Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English
Persian
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
Other Matches
branch cutoff
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
beam anchor
تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
raker
تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
girt
تیری که بین دو ستون بطورافقی قرارگرفته و روی ان دیوار تیغهای بنا میگردد
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
wall mounting cabinet
قفسهای که روی دیوار نصب میشود
wall mounted switch
کلیدی که روی دیوار نصب میشود
spin wall
دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
wall board
تخته برای چوبکاری دیوار
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
flying shore
تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
gun-loop
[دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
staple
سوزن
[حرف ]
یو شکل
[برای محکم کردن سیمی به دیوار]
sightscreen
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
ball cushion
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
offensive weapon
در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
fives
هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
bulk head
دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود
telltale
نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
reserve factor
نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
notice board
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
cost plus contracts
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
languages
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
language
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
f. with the woll
دیوار
face wall
دیوار بر
alignment frontage
بر دیوار
bulkhead
دیوار
counter-scrap
دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
bulwarks
دیوار
bulwark
دیوار
wellhead
سر دیوار
partition
دیوار
fences
دیوار
coping
سر دیوار
wall
دیوار
walls have ears
دیوار
enclosure wall
دیوار بر
walls
دیوار
fence
دیوار
partitions
دیوار
bulkheads
دیوار
curtains
دیوار
cope
سر دیوار
sonic booms
دیوار صوتی
cut off wall
دیوار جداکننده
quay wall
دیوار بارانداز
septate
دیوار دار
partitions
دیوار تیغه
cut off
دیوار اببند
cordon
سرپوش دیوار
wall paint
رنگ دیوار
sonic boom
دیوار صوتی
shear wall
دیوار برشی
the pictures on the wall
ی روی دیوار
mason up
ساختن دیوار
panel wall
اگین دیوار
cobwall
دیوار کاهگلی
coping
قرنیس دیوار
posters
دیوار کوب
curtain wall
دیوار پردهای
conservative wall
دیوار باغچه
niche
تو رفتگی در دیوار
partition wall
دیوار تیغه
render a wall
استرکشی دیوار
an interstice in a wall
ترک در دیوار
wall lining
اندود دیوار
cross wall
دیوار همبر
quays
دیوار ساحلی
rear wall
دیوار پشت
gable wall
دیوار سنتوری
enclosures
دیوار حصارکشی
poster
دیوار کوب
niches
تو رفتگی در دیوار
counterfort
دیوار تقویتی
counterfort
دیوار تکیه
common wall
دیوار مشترک
partition
دیوار تیغه
vallation
دیوار خاکی
key wall
دیوار اب بند
gravity wall
دیوار وزنی
cranny
شکاف دیوار
quay
دیوار ساحلی
enclosure
دیوار حصارکشی
dike
دیوار مانع
gable wall
دیوار لچکی
retaining wall
دیوار ضامن
petard
بمب دیوار کن
murals
دیوار نما
hollow walls
دیوار دو جداره
abutment
دیوار پشتیبان
load bearing wall
دیوار حمال
load bearing wall
دیوار باربر
sleeper wall
دیوار کرسی
non load bearing wall
دیوار تیغه
thickness of a wall
ضخامت دیوار
thickness of a wall
کلفتی دیوار
dwarf wall
دیوار نیمه
guide bank
دیوار هادی سد
party walls
دیوار مشترک
party wall
دیوار مشترک
lie-by
تو رفتگی دیوار
embankments
دیوار خاکی
wall lining
پوشش دیوار
wall insulator
عایق دیوار
load-bearing
دیوار باربر
embankment
دیوار خاکی
front wall
دیوار جلو
retaining wall
دیوار حائل
mural
دیوار نما
seawall
دیوار یا سد دریایی
cavity wall
دیوار صندوقهای
cavity wall
دیوار دو جداره
cavity walls
دیوار صندوقهای
cavity walls
دیوار دو جداره
load-bearing wall
دیوار حمال
non bearing wall
دیوار تیغه
interior wall
دیوار داخلی
one brick wall
دیوار یک اجره
bay
فرورفتگی دیوار
tow brick wall
دیوار دو اجری
tow brick wall
دیوار دواجره
sea dike
دیوار ساحلی
clay wall
دیوار چینه
sidewall
دیوار پهلویی
bearing wall
دیوار باربر
bearing wall
دیوار بارگیر
inwall
دیوار گرفتن
weephole
راه اب در دیوار
side wall
دیوار پهلویی
weephole
ابرو دیوار
spine wall
دیوار اساسی
cordons
سرپوش دیوار
batter of a wall
میل دیوار
bailey
دیوار بیرونی
wall opening
روزنه دیوار
batter of wall
میل دیوار
outer wall
دیوار خارجی
outwall
دیوار بیرونی
decorated wall
دیوار تزیینی
batter of a wall
شیب دیوار
allering
کنگره دیوار
spinnaker pole
تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
wall entrance
عبور از داخل دیوار
baffled
دیوار ارام کننده
cross wall
دیوار پلهای عرضی
bracket
[ستون نگهدارنده دیوار]
wall socket
پریز روی دیوار
pile planking
دیوار سپر فولادی
fresco a wall
دیوار سفید کرده را
aumbry
[تورفتگی در دیوار کلیسا]
baffle
دیوار ارام کننده
front wall
دیوار مقابل اسکواش
baffling
دیوار ارام کننده
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
screens
دیوار تخته حفاظ
lining of the wall
پوشش روی دیوار
walls
تیغه کشیدن دیوار
baffles
دیوار ارام کننده
screening, screenings
دیوار تخته حفاظ
abutment
بست دیوار نزدیکی
screened
دیوار تخته حفاظ
sea dike
دیوار کنار اب دریا
screen
دیوار تخته حفاظ
pinup
ویژه نصب به دیوار
abamurus
[مستحک کننده دیوار]
to encircle with a wall
دیوار یا چینه کشیدن
row stack
فاصله اماد از دیوار
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
bench wall
دیوار تکیه گاه
bell's bund
دیوار هدایت کننده اب
electrical outlet
پریز روی دیوار
toss ball against a wall
تمرین ابشار با دیوار
our next neighhbour
همسایه دیوار بدیوارما
semidetached
دارای یک دیوار حائل
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
power outlet
پریز روی دیوار
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
coping of a wall
قرنیس روی دیوار
adjoining
همجوار دیوار بدیوار
My head hit the wall.
سرم خورد به دیوار
dragon-bracket
طاقچه دیوار کوب
toe wall
دیوار پای خاکریز
rock work
دیوار کوه نما
buttress
شمع پشتیبان دیوار
buttress
دیوار پشت بند
buttressed
شمع پشتیبان دیوار
fire wall
دیوار اتش بند
buttressed
دیوار پشت بند
buttresses
شمع پشتیبان دیوار
buttresses
دیوار پشت بند
bracket light
چراغ دیوار کوب
buttressing
شمع پشتیبان دیوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com