Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 255 (13 milliseconds)
English
Persian
bidentate
دو دندانه
Search result with all words
toothier
دندانه دار
toothiest
دندانه دار
toothy
دندانه دار
notch
دندانه
notches
دندانه
rack
دندانه دار کردن
rack
میله دندانه دار
rack
قطاع دندانه دار
racked
دندانه دار کردن
racked
میله دندانه دار
racked
قطاع دندانه دار
racks
دندانه دار کردن
racks
میله دندانه دار
racks
قطاع دندانه دار
wracked
دندانه دار کردن
wracked
میله دندانه دار
wracked
قطاع دندانه دار
wracks
دندانه دار کردن
wracks
میله دندانه دار
wracks
قطاع دندانه دار
indent
دندانه دارکردن
indent
دندانه گذاری
indenting
دندانه دارکردن
indenting
دندانه گذاری
indents
دندانه دارکردن
indents
دندانه گذاری
feed
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
sheath
دندانه
sheaths
دندانه
cogged
دندانه دار
serrated
دندانه دار
jagged
دندانه دار
anti-
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
nick
دندانه
nick
دندانه دندانه کردن
nicked
دندانه
nicked
دندانه دندانه کردن
nicking
دندانه
nicking
دندانه دندانه کردن
nicks
دندانه
nicks
دندانه دندانه کردن
leaf
دندانه
text
متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
texts
متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
cam
دندانه
cams
دندانه
cutter
دندانه گردان عاج سوهان
cutters
دندانه گردان عاج سوهان
grab
بیل حفاری دندانه دار
grabbed
بیل حفاری دندانه دار
grabbing
بیل حفاری دندانه دار
grabs
بیل حفاری دندانه دار
root
پای دندانه
roots
پای دندانه
pinion
چرخ دندانه پی نیون
pinioning
چرخ دندانه پی نیون
pinions
چرخ دندانه پی نیون
peg
دندانه
pegs
دندانه
indented
دندانه دندانه
dent
دندانه
dent
دندانه کردن
dent
دندانه بریدگی
dented
دندانه
dented
دندانه کردن
dented
دندانه بریدگی
denting
دندانه
denting
دندانه کردن
denting
دندانه بریدگی
dents
دندانه
dents
دندانه کردن
dents
دندانه بریدگی
hob
با دندانه ماشین وغیره بریدن
hobs
با دندانه ماشین وغیره بریدن
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
toothless
بدون دندانه
cog
دندانه
cog
دندانه دارکردن
cogs
دندانه
cogs
دندانه دارکردن
nib
دندانه
nibs
دندانه
crinkle
دندانه دندانه
crinkled
دندانه دندانه
crinkles
دندانه دندانه
crinkling
دندانه دندانه
mordant
دندانه
tooth
دندانه
tooth
دندانه دار کردن مضرس کردن
thread
دندانه
threads
دندانه
indentation
دندانه گذاری
indentation
دندانه
indentations
دندانه گذاری
Other Matches
rack and pinion
میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
serrate leaves
برگهای ارهای یا دندانه دندانه
saw edged
دارای لبه دندانه دندانه
dentate
دندانه دندانه مضرس
jaggy
دندانه دندانه ناهمواری
cut gears
دندانه دندانه کردن
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
serration
دندانه
tine
دندانه
saw toothed
دندانه دندانه
jaggies
دندانه ها
jag
دندانه
notche
دندانه
nid
دندانه
crenation
دندانه دندانه
dentate
دندانه
dentation
دندانه
denticle
دندانه
undentate
تک دندانه
sawtooth
دندانه دندانه
serra
دندانه
indentations
دندانه
serrate
دندانه دندانه
denticulate
دندانه دندانه
trifid
سه دندانه
cogging
دندانه
cut teeth
دندانه دارکردن
monodentate ligand
لیگاند تک دندانه
notched
دندانه دار
cirrate
دندانه دار
cirrose
دندانه دار
cirhose
دندانه دار
nurl
دندانه کنگره
pectinate
دندانه دار
zigzag soldering
لحیم دندانه
dentate
دندانه دار
dentation
دندانه بودن
knurled
دندانه دار
jaw clutch coupling
پیوست دندانه
gearwheel
چرخ دندانه
helical tooth
دندانه حلزونی
jaw clutch coupling
درگیری دندانه
jaggy
دندانه دار
herringbone tooth
دندانه ی جناغی
knurling tool
دندانه ساز
engrailed
دندانه دار
engrail
دندانه دارکردن
denticulate
دندانه دار
denticulated
دندانه دار
denticulation
دندانه ریز
dentigerous
دندانه دار
depth of tooth
ارتفاع دندانه
laciniated
دندانه دار
laciniate
دندانه دار
pectinated
دندانه دار
tooth clearance
بازی دندانه
tooth pitch
گام دندانه
toothed cornice brick
اجر دندانه
tooth gap
فاصله دندانه
tooth gap
شکاف دندانه
tooth flank
دامنه دندانه
tooth form
شکل دندانه
tooth profile
شکل دندانه
serrulation
دندانه داری
cut teeth
دندانه ساختن
rip saw
اره دندانه درشت
serrated shaft
محور دندانه دار
root circle
دوره پای دندانه
knurling tool
الت دندانه سازی
teeth of the comb
دندانه های شانه
catch
[latch]
دندانه
[چفت]
[مهندسی]
serrate
دندانه دار کردن
zigzag aerial
انتن دندانه ارهای
sawthoot generator
مولد دندانه ارهای
layshaft
محور دندانه کمکی
cog
[cogwheel]
چرخ دندانه دار
gearwheel
چرخ دندانه دار
toothed wheel
چرخ دندانه دار
brake wheel
چرخ دندانه دار
tooth profile error
خطای فرم دندانه
sprocket
دندانه دور چرخ
sprocket chain
زنجیر دندانه دار
spur gear
چرخ دندانه دار
cogged wheel
چرخ دندانه دار
tooth plane
رنده دندانه دار
peg tooth
دندانه میخی یا تیز
loose gear
چرخ دندانه هرزگرد
toothed wheel
چرخه دندانه دار
bevel gear
چرخ دندانه مخروطی
bevel pinion
چرخ دندانه پی نیون
biserrate
دارای دو دندانه یا بر امدگی
chine
دندانه دار کردن
cog wheel
چرخ دندانه دار
gear wheel
چرخ دندانه دار
indenture
دندانه دار کردن
external gear
تاج دندانه خارجی
jaggedness
دندانه دار بودن
elevating gear
چرخ دندانه بالابر
herringbone gear
چرخ دندانه جناغی
exhaust gear
چرخ دندانه خروجی
change gear
چرخ دندانه تبدیل
endless screw
پیچ دندانه گردان
cogwheel
چرخ دندانه دار
double helical gear
چرخ دندانه مارپیچی دوبل
notch
دستگیره
[دندانه]
[چفت]
[مهندسی]
driving pinion
چرخ دندانه پی نیون گرداننده
tridentate
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
trident
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
brake wheels
چرخ های دندانه دار
notchy
دندان موشی دندانه دار
saw toothed
دارای دندانه اره مانند
cog wheels
چرخ های دندانه دار
cogwheels
چرخ های دندانه دار
gearwheels
چرخ های دندانه دار
gear wheels
چرخ های دندانه دار
pitch curves
تلاقی سطوح طرفین دندانه
change gear mechanism
مکانیزم چرخ دندانه تبدیل
cogged wheels
چرخ های دندانه دار
zigzag
طرح دندانه
[لبه دار]
helical tooth system
سیستم دندانه سازی حلزونی
jaggies
دندانه دار بودن کنگره
automatic gear cutting machine
ماشین فرز چرخ دندانه
toothed ring armature
ارمیچر حلقوی دندانه دار
sawtooth
دارای دندانه اره مانند
acanthus leaf
معماری بصورت دندانه برگ کنگری
mordant dyes
[رنگ های حاوی مواد دندانه ای]
internal gear pump
پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
master tooth
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master pick
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
bevel gear grinder
دستگاه سنگ چرخ دندانه مخروطی
helical tooth bevel gear
چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
ratchet wheel
چرخ دندانه دارمتحرک بوسیله موتور
bevel gear planer
دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
bottoming tap
وسیلهای برای دراوردن دندانه در یک سوراخ کور
bevel gear hob
دستگاه فرز غلطکی چرخ دندانه مخروطی
tine
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
copper mordant
دندانه سولفات مس جهت بوجود آوردن رنگ سبز
sprocket wheel
چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
countershaft pulley
محور با پولی یا چرخ دندانه دار که به یک ماشین وصل میشود
sprocket
چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
fly wheel
چرخ دندانه داروزینی که روی محور دواری قرار می گیرد
pectinated line
[خط شکسته، دندانه ای و یا کنگره ای که در طرح های هندسی و ایلیاتی بکار می رود.]
aliasing
روش کاهش اثر لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها. 2-
tin mordent
دندانه قلع
[در رنگرزی]
[که بیشتر اثر سفیدکنندگی داشته و رنگ های روشن را بوجود می آورد.]
ferrous sulfate
دندانه آهن
[جهت تولید رنگ های تیره تر و کاهش تردی و شکنندگی الیاف پشم]
brinelling
دندانه ها و برجستگیهایی که در سطوح یاتاقانها معمولابراثر بار استاتیک زیاد یااعمال نیرو هنگام جاگذاری وبرداشتن بوجود می اید
jaggies
لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی ایجاد میشود که به علت اندازه هر پیکس است و روی صفحه نمایش دیده نمیشود
aliasing
لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی دار روی صفحه نمایش کامپیوتر فاهر می شوند که به علت اندازه هر پیکسل است
sprocket feed
محل نگهداری کاغذ که چاپگر کاغذ را باچرخ دندانه دار در سوراخهای مقدار لبه هر کاغذ می چرخاند
an fitting
رابطهایی برای اتصال لولههای پخدار یا قیفی شکل که دارای زاویه 73 درجه میباشند و فاصلهای بین تمام شدن دندانه ها و شروع قسمت پخدار وجود دارد
direct dyes
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
Zipper selvage
حاشیه زیپ شکل
[در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
jag
دندانه دار کردن کنگره دار کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com