English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
to betray a secret رازی را فاش ساختن
Other Matches
fair play رازی
to let in to a secret با رازی اشناکردن
architects رازی گر راز
architect رازی گر راز
to keep things to oneself نگه داشتن [رازی]
To hold (keep) a secret close to ones chest. رازی درسینه نگهداشتن
make no bones about something <idiom> هیچ رازی نداشتن
bosoms رازی رادرسینه نهفتن
bosom رازی رادرسینه نهفتن
to keep things to oneself حفظ کردن [رازی]
to let on رازی را فاش کردن
to let in to a secret محرم رازی کردن
to let the cat out of the bag رازی رابویژه به ندانستگی فاش کردن
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
sheds خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding خون جاری ساختن جاری ساختن
shed خون جاری ساختن جاری ساختن
generating ساختن
creates ساختن
generates ساختن
create ساختن
invented ساختن
construct ساختن
fabricating ساختن
fabricates ساختن
build ساختن
buildings ساختن
builds ساختن
put up ساختن
invents ساختن
generated ساختن
put-up ساختن
inventing ساختن
set up ساختن
fabricate ساختن
to get along ساختن
fabricated ساختن
creating ساختن
constructed ساختن
confect ساختن
manufacture ساختن
dree ساختن با
makes ساختن
manufactured ساختن
carbonize کک ساختن
bulid ساختن
make ساختن
fabrication ساختن
manufactures ساختن
pellet حب ساختن
indite ساختن
constructs ساختن
pill حب ساختن
constructing ساختن
pills حب ساختن
fashion مد ساختن
fashioned مد ساختن
invent ساختن
fashions مد ساختن
fashioning مد ساختن
upgrade ساختن
upgraded ساختن
upgrades ساختن
upgrading ساختن
miscreate بد ساختن
generate ساختن
idolizing بت ساختن
bridges پل ساختن
composes ساختن
compose ساختن
idolizes بت ساختن
idolized بت ساختن
idolize بت ساختن
bridge پل ساختن
bridged پل ساختن
forborne ساختن با
produce ساختن
produced ساختن
produces ساختن
idolised بت ساختن
idolises بت ساختن
idolising بت ساختن
remakes از نو ساختن
to t. up ساختن
unifies تک ساختن
remake از نو ساختن
mints ساختن
to make a shift ساختن
minted ساختن
minting ساختن
unify تک ساختن
unifying تک ساختن
to go in with ساختن با
to make away ساختن
upbuild ساختن
mint ساختن
familiarized اشنا ساختن
nauseate متنفر ساختن
notified اگاه ساختن
familiarize اشنا ساختن
familiarizes اشنا ساختن
familiarizing اشنا ساختن
gaunt زننده ساختن
notifies اگاه ساختن
nauseated متنفر ساختن
wettest مرطوب ساختن
notify اگاه ساختن
maximised بیشینه ساختن
ensconce استحکامات ساختن
maximises بیشینه ساختن
maximising بیشینه ساختن
maximize بیشینه ساختن
maximized بیشینه ساختن
notifying اگاه ساختن
nauseates متنفر ساختن
reconciling راضی ساختن
familiarising اشنا ساختن
sepulchers قبر ساختن
outrage بی حرمت ساختن
subverts واژگون ساختن
reconciles راضی ساختن
reconcile راضی ساختن
sepulchres قبر ساختن
subvert واژگون ساختن
improvising بالبداهه ساختن
improvises بالبداهه ساختن
improvise بالبداهه ساختن
subverted واژگون ساختن
outraged بی حرمت ساختن
outrages بی حرمت ساختن
sepulchre قبر ساختن
familiarises اشنا ساختن
maximizes بیشینه ساختن
familiarised اشنا ساختن
maximizing بیشینه ساختن
diversified گوناگون ساختن
diversifies گوناگون ساختن
diversify گوناگون ساختن
diversifying گوناگون ساختن
outraging بی حرمت ساختن
subverting واژگون ساختن
internalization درونی ساختن
accustom معتاد ساختن
accustoming معتاد ساختن
accustoms معتاد ساختن
minimised کمینه ساختن
minimises کمینه ساختن
minimising کمینه ساختن
minimize کمینه ساختن
minimized کمینه ساختن
minimizes کمینه ساختن
minimizing کمینه ساختن
disturb مضطرب ساختن
disturbs مضطرب ساختن
vitiated معیوب ساختن
necessitate ناگزیر ساختن
necessitated ناگزیر ساختن
insuring مطمئن ساختن
insures مطمئن ساختن
denigration سیاه ساختن
discover مکشوف ساختن
discovered مکشوف ساختن
discovering مکشوف ساختن
discovers مکشوف ساختن
produce ساختن محصول
produced ساختن محصول
produces ساختن محصول
disable ناتوان ساختن
disables ناتوان ساختن
disabling ناتوان ساختن
ensure مطمئن ساختن
ensured مطمئن ساختن
ensures مطمئن ساختن
ensuring مطمئن ساختن
necessitates ناگزیر ساختن
necessitating ناگزیر ساختن
snarl خشمگین ساختن
relieves بر جسته ساختن
relieving بر جسته ساختن
humidified مرطوب ساختن
humidifies مرطوب ساختن
humidify مرطوب ساختن
humidifying مرطوب ساختن
vitiate معیوب ساختن
vitiate ناپاک ساختن
vitiated ناپاک ساختن
vitiates معیوب ساختن
vitiates ناپاک ساختن
vitiating معیوب ساختن
vitiating ناپاک ساختن
wet مرطوب ساختن
wets مرطوب ساختن
relieve بر جسته ساختن
rescinds باطل ساختن
snarled خشمگین ساختن
snarling خشمگین ساختن
snarls خشمگین ساختن
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
denudes عاری ساختن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com