Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
characteristic diagram for the steel
دیاگرام مشخصه فولاد دیاگرامی که تغییر شکلهای فولاد را برحسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
Other Matches
characteristic diagram for the concrete
دیاگرام مشخصه بتن دیاگرامی که تغییر شکلهای بتن را بر حسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
carbon steel
فولاد کربن یا فولاد سخت
deformed reinforcing steel
فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
decalescence point
دمایی که در ان تغییر شکل کریستالی در فولاد صورت میگیرد
steel
فولاد
steels
فولاد
steeling
فولاد
cementite
فولاد
steeled
فولاد
bevelled steel straight edge
فولاد کج بر
oxygen converter steel
فولاد ال دی
free cutting steel
فولاد اتومات
bar steel
فولاد شمش
molten metal
فولاد ریختگی
austenic steel
فولاد استنیت
mild steel
فولاد نرم
ingots steel
فولاد شمش
merchant bar
فولاد تجارتی
austenic steel
فولاد استنیتیکی
forging grade steel
فولاد اهنگری
engineering steel
فولاد مهندسی
electric steel
فولاد ابکاری
puddle steel
فولاد پودل
annealed steel
فولاد تابدیده
angle steel
فولاد نبشی
cold work steel
فولاد کارسرد
alloy treated steel
فولاد کم الیاژ
alloy steel
فولاد الیاژی
alloy steel
فولاد فشرده
alloy steel
الیاژ فولاد
overblown steel
فولاد با دم زیاد
basic converter steel
فولاد توماس
thomas steel
فولاد توماس
structrual steelwork
فولاد ساختمانی
wrought steel
فولاد نرم
structrual steelwork
فولاد سازهای
structural steel
فولاد ساختمانی
structural steel
فولاد سازهای
crucible steel
فولاد بوتهای
crucible cast steel
فولاد بوتهای
crude steel
فولاد خام
tempered steel
فولاد ابداده
corrosion resistent steel
فولاد ضد زنگ
copper bearing steel
فولاد مس دار
chrome steel
فولاد کروم
toll steel
فولاد ابزار
steelwork
فولاد کاری
steel aloy
فولاد فشرده
beaded flats
فولاد تخت
clad steel
فولاد نرم
quench and temper
بهسازی فولاد
quenched and tempered steel
فولاد بهساخته
quenching of steel
اب دادن فولاد
refined steel
فولاد مصفا
cast iron
فولاد فشرده
shaped iron
فولاد نیمرخ
cast steel
فولاد خشکه
shear steel
فولاد قیچی
cast steel
فولاد ریختگی
cast steel
فولاد ریخته گی
silicon steel
فولاد سیلیکاتی
steel aloy
الیاژ فولاد
composite steel
فولاد مرکب
hardened steel
فولاد ابدار
machinery steel
فولاد ماشینی
killed steel
فولاد کشته
hardened steel
فولاد اب دیده
high speed steel
فولاد تندبر
high grade steel
فولاد قیمتی
hypo eutectoid steel
فولاد هیپواوتکتوئیدی
hypereutectoid steel
فولاد هیپراوتکتوئیدی
magnet steel
فولاد اهنربا
free cutting steel
فولاد خوش تراش
manganese steel
فولاد منگان
flat steel
فولاد تخت
stainless steel
فولاد ضد زنگ
magnet steel
فولاد مغناطیسی
basic bessemer steel
فولاد مقدماتی بسمر
channelled
ناودان فولاد "یو" شکل
killed steel
فولاد ارام شده
channel
ناودان فولاد "یو" شکل
forged steel
فولاد اهنگری شده
iron and steel works
ذوی اهن و فولاد
blister steel
فولاد جوش دار
channeling
ناودان فولاد "یو" شکل
channeled
ناودان فولاد "یو" شکل
open hearth steel
فولاد زیمنس مارتین
siemens martin steel
فولاد زیمنس مارتین
permanent magnet steel
فولاد اهنربای دائمی
heat treating
تشویه حرارتی فولاد
engineering steel
فولاد ماشین سازی
bulb angle steel
فولاد نبشی غلطکی
plain carbon steel
فولاد کربن غیرالیاژی
plain carbon tool steel
فولاد ابزار غیرالیاژی
iron and steel working industry
صنعت اهن و فولاد
automatic screw steel
فولاد برش- ازاد
high carbon steel
فولاد با کربن زیاد
high grade steel
فولاد درجه بالا
high quality steel
فولاد با کیفیت خوب
high strength steel
فولاد با استحکام عالی
high temperature steel
فولاد با ثبات حرارتی
channels
ناودان فولاد "یو" شکل
tungsten steel
فولاد تنگستن دار
steel fabric
بافت فولاد ساختمانی
steel foundry
ریخته گری فولاد
hot pressing steel
فولاد پرسکاری داغ
temper steel
نرم کردن فولاد
i beam
تیر اهن یا فولاد
hot working steel
فولاد عملیات حرارتی
chrome moly steel
فولاد کروم - مولیبدن
chrome nickl steel
فولاد کروم - نیکل
structural steel sheet
ورق فولاد ساختمانی
mild sheet steel
فولاد ورق نرم
commercial structural steel
فولاد ساختمان تجارتی
clad steel
فولاد روکش شده
stainless steel
فولاد زنگ نزن
gold worked steel
فولاد اصلاح شده
steel engraving
گراور سازی با فولاد
muck mill
دستگاه نورد فولاد
ingot iron
فولاد خیلی نرم
nickel steel
فولاد نیکل دار
cast steel
فولاد ریخته گری
semi killed steel
فولاد نیمه ارام
rolled iron or steel
فولاد نورد خورده
puddle steel
فولاد ذغال گیری
damask
موج روی فولاد
silico manganese steel
فولاد منگنز سیلیسیومی
self hardening steel
فولاد خود سخت گردانی
bessemer
یکی از روشهای تهیه فولاد
e c s c (european coal & steel commissio
جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
ingot iron o.steel
فولاد کربن گیری شده
age
سرد وسخت کردن فولاد
super high speed tool steel
فولاد ابزار بر فوق تند بر
concrete cover
پوشش بتنی روی فولاد
structural steel
تیر فولاد یا اهن ساختمانی
ages
سرد وسخت کردن فولاد
ingot iron o.steel
فولادبسمر فولاد زیمنس مارتین
o.h. ingot steel
فولاد شمش زیمنس مارتین
heat treatable steel
فولاد قابل عملیات حرارتی
mild steel ingot block
قالب شمش فولاد نرم
hardening and temper
بهتر کردن تشویه ی فولاد
nitriting steel
فولاد ازت داده شده
longitudinal reinforcement
[فولاد گزاری طولی در بتن]
stainless steel
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
air hardening steel
فولاد هوا سخت شده
steel casting foundry
ریخته گری پروفیل فولاد
oil hardening steel
فولاد سخت گردانی روغنی
flow diagram
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flowchart
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
open hearth
کوره فولاد سازی دهان باز
austenitic manganese steel
فولاد منگنز دار سخت شده
The tongue is not steel , yet it cuts.
<proverb>
زبان اگر چه فولاد نیست اما برنده است .
steel wool
براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
beechive spring
فلزی از جنس فولاد سخت برای نگهداشتن محل پرچ
cold rolling
عملیاتی که برای افزایش سختی و استکام فولاد روی ان صورت میگیرد
damask
سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
mechanical percentage
حاصلضرب مقدار درصدهندسی در نسبت حد ارتجاعی فولاد به مقاومت محاسباتی بتن
alumetize
الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
functional shift
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
icing
مسلح کردن بتون فشرده کردن فولاد
puddling
تبدیل اهن لخته به اهن ساخته یا فولاد
palnut
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
steel face
روکش کردن یا روسازی کردن با فولاد
sanitize
حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
server
مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
attributes
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
archive
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
attribute
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
attributing
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
characteristically
صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristic
صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
attribute
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
attributing
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
attributes
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست
leg spin
چرخش توپ که تغییر مسیربطرف پا میدهد
geometrical percentage
درصد هندسی که عبارتست ازخارج قسمت سطح مقطع فولاد به سطح مقطع بتن دریک قطعه بتن مسلح ضرب درصد
databases
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
database
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
combined stresses
تنشهای مرکب
at pleasure
برحسب دلخواه برحسب میل
off spin
چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
secondary stresses
تنشهای درجه دوم
answered
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answer
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answering
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
loops
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
answers
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
looped
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
loop
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
modification
دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
database
مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
databases
مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
dbms
برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد و تغییر ساده پایگاه داده ها میدهد
Bijection
نگاشت یک به یک یا نظیر به نظیر
batch
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
batches
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com