English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
rewake دوباره بیدار کردن
Other Matches
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
waken بیدار کردن
take to بیدار کردن
wakens بیدار کردن
arousing بیدار کردن
arouses بیدار کردن
aroused بیدار کردن
awakens بیدار کردن
daw بیدار کردن
arouse بیدار کردن
awaken بیدار کردن
wakening بیدار کردن
wakened بیدار کردن
waked از خواب بیدار کردن رد پا
wake از خواب بیدار کردن رد پا
rouse out بیدار کردن افراد
wakes از خواب بیدار کردن رد پا
call book دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refresh دوباره پر کردن
replenish دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
refilling دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
recollecting دوباره جمع کردن
recollects دوباره جمع کردن
reopens دوباره باز کردن
re-examining دوباره بازپرسی کردن
revising دوباره چاپ کردن
recollected دوباره جمع کردن
back fill عمل دوباره پر کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
recollect دوباره جمع کردن
reengage دوباره استخدام کردن
reconditions دوباره درست کردن
remonetize دوباره رایج کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
rebuilds دوباره ساختمان کردن
renegotiate دوباره مذاکره کردن
reconditioned دوباره درست کردن
recondition دوباره درست کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
reinterpret دوباره تفسیر کردن
reexamine دوباره امتحان کردن
reforge دوباره جعل کردن
remarry دوباره عروسی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
remarried دوباره عروسی کردن
rejuveoize دوباره جوان کردن
reimport دوباره وارد کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
cold start دوباره روشن کردن
reproduces دوباره چاپ کردن
reinstates دوباره برقرار کردن
reopened دوباره باز کردن
reinstating دوباره برقرار کردن
re establish دوباره برپا کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
re export دوباره صادر کردن
revalue دوباره ارزیابی کردن
reinstated دوباره برقرار کردن
reinstate دوباره برقرار کردن
re examine دوباره بازپرسی کردن
rejuvenated دوباره جوان کردن
reopening دوباره باز کردن
rejuvenates دوباره جوان کردن
rejuvenating دوباره جوان کردن
reopen دوباره باز کردن
revise دوباره چاپ کردن
revises دوباره چاپ کردن
re-examine دوباره بازپرسی کردن
revalued دوباره ارزیابی کردن
reasure دوباره بیمه کردن
rebind دوباره صحافی کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
recalculate دوباره حساب کردن
rebuild دوباره ساختمان کردن
recommit دوباره زندان کردن
recompose دوباره انشاء کردن
re-examines دوباره بازپرسی کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
reassociate دوباره متحد کردن
oversrike دوباره چاپ کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
re form دوباره درست کردن
reproduce دوباره چاپ کردن
reproducing دوباره چاپ کردن
re paving دوباره فرش کردن
re sort دوباره جور کردن
re strain دوباره صاف کردن
rejuvenate دوباره جوان کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
rewires دوباره سیمکشی کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
restart روشن کردن دوباره
rewiring دوباره سیمکشی کردن
retry دوباره محاکمه کردن
retry دوباره ازمایش کردن
reuse دوباره استفاده کردن
redefine دوباره تعریف کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
rewired دوباره سیمکشی کردن
rewire دوباره سیمکشی کردن
revalidate دوباره پادار کردن
resurface دوباره روکاری کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
retake دوباره تسخیر کردن
retaken دوباره تسخیر کردن
retakes دوباره تسخیر کردن
resorb دوباره جذب کردن
retaking دوباره تسخیر کردن
retransmit دوباره مخابره کردن
redefined دوباره تعریف کردن
retrocede دوباره واگذار کردن
reactivated دوباره فعال کردن
reactivate دوباره فعال کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
regains دوباره تصرف کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
regarding دوباره تسطیح کردن
reactivates دوباره فعال کردن
reactivating دوباره فعال کردن
revisits دوباره ملاقات کردن
revisiting دوباره ملاقات کردن
regain دوباره تصرف کردن
revisited دوباره ملاقات کردن
redefines دوباره تعریف کردن
regained دوباره تصرف کردن
revisit دوباره ملاقات کردن
redefining دوباره تعریف کردن
regaining دوباره تصرف کردن
reorganises دوباره متشکل کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
relives دوباره تجربه کردن
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
redistribute دوباره پخش کردن
reliving دوباره تجربه کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
rephrased دوباره عبارتبندی کردن
relived دوباره تجربه کردن
redistributed دوباره پخش کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
redistributes دوباره پخش کردن
redistributing دوباره پخش کردن
republish دوباره منتشر کردن
rephrase دوباره عبارتبندی کردن
relive دوباره تجربه کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
redirects دوباره راهنمایی کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
reorder دوباره مرتب کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
republish دوباره چاپ کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com