English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (40 milliseconds)
English Persian
sort دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts دسته کردن طبقه بندی کردن
Search result with all words
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
Other Matches
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
resorted جدا کردن طبقه بندی کردن
resort جدا کردن طبقه بندی کردن
grade طبقه بندی کردن کلاسه کردن
typed ماشین کردن طبقه بندی کردن
types ماشین کردن طبقه بندی کردن
break down تجزیه کردن طبقه بندی کردن
resorts جدا کردن طبقه بندی کردن
grades طبقه بندی کردن کلاسه کردن
type ماشین کردن طبقه بندی کردن
categorizes طبقه بندی کردن
categorized طبقه بندی کردن
categorised طبقه بندی کردن
graduate طبقه بندی کردن
to categorize طبقه بندی کردن
graduating طبقه بندی کردن
pigeonhole طبقه بندی کردن
graduates طبقه بندی کردن
categorizing طبقه بندی کردن
classifies طبقه بندی کردن
categorises طبقه بندی کردن
layer طبقه بندی کردن
categorize طبقه بندی کردن
layers طبقه بندی کردن
classify طبقه بندی کردن
aggroup طبقه بندی کردن
categorising طبقه بندی کردن
systemize طبقه بندی کردن
classifying طبقه بندی کردن
intergrade طبقه بندی داخلی کردن
integrade [طبقه بندی داخلی کردن]
classing طبقه بندی کردن رده
class طبقه بندی کردن رده
classes طبقه بندی کردن رده
classed طبقه بندی کردن رده
labeling برچسب زدن طبقه بندی کردن
assort طبقه بندی کردن مناسب بودن
labels برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled برچسب زدن طبقه بندی کردن
label برچسب زدن طبقه بندی کردن
resorted دسته بندی کردن
classify دسته بندی کردن
categorising دسته بندی کردن
rating دسته بندی کردن
groupage دسته بندی کردن
categorize دسته بندی کردن
regimentalation دسته بندی کردن
ratings دسته بندی کردن
to erect into دسته بندی کردن به
categorises دسته بندی کردن
classifying دسته بندی کردن
grade دسته بندی کردن
categorized دسته بندی کردن
categorizing دسته بندی کردن
rally دسته بندی کردن
sort دسته بندی کردن
to categorize دسته بندی کردن
to form into groups دسته بندی کردن
group دسته بندی کردن
categorizes دسته بندی کردن
categorised دسته بندی کردن
grades دسته بندی کردن
classifies دسته بندی کردن
resorts دسته بندی کردن
resort دسته بندی کردن
groups دسته بندی کردن
stapling فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
staple فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
ranked درجه دادن دسته بندی کردن
rank درجه دادن دسته بندی کردن
ranks درجه دادن دسته بندی کردن
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
resorts رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resort رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorted رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
lot integrity دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
standardizes بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardised بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizing بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
estate دسته طبقه
estates دسته طبقه
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
assortment طبقه بندی
assortments طبقه بندی
classification طبقه بندی
systemization طبقه بندی
classifications طبقه بندی
low grade کم طبقه بندی
denomination طبقه بندی
taxonomy طبقه بندی
taxonomies طبقه بندی
typification طبقه بندی
divisions طبقه بندی
denominations طبقه بندی
bracket طبقه بندی
division طبقه بندی
stratification طبقه بندی
grading طبقه بندی
sorting طبقه بندی
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
zootaxy طبقه بندی جانوران
unclassified طبقه بندی نشده
market grades and grading طبقه بندی بازار
unclassified بدون طبقه بندی
nosology طبقه بندی بیماریها
service rating طبقه بندی پرسنلی
classified طبقه بندی شده
route classification طبقه بندی جاده ها
harmonic division طبقه بندی متناسب
nondescript غیرقابل طبقه بندی
rug classification طبقه بندی فرش
budget classification طبقه بندی بودجه
computer classifications طبقه بندی کامپیوتر
accounting classification طبقه بندی حساب
harmonic proportion طبقه بندی متناسب
standardization همگونی طبقه بندی
classifications طبقه بندی پیام
job classification طبقه بندی شغلی
taxonomist متخصص طبقه بندی
job classification طبقه بندی شغل
map classification طبقه بندی نقشه ها
vendor rating طبقه بندی فروشندگان
soil class طبقه بندی خاک
secrets طبقه بندی سری
secret طبقه بندی سری
classificatory مربوط به طبقه بندی
classification طبقه بندی پیام
classification of soil طبقه بندی خاک
classification of aggregate طبقه بندی خاکدانه ها
classification chart نمودار طبقه بندی
classifiable قابل طبقه بندی
speed rate increment طبقه بندی سرعت
industrial classifications طبقه بندی صنعتی
suborder طبقه بندی فرعی
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
coinage طبقه بندی بهای مسکوک
restricting بازداشت طبقه بندی مدارک
classified items اقلام طبقه بندی شده
classified advertisement آگهی طبقه بندی شده
restricts بازداشت طبقه بندی مدارک
restrict بازداشت طبقه بندی مدارک
glossography طبقه بندی و شرح زبانها
brussels nomenclature طبقه بندی تعرفه برکسل
restricted data اطلاعات طبقه بندی شده
classified material مدارک طبقه بندی شده
topsecret طبقه بندی به کلی سری
classified items اماد طبقه بندی شده
international classification of طبقه بندی بین المللی بیماریها
army genetal classification test ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
classification yard line سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
access to classified material دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
taxon واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
systematist متخصص فائده سازی و طبقه بندی
accountable cryptomaterial مدارک و وسایل طبقه بندی شده
agct ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
assortments دسته بندی
groupage دسته بندی
faction دسته بندی
ordinations دسته بندی
ordination دسته بندی
assortment دسته بندی
factions دسته بندی
classifications دسته بندی
classification دسته بندی
grading دسته بندی
clustering دسته بندی
scale دسته بندی
junta دسته بندی
rating دسته بندی
ratings دسته بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com