English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
vector sights دوربینهای نشانه روی بمب دوربینهای جانبی
Other Matches
split cameras دوربینهای زوجی دوربینهای دوقلو
electro optics وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
fan cameras دوربینهای مکمل
optical sight دوربینهای بصری
fan cameras دوربینهای عکاسی منظرهای
telescopist متخصص استعمال دوربینهای نجومی
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
direct fire sights زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
paddles وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddle وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddling وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddled وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
expansion interface حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
bells and whistles خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
pointer نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
peripheral مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channel واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeled واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
wait state 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait condition 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
symbolic آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolically آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
fall-out [side effect] عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction عوارض جانبی [اثر جانبی]
by-effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
byeffect عوارض جانبی [اثر جانبی]
secondary effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
flank observation دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
by-effect اثر جانبی
byeffect اثر جانبی
accessory جانبی
fall-out [side effect] اثر جانبی
secondary effect اثر جانبی
spillover effect اثر جانبی
lateral جانبی
laterad جانبی
adverse reaction اثر جانبی
sidelong جانبی
contour line خط جانبی
bilateral دو جانبی
accessory وسیله جانبی
lateral fissure شیار جانبی
end gable نمای جانبی
sideband باندهای جانبی
cross wind باد جانبی
side group گروه جانبی
side-effect اثر جانبی
side friction اصطکاک جانبی
flank speed سرعت جانبی
side-effects اثر جانبی
dorsolateral پشتی و جانبی
side-effect نتیجه جانبی
lateral yield له شدگی جانبی
side view نمای جانبی
side circuit مدار جانبی
side chain زنجیر جانبی
side reaction واکنش جانبی
i/o وسیله جانبی
spillover effects آثار جانبی
ancillary equipment وسیله جانبی
lateral inversion معکوس جانبی
marginal bund خاکریز جانبی
ancillary equipment تجهیزات جانبی
lateral surface سطح جانبی
laterality برتری جانبی
lateral shifts حرکت جانبی
lateral shifts تغییرات جانبی
lateral pressure فشار جانبی
lateral load بار جانبی
oblique fire اتش جانبی
lateral dominance برتری جانبی
input/output وسیله جانبی
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
device وسیله جانبی
peripheral دستگاه جانبی
lateral buckling کمانکش جانبی
peripherals دستگاههای جانبی
aisles جانبی صحن
lateral control کنترل جانبی
lateral dispersion پراکندگی جانبی
aisle جانبی صحن
devices وسیله جانبی
unit وسیله جانبی
byeffect نتیجه جانبی
fall-out [side effect] نتیجه جانبی
spillover effects اثرهای جانبی
side effects اثرهای جانبی
side effect اثر جانبی
secondary effects اثرهای جانبی
byeffects اثرهای جانبی
by-effects اثرهای جانبی
secondary effect نتیجه جانبی
adverse reactions اثرهای جانبی
spillover effect نتیجه جانبی
wing wall دیواره جانبی
trilaterality حالت سه جانبی
byeffect عوارض جانبی
adverse reactions آثار جانبی
sideways sum مجموع جانبی
units وسیله جانبی
side effect نتیجه جانبی
side-effects نتیجه جانبی
ventrolateral بطنی و جانبی
sidelooking airborne radar رادار جانبی
secondary effects آثار جانبی
side effects آثار جانبی
byeffects آثار جانبی
adverse reaction نتیجه جانبی
by-effect نتیجه جانبی
by-effects آثار جانبی
lateral-adjustment lever سطح تنظیم جانبی
lateral magnifying power درشت نمایی جانبی
angle of sideslip زاویه انحراف جانبی
lateral and sway bracing حرکات جانبی و نوسانی
angle of sideslip زاویه لغزش جانبی
lateral support تکیه گاه جانبی
miniperipheral دستگاه جانبی کوچک
girthed area سطح جانبی [ریاضی]
notch piers پایههای جانبی سرریز
ventrolateral درقسمت جانبی شکم
side tone صدای جانبی گوشی
processor پردازنده جانبی مخصوص
side effect اثرجانبی نتیجه جانبی
crabs حرکت جانبی ناو
sides way تغییر مکان جانبی
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
diaschisis کارکرد پریشی جانبی
side-effects اثرجانبی نتیجه جانبی
peripheral controller کنترل کننده جانبی
crab حرکت جانبی ناو
sidelobe بیم جانبی رادار
side chain substitution استخلاف در زنجیر جانبی
sidelooking airborne radar رادار با دید جانبی
side-effect اثرجانبی نتیجه جانبی
cursors نشانه گر
cursor نشانه گر
marks نشانه
trace نشانه
symbol نشانه
marker نشانه
bench mark نشانه
emblem نشانه
indications نشانه ها
presage نشانه
icons نشانه
icon نشانه
ikons نشانه
markers نشانه
emblems نشانه
symptom نشانه
symptoms نشانه
traced نشانه
reminiscences نشانه
traces نشانه
attributes نشانه
attributing نشانه
emblematic نشانه
one address با یک نشانه
signal نشانه
signaled نشانه
reminiscence نشانه
omens نشانه
omen نشانه
presaged نشانه
presages نشانه
presaging نشانه
tokens نشانه
attribute نشانه
indicative نشانه
token نشانه
symptomless بی نشانه
mark نشانه
cue نشانه
sacrament نشانه
sacraments نشانه
signalled نشانه
portents نشانه
portent نشانه
cues نشانه
profiled برش عمودی تصویر جانبی
side overlap پوشش جانبی عکس هوایی
sculpture in the round پیکره سازی همه جانبی
lateral strain تغییر شکل نسبی جانبی
profiles برش عمودی تصویر جانبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com