English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
to panel a wall دیواری را تخته کوبی کردن
Other Matches
roof boarding سطح توفال کوبی شده یا تخته کوبی شده زیر پوشش بام
panel work تخته کوبی
wainscoting تخته کوبی
wainscot تخته کوبی
wainscots تخته کوبی
furring تخته کوبی
boarding تخته کوبی
lath work تخته کوبی
shingle تخته کوبی
lathing تخته کوبی تراشکاری
dwarf wainscoting تخته کوبی کوتاه
colonial siding [روکش کوبی با تخته عریض]
clap-board [تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
weather board تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
lath توفال کوبی کردن
stomping لگد کوبی کردن
stomps لگد کوبی کردن
stomped لگد کوبی کردن
stomp لگد کوبی کردن
inoculates مایه کوبی کردن اغشتن
to stake off مساحتی را میخچه کوبی کردن
inoculating مایه کوبی کردن اغشتن
inoculated مایه کوبی کردن اغشتن
inoculate مایه کوبی کردن اغشتن
wallpapers با کاغذ دیواری تزئین کردن
wallpaper با کاغذ دیواری تزئین کردن
threshed از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
thresh از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshes از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshing از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
to peck down a wall دیواری را با الت نوک تیزخراب کردن
combining ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combine ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
plank تخته تخته کردن
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
multi board computer کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
lee board تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
stopboard تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
daughter board تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود
boarded تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
boarded تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
shingle توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
plywood تخته لایی تخته چند لا
planking تخته پوشی تخته بندی
notice board 1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
bare board تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
ceil تخته پوش کردن
lagvt تخته پوش کردن
board جلد کردن تخته
board تخته پوش کردن
boarded تخته پوش کردن
plank تخته پوش کردن
boarded جلد کردن تخته
to play at d. تخته نرد بازی کردن
to put a notice up آگهیی را به تخته ای [ستونی] آویزان کردن
boarded هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
scaffold سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
trim هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
scaffolds سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
trimmest هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trims هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
wall-to-wall [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
stall out کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
parietal دیواری
wall دیواری
murals دیواری
mural دیواری
walls دیواری
hammer-beam خرپا کوبی
hip شیروانی کوبی
tatoo خال کوبی
flail mower ماشینگندم کوبی
variolation ابله کوبی
juck work میخ کوبی
thrashes کوزل کوبی
lining of the ceiling لمبه کوبی
tattoo خال کوبی
picoid دار کوبی
lathing توفال کوبی
studding توفال کوبی
lath work توفال کوبی
piling شمع کوبی
tattooed خال کوبی
staking میخچه کوبی
lath توفال کوبی
thrash کوزل کوبی
thrashed کوزل کوبی
inoculation of vaccine ابله کوبی
tattoos خال کوبی
tattooing خال کوبی
vaccination ابله کوبی
inoculation مایه کوبی
inoculations مایه کوبی
rabbet جفت کردن نر ومادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال ان
stamping mill اسیاب سنگ کوبی
stamp mill اسیاب سنگ کوبی
threshing floor زمین خرمن کوبی
threshing machine ماشین خرمن کوبی
vaccine point سوزن ابله کوبی
vaccination card دفترچه مایه کوبی
dancing پای کوبی رقص
vaccination cards دفترچه های مایه کوبی
wall mounted switch کلید دیواری
wall mounting cabinet قفسه دیواری
wall painting نقاشی دیواری
wall paper کاغذ دیواری
wall socket پریز دیواری
wall tie بست دیواری
wall hanging تزئینات دیواری
wall clock ساعت دیواری
outlet box جعبه دیواری
frescoes نقاشی دیواری
fresco نقاشی دیواری
covered forge کوره دیواری
affiche اعلان دیواری
sconce mirror ایینه دیواری
banks کرانه دیواری
bank کرانه دیواری
side board میز پا دیواری
fire grate اجاق دیواری
fire place بخاری دیواری
transparencies اسلاید دیواری
fire side بخاری دیواری
intermural میان دیواری
transparency اسلاید دیواری
grates بخاری تو دیواری
grated بخاری تو دیواری
grate بخاری تو دیواری
chimney بخاری دیواری
chimneys بخاری دیواری
wallpapers کاغذ دیواری
hangings کاغذ دیواری
power outlet پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز دیواری
murals نقش دیواری
mural نقش دیواری
electrical outlet پریز دیواری
mural نقاشی دیواری
murals نقاشی دیواری
socket [wall socket] پریز دیواری
wallpaper کاغذ دیواری
paper hangings کاغذ دیواری
rung پله ی دیواری
extra-mural فرا دیواری
NIC تخته جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. تخته داده کامپیوتر را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند که در امتداد در کابل شبکه ارسال خواهد شد
immunization واکسن زدن مایه کوبی
tat [American E] خال کوبی [اصطلاح روزمره]
tatt خال کوبی [اصطلاح روزمره]
nagasan concrete بتن قابل میخ کوبی
picketing of aligment میخ کوبی مسیر کار
embossed sculpture برجسته سازی با چکش کوبی
tack hammer چکش میخ کوبی کوچک
electric sockets پریز های دیواری
power outlets پریز های دیواری
wall sockets پریز های دیواری
fractable [کتیبه دیواری سنتوری]
lean to roof بام سینه دیواری
electrical outlets پریز های دیواری
wallpaper adhesive چسب کاغذ دیواری
to batter awall کوبیدن یافروریختن دیواری
witch hazel موچسب پیچک دیواری
tablature نقاشی دیواری یا سقفی
paper hanger کاغذ دیواری چسبان
pitch and toss بازی بیخ دیواری
paper stainer سازنده کاغذهای دیواری
inclosure چهار دیواری حصار
lean-to proof بام سینه دیواری
paperhanger کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
gas bracket لوله دیواری که دارای گازسوزباشد
countermure دیواری که برای پشتیبان دیواردیگربسازند
The clock has stopped. ساعت دیواری خوابیده است
dikes دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
krantz خاره هایی که دیواری ازانهادرست شود
frameworks استخوان بندی قالب چهار دیواری
The clock is fast (gaining). ساعت دیواری تند کار می کند
dykes دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
dyke دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
framework استخوان بندی قالب چهار دیواری
pasteurism مایه کوبی پاستوری جلوگیری از ترش شدن شیر
inoculum مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
Does this clock keep good time? این ساعت دیواری درست کار می کند ؟
branch cutoff دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
parpen سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
cuckoo clock ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
This is a self - winding clock . این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
cuckoo clocks ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
surfboard تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
surfboards تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
partial pressure [فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
gangplanks تخته پل
gob تخته کف
board تخته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com