Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
cobwall
دیوار کاهگلی
Other Matches
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
bengal cottage
[باغچه ای با دیوارهای کاهگلی در اواسط قرن نوزده اروپا]
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
wellhead
سر دیوار
face wall
دیوار بر
coping
سر دیوار
f. with the woll
دیوار
enclosure wall
دیوار بر
walls have ears
دیوار
fence
دیوار
wall
دیوار
fences
دیوار
walls
دیوار
partitions
دیوار
curtains
دیوار
counter-scrap
دیوار
bulwark
دیوار
alignment frontage
بر دیوار
bulwarks
دیوار
cope
سر دیوار
bulkheads
دیوار
bulkhead
دیوار
partition
دیوار
mason up
ساختن دیوار
non bearing wall
دیوار تیغه
load bearing wall
دیوار حمال
inwall
دیوار گرفتن
gable wall
دیوار لچکی
gravity wall
دیوار وزنی
guide bank
دیوار هادی سد
interior wall
دیوار داخلی
load bearing wall
دیوار باربر
key wall
دیوار اب بند
gable wall
دیوار سنتوری
front wall
دیوار جلو
clay wall
دیوار چینه
septate
دیوار دار
bearing wall
دیوار بارگیر
bearing wall
دیوار باربر
batter of a wall
شیب دیوار
batter of a wall
میل دیوار
an interstice in a wall
ترک در دیوار
abutment
دیوار پشتیبان
common wall
دیوار مشترک
counterfort
دیوار تکیه
dike
دیوار مانع
decorated wall
دیوار تزیینی
cut off wall
دیوار جداکننده
cut off
دیوار اببند
curtain wall
دیوار پردهای
cross wall
دیوار همبر
cranny
شکاف دیوار
counterfort
دیوار تقویتی
cavity walls
دیوار دو جداره
hollow walls
دیوار دو جداره
conservative wall
دیوار باغچه
weephole
ابرو دیوار
weephole
راه اب در دیوار
wall paint
رنگ دیوار
wall opening
روزنه دیوار
wall lining
اندود دیوار
wall lining
پوشش دیوار
wall insulator
عایق دیوار
allering
کنگره دیوار
bailey
دیوار بیرونی
load-bearing
دیوار باربر
load-bearing wall
دیوار حمال
lie-by
تو رفتگی دیوار
dwarf wall
دیوار نیمه
bay
فرورفتگی دیوار
batter of wall
میل دیوار
vallation
دیوار خاکی
tow brick wall
دیوار دواجره
retaining wall
دیوار حائل
render a wall
استرکشی دیوار
rear wall
دیوار پشت
quay wall
دیوار بارانداز
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
outwall
دیوار بیرونی
outer wall
دیوار خارجی
one brick wall
دیوار یک اجره
retaining wall
دیوار ضامن
sea dike
دیوار ساحلی
seawall
دیوار یا سد دریایی
tow brick wall
دیوار دو اجری
thickness of a wall
ضخامت دیوار
thickness of a wall
کلفتی دیوار
the pictures on the wall
ی روی دیوار
spine wall
دیوار اساسی
sleeper wall
دیوار کرسی
sidewall
دیوار پهلویی
side wall
دیوار پهلویی
shear wall
دیوار برشی
non load bearing wall
دیوار تیغه
cavity walls
دیوار صندوقهای
party wall
دیوار مشترک
niches
تو رفتگی در دیوار
partition
دیوار تیغه
embankments
دیوار خاکی
mural
دیوار نما
murals
دیوار نما
quays
دیوار ساحلی
enclosure
دیوار حصارکشی
enclosures
دیوار حصارکشی
cordon
سرپوش دیوار
partitions
دیوار تیغه
niche
تو رفتگی در دیوار
coping
قرنیس دیوار
party walls
دیوار مشترک
embankment
دیوار خاکی
petard
بمب دیوار کن
poster
دیوار کوب
posters
دیوار کوب
sonic boom
دیوار صوتی
sonic booms
دیوار صوتی
cordons
سرپوش دیوار
quay
دیوار ساحلی
cavity wall
دیوار صندوقهای
cavity wall
دیوار دو جداره
To stick a poster on the wall.
اعلان به دیوار چسباندن
buttressed
شمع پشتیبان دیوار
abutment
بست دیوار نزدیکی
rock work
دیوار کوه نما
buttress
شمع پشتیبان دیوار
My head hit the wall.
سرم خورد به دیوار
pile planking
دیوار سپر فولادی
as white as a sheet
<idiom>
سفید مثل گچ دیوار
lining of the wall
پوشش روی دیوار
our next neighhbour
همسایه دیوار بدیوارما
screening, screenings
دیوار تخته حفاظ
mason up
بالا اوردن دیوار
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
power outlet
پریز روی دیوار
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
non load bearing wall
دیوار بار نبر
electrical outlet
پریز روی دیوار
screens
دیوار تخته حفاظ
row stack
فاصله اماد از دیوار
sacrp
دیوار درونی خندق
sanbar
دیوار شنی ساحلی
wall entrance
عبور از داخل دیوار
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
walls
تیغه کشیدن دیوار
to deaden a wall
عایق کردن دیوار
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
to encircle with a wall
دیوار یا چینه کشیدن
toe wall
دیوار پای خاکریز
toss ball against a wall
تمرین ابشار با دیوار
wall
تیغه کشیدن دیوار
buttressing
دیوار پشت بند
buttressing
شمع پشتیبان دیوار
buttresses
دیوار پشت بند
scarp
دیوار درونی خندق
sconce mirror
اینه دیوار کوب
buttress
دیوار پشت بند
sea dike
دیوار کنار اب دریا
semidetached
دارای یک دیوار حائل
buttressed
دیوار پشت بند
wall socket
پریز روی دیوار
bracket
طاقچه دیوار کوب
buttresses
شمع پشتیبان دیوار
adjoining
همجوار دیوار بدیوار
rockeries
دیوار کوه نما
facing
روکش محافظ دیوار
screen
دیوار تخته حفاظ
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
earth retaining wall
دیوار پشت بند
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
effective thickness of a wall
ضخامت موثر دیوار
screened
دیوار تخته حفاظ
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
facings
روکش محافظ دیوار
fire wall
دیوار اتش بند
mural
واقع برروی دیوار
baffling
دیوار ارام کننده
cross wall
دیوار پلهای عرضی
baffle
دیوار ارام کننده
baffled
دیوار ارام کننده
bracket light
چراغ دیوار کوب
concrete core wall
دیوار با هسته بتنی
coping of a wall
قرنیس روی دیوار
coping of a wall
در پوش روی دیوار
baffles
دیوار ارام کننده
bench wall
دیوار تکیه گاه
bell's bund
دیوار هدایت کننده اب
rockery
دیوار کوه نما
murals
واقع برروی دیوار
flare wall
دیوار حائل خاکریز پل
dragon-bracket
طاقچه دیوار کوب
backboard
دیوار تمرین تنیس
half brick wall
دیوار نیم اجره
counter-fort
[شمع پشتیبان دیوار]
aumbry
[تورفتگی در دیوار کلیسا]
immurement
در دیوار قرار دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com