Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
to resist an attack
در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
Other Matches
shave down
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
water resistance
مقاومت در مقابل اب
to stand out
دوام یاایستادگی کردن
light resistance
مقاومت در مقابل نور
wear resistance
مقاومت در مقابل سایش
coefficient of drag
ضریب مقاومت در مقابل حرکت
streamlining
دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamline
دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
soil shear strength
قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
streamlines
دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
survivability
قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
to resist an attack
حملهای رادفع کردن
series resistance
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
epileptics
حملهای
epileptic
حملهای
fitful
حملهای
offensive player
شطرنجباز حملهای
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
burble point
زاویه حملهای که در ان شکست جریان هوا روی بال شروع میشود
varistor
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
impedance
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
choke impedance
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
insulation resistance
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience
درجه مقاومت فرش در برابر سایش
[این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
sheet down
ثابت کردن بادبان در مقابل باد
fin de non recevoir
رد کردن شکایت یا اعتراض طرف مقابل
to backtrack
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
withstanding
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstand
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
slides
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
to make a goal
توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
slide
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
stand
مقاومت کردن
to face it out
مقاومت کردن
resistance
مقاومت کردن
withstood
مقاومت کردن
withstand
مقاومت کردن
withstanding
مقاومت کردن
appose
مقاومت کردن
pull off
مقاومت کردن
to stick up
مقاومت کردن
withstands
مقاومت کردن
trap
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
play footsie
<idiom>
از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
to make a stand
مقاومت یا ایستادگی کردن
to give a warm welcome
سخت مقاومت کردن با
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
sense
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
barff's precess
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
shadowmask
صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
resisted
مقاومت کردن پایداری کردن
resisting
مقاومت کردن پایداری کردن
resist
مقاومت کردن پایداری کردن
resists
مقاومت کردن پایداری کردن
head
رهبری کردن مقاومت کردن
grid suppressor
مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
grid bias resistance
مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
titles
مقابل
title
مقابل
in consideration of
در مقابل
opposites
مقابل
as opposed to
در مقابل
versus prep
در مقابل
as compared to
در مقابل
at the front
<adv.>
در مقابل
opposite
مقابل
at front
<adv.>
در مقابل
opposed
مقابل
anti
در مقابل
vis a vis
مقابل
in front
<adv.>
در مقابل
versus
در مقابل
in the front
<adv.>
در مقابل
at the fore
<adv.>
در مقابل
vis-a-vis
مقابل
fore
<adv.>
در مقابل
opposite the house
مقابل خانه
point blank
مقابل هدف
orientated
هدف مقابل
point-blank
مقابل هدف
dead against
درست مقابل
counterpoint
نقطه مقابل
respondents
طرف مقابل
obverse
طرف مقابل
contrary
مقابل خلاف
counterweight
وزنه مقابل
contralateral muscles
عضلات مقابل
inverse
برعکس مقابل
anti thesis
وضع مقابل
respondent
طرف مقابل
counterweights
وزنه مقابل
from opposite directions
از دو طرف مقابل
in comparison to
[compared with]
در قبال
[در مقابل]
alternative hypothesis
فرضیه مقابل
opposed piston engine
موتورپیستون مقابل
counterpart
نقطه مقابل
counter weight
وزنه مقابل
on payment
در مقابل وجه
counterparts
نقطه مقابل
off
مقابل عازم
radar comouflage
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
documents against payment
اسناد در مقابل پرداخت
flood protection
حفافت در مقابل طغیان
front wall
دیوار مقابل اسکواش
equity versus efficiency
برابری در مقابل کارائی
drip proof enclosure
حفافت در مقابل ریزش اب
kukutsu dachi
ایستادن در مقابل حریف
mouse
مقابل حساسیت Mouse
mouses
مقابل حساسیت Mouse
countered
مقابل دستگاه شمارنده
sonnal deung
مقابل تیغه دست
countering
مقابل دستگاه شمارنده
counter
مقابل دستگاه شمارنده
aboral
نقطه مقابل دهان
cash against documents
پول در مقابل اسناد
torsional rigidity
استحکام در مقابل پیچش
rivaling
طرف مقابل دعوا
forward
حرکت به جلو یا مقابل
forwarded
حرکت به جلو یا مقابل
driveway
راه مقابل خانه
rivalled
طرف مقابل دعوا
rivalling
طرف مقابل دعوا
rivals
طرف مقابل دعوا
laws versus tendencies
قوانین در مقابل تمایلات
antipode
نقطهء مقابل یا متقاطر
release documents against
واگذاری اسناد در مقابل
blocks
دفاع در مقابل ابشار
blocked
دفاع در مقابل ابشار
boring stay
قسمت ساکن مقابل
rivaled
طرف مقابل دعوا
rival
طرف مقابل دعوا
passing on the oath to the other party
رد قسم به طرف مقابل
windproof
مقاوم در مقابل باد
caps
در مقابل حالت کوچک
shell proof
مقاوم در مقابل گلوله
block
دفاع در مقابل ابشار
hard
سخت در مقابل نرم
harder
سخت در مقابل نرم
capitals
در مقابل حالت کوچک
hardest
سخت در مقابل نرم
opposit stroke pistons
پیستون مقابل گرد
exorable
قابل تحریک در مقابل التماس
rebellions
یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
than
<conj.>
از
[در مقابل]
[پس از صفت عالی افضل]
actinautographic
دارای حساسیت در مقابل نور
rebellion
یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
fascia plate
تابلوی مقابل دریک وسیله
payment against a draft
پیش پرداخت در مقابل برات
notche sensitivity index
ضریب حساسیت در مقابل شیار
d/p
تحویل اسناددر مقابل پرداخت
stenothermy
کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
insolation
در مقابل اشعه افتاب قراردادن
denial operations
عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
impluse response
رفتار در مقابل فشار ضربهای
thermostability
قابلیت استحکام در مقابل حرارت
adjacent
آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
stance
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
ballooner
بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
thermosetting
قابل سفت شدن در مقابل حرارت
bullet
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullets
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
relicta verificatione
تسلیم خوانده در مقابل دعوی خواهان
stance
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stances
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
abneural
واقع در مقابل دستگاه مرکزی عصب
socage
سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
soccage
سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
would just as soon
<idiom>
توجیح انجام یک چیزدر مقابل دیگری
to row back
<idiom>
<verb>
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
to backtrack
<idiom>
<verb>
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
documents aganist acceptance
تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
balloon jib
بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
jump height curve
منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
service line
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
troop safety
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
bomb proof
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
speed
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeding
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeds
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
audible
تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
thermoplasticity
قابلت ارتجاع یا نرمش پذیری در مقابل حرارت
forecourt
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
midcourt
منطقه میانی بین دیوار مقابل و عقب
vertical angles
گوشههای روبروی تارک زوایای مقابل به راس
projection of a point
خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
cold wet clothing
لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
fastness of bleaching
ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
forecourts
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
resisted
مقاومت
strengths
مقاومت
durability
مقاومت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com