English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
virtual temperature دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
Other Matches
non cohesive soil خاکی که فاقد چسبندگی باشد
contructive larcency مقصودسرقتی است که از مجموعه اعمال یک عده یا یک فرد ناشی شود در حالتی که این اعمال به تنهایی فاقد هر نوع وصف جنایی باشد
single track فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
unqulified فاقد شرایط لازم فاقد صلاحیت غیرصالح
precipitation of moisture انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
thermal دمایی
thermoregulation تنظیم دمایی
isothermal annealing بازپخت هم دمایی
isothermal holding furnace کوره هم دمایی
psychrometer نمسنج دمایی
thermoreceptor گیرنده دمایی
temperature saturation اشباع دمایی
temperature correction تصحیح دمایی
thermanesthesia بی حسی دمایی
filament saturation اشباع دمایی
kelvin temperature scale اشل دمایی کلوین
rankin temperature scale اشل دمایی رانکین
centigrade temperature scale اشل دمایی سانتیگراد
temperature stress تنش حرارتی یا دمایی
acentrous فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
trimolecular سه ذرهای
atomical ذرهای
atomic ذرهای
micros ذرهای
micro ذرهای
monatomic یک ذرهای
bimolecular دو ذرهای
varite مقاومتی با ضریب دمایی منفی
reaumur temperature scale اشل دمایی در سیستم غیرمتریک
atomistic society جامعه ذرهای
bit string رشته ذرهای
intramolecular درون ذرهای
bit density تراکم ذرهای
corpuscular radiation تشعشع ذرهای
molecular ملکولی ذرهای
within an ace of ذرهای مانده به
atomistic competition رقابت ذرهای
ace ذرهای مانده
corpuscular ray پرتو ذرهای
aces ذرهای مانده
bit rate سرعت ذرهای
bit pattern الگوی ذرهای
baudot code رمز پنج ذرهای
dont care a rap ذرهای باک نداشته باشید
thereis not a p of truth init ذرهای راستی دران نیست
not a scrap is left ذرهای باقی نمانده است
decalescence point دمایی که در ان تغییر شکل کریستالی در فولاد صورت میگیرد
cloud point دمایی که در ان مایع سردشونده شروع به کدر ومات شدن میکند
reversal temperature دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
octad جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
sans فاقد
freeing فاقد
frees فاقد
ex فاقد
ex- فاقد
freed فاقد
free فاقد
anurous فاقد دم
bankrupt of فاقد
scentless فاقد بو
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
inertialess فاقد لختی
landless فاقد زمین
landlessness فاقد زمین
undocumented فاقد ویزا
homely فاقد جمال
acolous فاقد اعضاء
toom فاقد لاغر
antipathetic فاقد تمایل
burdened فاقد حق تقدم
visionless فاقد دید
without engagement فاقد تعهد
unmannered فاقد رفتارشایسته
unmeet فاقد صلاحیت
intestable فاقد صلاحیت
paratactic فاقد روابط
inertialess فاقد اینرسی
dishonest فاقد امانت
impassible فاقد احساس
lack فاقد بودن
lacked فاقد بودن
without انطرف فاقد
lacks فاقد بودن
unmennerly فاقد رفتارشایسته
unobtrusive فاقد جسارت
unobtrusively فاقد جسارت
indiscreet فاقد حس تشخیص
incoordinate فاقد حس همکاری
impersonal فاقد شخصیت
incompetent فاقد صلاحیت
ad hoc فاقد عمومیت
inexpert فاقد خبرگی
acholic فاقد صفرا
dis qualified فاقد قابلیت
dis qualified فاقد شرایط
ametabolous فاقد دگردیسی
astomatal فاقد دهان
stolidly فاقد احساس
abulic فاقد اراده
acholous فاقد صفرا
stolid فاقد احساس
exhaust bin level فاقد موجودی
shorthanded فاقد کارگرکافی
ametabolic فاقد دگردیسی
unnerve فاقد عصب کردن
unnerved فاقد عصب کردن
deaf فاقد قوه شنوایی
unnerving فاقد عصب کردن
unnerves فاقد عصب کردن
deafer فاقد قوه شنوایی
incapacitation فاقد صلاحیت کردن
deafest فاقد قوه شنوایی
unmanning فاقد مردانگی کردن
nonage فاقد اهلیت قانونی
irretentive فاقد قوه ضیط
unqualified فاقد شرایط لازم
aplacental فاقد جفت جنین
undocumented فاقد مدارک قانونی
unthinking فاقد قوهی تفکر
irretractile فاقد قوه قبض
inexpessive فاقد قوه فهماندن
azoic فاقد نشان زندگی
inerrancy فاقد غلط و اشتباه
denitrify فاقد نیترات کردن
agamous فاقد الت جنسی
duty free فاقد حقوق گمرکی
stereotyped فاقد نبوغ وابتکار
asexual فاقد خاصیت جنسی
unman فاقد مردانگی کردن
one track فاقد قوه ارتجاعی
acheiria فاقد قوهء لامسه
systemoless فاقد سیستم صحیح
untune فاقد هم اهنگی کردن
fatherless فاقد مولف معلوم
ineligible فاقد شرایط لازم
shapeless فاقد شکل معین
intestate فاقد وصیت نامه
moneyless economy اقتصاد فاقد پول
imperscriptible فاقد اجازه نوشته
unmans فاقد مردانگی کردن
unfeeling بیحس فاقد احساسات
depersonalize فاقد شخصیت کردن
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
clean هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
straw boss [سرپرست فاقد اختیارات کافی]
coreless induction furnace کوره القائی فاقد هسته
disqualifying فاقد شرایط لازم دانستن
visionless فاقد حس بینش ومال اندیشی
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
disqualify فاقد شرایط لازم دانستن
disqualifies فاقد شرایط لازم دانستن
disqualified فاقد شرایط لازم دانستن
unaccounted حساب نشده فاقد توضیح
cleaned هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
abranchiate فاقد برانشی یادستگاه تنفس
achordata جانوران فاقد ستون فقرات
indign فاقد شایستگی خشمگین کردن
desex فاقد قوه جنسی کردن
insolvent فاقد توانایی پرداختن دیون
desexualize فاقد قوه جنسی کردن
moron فرد فاقد رشد فکری
morons فرد فاقد رشد فکری
inert فاقد نیروی جنبش بیروح
cleanest هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
inartistic فاقد اصول هنری بی هنر
cleans هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
albinos شخص فاقد مواد رنگ دانه
albino شخص فاقد مواد رنگ دانه
He is only half a man . مردانگی ندارد (فاقد قدرت وشجاعت )
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
undemonstrative فاقد ضمیر اشاره غیر مدلل
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
apteral ایوان ستوندار فاقد ستونهای کناری
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
disbud غنچههای درخت را چیدن فاقد غنچه کردن
He has no influence . He cuts no ice. He carries no weight دیگر کلاهش پشم ندارد ( فاقد نفوذ است )
to leave yourself open to the charge of lacking seriousness خود را در معرض اتهام فاقد جدیت بودن گذاشتن
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
gases بخار
gasses بخار
vapo بخار
vapor بخار
fuming بخار
gassed بخار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com