Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
bow hand
دسته تکیه گاه
Other Matches
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
assort
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
assort
دسته دسته شدن
windrow
دسته دسته کردن
sorted
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
scores of people
دسته دسته مردم
group
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
streams of people
دسته دسته مردم
troop
دسته دسته شدن
trooped
دسته دسته شدن
shoals of people
دسته دسته مردم
regiment
دسته دسته کردن
in detail
مفصلا دسته دسته
regiments
دسته دسته کردن
trooping
دسته دسته شدن
sect
دسته دسته مذهبی
lolling
لم تکیه
accumbency
تکیه
loll
لم تکیه
leaning
تکیه
accenting
تکیه
reliance
تکیه
recumbency
تکیه
leanings
تکیه
accents
تکیه
lolls
لم تکیه
lolled
لم تکیه
enclitic
بی تکیه
unaccented
بی تکیه
atonic
بی تکیه
accent
تکیه
emphasis
تکیه
accented
تکیه
leaned
تکیه زدن
maulstick
تکیه دست
support bearing
تکیه گاه
anchoring
تکیه گاه
insists
تکیه کردن بر
support roller
تکیه گاه
bridge seat
تکیه گاه
fulcrum
تکیه گاه
boilerplate
تکیه کلام
anchor
تکیه گاه
insisting
تکیه کردن بر
leans
تکیه کردن
leans
تکیه زدن
insisted
تکیه کردن بر
recline
تکیه کردن
reclined
تکیه کردن
insist
تکیه کردن بر
reclines
تکیه کردن
heel rest
تکیه گاه
to base one self
تکیه کردن
to throw oneself on
تکیه کردن بر
to lean on a reed
تکیه بر اب کردن
bolster
تکیه دادن
accentual
تکیه دار
anchors
تکیه گاه
bolstered
تکیه دادن
bolsters
تکیه دادن
counterfort
دیوار تکیه
arm rest
تکیه گاه
support
تکیه گاه
stayed
تکیه مهار
backrest
تکیه گاه
stay
تکیه مهار
catch-phrase
تکیه کلام
catch-phrases
تکیه کلام
slump over
تکیه زدن
rely
تکیه کردن
relies
تکیه کردن
relied
تکیه کردن
postpositive
الحاقی و بی تکیه
point of support
تکیه گاه
anchorage
تکیه گاه
relying
تکیه کردن
rest
تکیه دادن
rest
تکیه گاه
stand
تکیه گاه
rests
تکیه دادن
rests
تکیه گاه
anchorages
تکیه گاه
lean
تکیه کردن
propping
تکیه گاه
propped
تکیه گاه
mahlstick
تکیه دست
saddle bearer
تکیه گاه
bearing
تکیه گاه
lean
تکیه زدن
prop
تکیه گاه
leaned
تکیه کردن
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
core print
تکیه گاه ماهیچه
to lean against something
تکیه زدن به چیزی
rests
تکیه گاه استراحت
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
to lean out of the window
به پنجره تکیه دادن
hinged support
تکیه گاه مفصلی
indirect support
تکیه گاه بی واسطه
bench wall
دیوار تکیه گاه
prop
تیر شمع تکیه
propped
تیر شمع تکیه
propping
تیر شمع تکیه
bearing width
عرض تکیه گاه
leaned
تکیه دادن بطرف
journal
تکیه گاه اصلی
journals
تکیه گاه اصلی
lateral support
تکیه گاه کناری
rest
تکیه گاه استراحت
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
slogan
تکیه کلام شعار
slogans
تکیه کلام شعار
bearing pressure
فشار تکیه گاهی
movable support
تکیه گاه متحرک
bearing stress
تنش تکیه گاهی
lateral support
تکیه گاه جانبی
bearing plate
صفحه تکیه گاه
lean
تکیه دادن بطرف
abutment
تکیه گاه نیمپایه
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
support
تکیه گاه پایه
support pression
فشار تکیه گاه
support conditions
شرایط تکیه گاهی
restraining support
تکیه گاه گیردار
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
solid support
تکیه گاه جامد
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
simple support
تکیه گاه ساده
settlement of abutments
نشست تکیه گاه
seat bars
میلههای تکیه گاه
leans
تکیه دادن بطرف
fixed support
تکیه گاه گیردار
free support
تکیه گاه ازاد
arch abutment
تکیه گاه قوس
anchorage distance
فاصله تکیه گاهی
accumbent
تکیه کننده سرغذا
perceptual anchorage
تکیه گاه ادراکی
elastic support
تکیه گاه ارتجاعی
accentually
مطابق تکیه صدا
accumbent
تکیه دار خوابیده
direct support
تکیه گاه بی واسطه
armpits
تکیه گاه ارنج
anchoring effect
اثر تکیه گاهی
armpit
تکیه گاه ارنج
accentuates
تکیه دادن تاکید کردن
accentuated
تکیه دادن تاکید کردن
accentuate
تکیه دادن تاکید کردن
accentuating
تکیه دادن تاکید کردن
stiffened at the supports
تقویت شده در تکیه گاهها
support
تکیه گاه تصدیق کردن
bolstered
تکیه گاه حافظ دهانه پل
catchword
تکیه سخن مفتاح کلام
movable support
تکیه گاه قابل انتقال
reaction of support
عکس العمل تکیه گاه
support resistance
واکنش یا مقاومت تکیه گاه
support movement
تغییر مکان تکیه گاه
bolster
تکیه گاه حافظ دهانه پل
staddle
چوب دستی تکیه گاه
bolsters
تکیه گاه حافظ دهانه پل
bosses
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
boss
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
span
فاصله دو تکیه گاه تیر
spanned
فاصله دو تکیه گاه تیر
spans
فاصله دو تکیه گاه تیر
accentually
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
accubation
تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
bossing
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
to emphasize
تکیه کردن
[زبان شناسی]
bossed
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
stretchers
تکیه گاه پای پاروزن
bearing pressure on foundation
فشار تکیه گاهی شالوده
stretcher
تکیه گاه پای پاروزن
back
پشتی کنندگان تکیه گاه
accent mark
یکی از علائم تکیه در موسیقی
bearing pile
تکیه گاه پایه کوب
backs
پشتی کنندگان تکیه گاه
spanning
فاصله دو تکیه گاه تیر
bearing support
تکیه گاه متحمل بار
accentuation
بکار بردن ایین تکیه صدا
postposition
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
slugged
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
armpit
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
support
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
armpits
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com