Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
little pitchers have big ears
<idiom>
دیوار موش داره موش هم گوش داره
Other Matches
The feeling is mutual . It is a case of telepathy.
دل بدل را ؟ داره
center ice circle
داره میانی زمین
far cry from
<idiom>
[خیلی فرق داره با]
eyes in the back of one's head
<idiom>
پشت سرش هم چشم داره
The sky is becoming overcast.
هوا داره تیره می شود.
There's more to come.
<idiom>
باز هم هست.
[هنوز ادامه داره]
Timber!
درخت داره می افتد!
[تازه اره شده]
There's more to come.
<idiom>
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
wellhead
سر دیوار
counter-scrap
دیوار
walls
دیوار
f. with the woll
دیوار
walls have ears
دیوار
face wall
دیوار بر
enclosure wall
دیوار بر
bulkheads
دیوار
bulkhead
دیوار
bulwarks
دیوار
bulwark
دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
fence
دیوار
alignment frontage
بر دیوار
partitions
دیوار
cope
سر دیوار
coping
سر دیوار
curtains
دیوار
partition
دیوار
fences
دیوار
wall
دیوار
inwall
دیوار گرفتن
key wall
دیوار اب بند
outer wall
دیوار خارجی
gable wall
دیوار لچکی
mason up
ساختن دیوار
load bearing wall
دیوار باربر
non load bearing wall
دیوار تیغه
load bearing wall
دیوار حمال
one brick wall
دیوار یک اجره
spine wall
دیوار اساسی
non bearing wall
دیوار تیغه
interior wall
دیوار داخلی
guide bank
دیوار هادی سد
cross wall
دیوار همبر
cranny
شکاف دیوار
counterfort
دیوار تکیه
common wall
دیوار مشترک
cobwall
دیوار کاهگلی
clay wall
دیوار چینه
bearing wall
دیوار بارگیر
batter of a wall
شیب دیوار
bearing wall
دیوار باربر
curtain wall
دیوار پردهای
gravity wall
دیوار وزنی
gable wall
دیوار سنتوری
front wall
دیوار جلو
dike
دیوار مانع
decorated wall
دیوار تزیینی
counterfort
دیوار تقویتی
cut off wall
دیوار جداکننده
cut off
دیوار اببند
batter of a wall
میل دیوار
bailey
دیوار بیرونی
allering
کنگره دیوار
weephole
ابرو دیوار
weephole
راه اب در دیوار
wall paint
رنگ دیوار
wall opening
روزنه دیوار
wall lining
اندود دیوار
batter of wall
میل دیوار
bay
فرورفتگی دیوار
conservative wall
دیوار باغچه
load-bearing
دیوار باربر
load-bearing wall
دیوار حمال
lie-by
تو رفتگی دیوار
hollow walls
دیوار دو جداره
dwarf wall
دیوار نیمه
wall lining
پوشش دیوار
wall insulator
عایق دیوار
vallation
دیوار خاکی
sea dike
دیوار ساحلی
retaining wall
دیوار ضامن
retaining wall
دیوار حائل
render a wall
استرکشی دیوار
rear wall
دیوار پشت
quay wall
دیوار بارانداز
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
seawall
دیوار یا سد دریایی
septate
دیوار دار
shear wall
دیوار برشی
tow brick wall
دیوار دواجره
tow brick wall
دیوار دو اجری
thickness of a wall
ضخامت دیوار
thickness of a wall
کلفتی دیوار
the pictures on the wall
ی روی دیوار
sleeper wall
دیوار کرسی
sidewall
دیوار پهلویی
side wall
دیوار پهلویی
outwall
دیوار بیرونی
petard
بمب دیوار کن
sonic booms
دیوار صوتی
cavity walls
دیوار دو جداره
cavity walls
دیوار صندوقهای
cavity wall
دیوار دو جداره
cavity wall
دیوار صندوقهای
party wall
دیوار مشترک
posters
دیوار کوب
poster
دیوار کوب
quay
دیوار ساحلی
quays
دیوار ساحلی
cordons
سرپوش دیوار
enclosure
دیوار حصارکشی
cordon
سرپوش دیوار
enclosures
دیوار حصارکشی
party walls
دیوار مشترک
mural
دیوار نما
an interstice in a wall
ترک در دیوار
partitions
دیوار تیغه
niches
تو رفتگی در دیوار
partition
دیوار تیغه
niche
تو رفتگی در دیوار
sonic boom
دیوار صوتی
murals
دیوار نما
coping
قرنیس دیوار
abutment
دیوار پشتیبان
embankments
دیوار خاکی
embankment
دیوار خاکی
ha-ha
دیوار فرو رفته
scarp
دیوار درونی خندق
sconce mirror
اینه دیوار کوب
dragon-bracket
طاقچه دیوار کوب
sanbar
دیوار شنی ساحلی
sacrp
دیوار درونی خندق
walls
تیغه کشیدن دیوار
counter-fort
[شمع پشتیبان دیوار]
pinup
ویژه نصب به دیوار
buttresses
شمع پشتیبان دیوار
pile planking
دیوار سپر فولادی
mural
واقع برروی دیوار
cut-splay
[گوشه کج آجر در دیوار]
rock work
دیوار کوه نما
row stack
فاصله اماد از دیوار
sea dike
دیوار کنار اب دریا
bracket
[ستون نگهدارنده دیوار]
semidetached
دارای یک دیوار حائل
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
power outlet
پریز روی دیوار
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
bracket
طاقچه دیوار کوب
wall socket
پریز روی دیوار
electrical outlet
پریز روی دیوار
as white as a sheet
<idiom>
سفید مثل گچ دیوار
wall
تیغه کشیدن دیوار
To stick a poster on the wall.
اعلان به دیوار چسباندن
My head hit the wall.
سرم خورد به دیوار
adjoining
همجوار دیوار بدیوار
wall entrance
عبور از داخل دیوار
buttress
شمع پشتیبان دیوار
buttress
دیوار پشت بند
buttressed
شمع پشتیبان دیوار
aumbry
[تورفتگی در دیوار کلیسا]
buttressed
دیوار پشت بند
abamurus
[مستحک کننده دیوار]
to deaden a wall
عایق کردن دیوار
buttressing
دیوار پشت بند
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
to encircle with a wall
دیوار یا چینه کشیدن
toe wall
دیوار پای خاکریز
toss ball against a wall
تمرین ابشار با دیوار
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
buttressing
شمع پشتیبان دیوار
our next neighhbour
همسایه دیوار بدیوارما
backboard
دیوار تمرین تنیس
screen
دیوار تخته حفاظ
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
buttresses
دیوار پشت بند
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
earth retaining wall
دیوار پشت بند
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
effective thickness of a wall
ضخامت موثر دیوار
screens
دیوار تخته حفاظ
fire wall
دیوار اتش بند
flare wall
دیوار حائل خاکریز پل
screened
دیوار تخته حفاظ
screening, screenings
دیوار تخته حفاظ
rockery
دیوار کوه نما
approach parapets
جان پناه دیوار
bench wall
دیوار تکیه گاه
bracket light
چراغ دیوار کوب
bell's bund
دیوار هدایت کننده اب
facings
روکش محافظ دیوار
abutment
بست دیوار نزدیکی
rockeries
دیوار کوه نما
concrete core wall
دیوار با هسته بتنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com