bonded warehouse
انبار گمرک
bonded ware house
انبار گمرکی
toolhouse
انبار ابزار
warehouse warrant
قبض انبار
basic allowance
شارژ انبار
snow drift
برف انبار
hay loft
انبار علوفه
hay loft
انبار علف
beam store
انبار پرتویی
spoin bank
انبار مازاد
bonded store
انبار گمرک
fruitery
انبار میوه
garnering
انبار غله
warehouses
انبار کالا
storekeeping
رسیدگی به انبار
warehouse
انبار مخزن
warehouse
انبار کردن
warehouse
انبار کالا
warehouse
انبار گمرک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com