Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
leasehold
زمین اجارهای مال الاجاره
Other Matches
farmer
کسی که در زمین اجارهای کشت و کار کند
rental
مال الاجاره
rent
مال الاجاره
rent
مال الاجاره منافع
instalment of rent
اقساط مال الاجاره
conductitious
اجارهای
leased
اجارهای
leased line
خط اجارهای
rental value
ارزش اجارهای
leased facility
وسیله اجارهای
house to let
خانه اجارهای
house to get
خانه اجارهای
privately leased line
خط اجارهای خصوصی
rental
وجه اجاره اجارهای
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
domain
زمین
ground surface
کف زمین
domains
زمین
terrain
زمین
ground line
خط زمین
grazes
زمین
real estate
زمین
floor
کف زمین
earth
زمین
soils
زمین
fielded
زمین
field
زمین
globes
زمین
soiling
زمین
soil
زمین
earths
زمین
earthing
زمین
norland
زمین
fields
زمین
extra terrestrial
زمین
aerospace
جو زمین
ground
کف زمین
tellus
زمین
grazed
زمین
land
زمین
ground
زمین
acre
زمین
geodetically
زمین
ground
: زمین
graze
زمین
globe
زمین
acres
زمین
lackland
بی زمین
cinder tracks
زمین دو
cinder track
زمین دو
ground
[British]
[floor]
کف زمین
floors
کف زمین
land n
زمین
floored
کف زمین
rooter
زمین کن
floor
کف زمین
this earthly round
زمین
grass roots
کف زمین
lowland
زمین پست
measurement ofland
زمین پیمایی
losse earth
زمین خوره
marsh land
زمین ماندابی
end
زمین حریف
quick ground
زمین سست
measuring rod
گز زمین پیمایی
crusts
پوسته زمین
marchland
زمین مرزی
speculation
زمین خواری
neutral earth
زمین خنثی
low land
زمین پست
natural ground
زمین طبیعی
geology
زمین شناسی
low land
پستی زمین
paralysis
زمین گیری
ends
زمین حریف
ended
زمین حریف
floored
محدوده زمین
bogs
زمین باطلاقی
floors
محدوده زمین
crust
پوسته زمین
borderlands
زمین سرحدی
laird
صاحب زمین
lairds
صاحب زمین
bog
زمین باطلاقی
mallet field
زمین چوگان
mid court
وسط زمین
mixed graze
توام زمین
mool
زمین خشک
floor
محدوده زمین
scrub land
زمین بایر
route
به زمین نشاندن
routes
به زمین نشاندن
punner
زمین کوب
punner
زمین سفت کن
public domain
زمین خالصه
shell
قشر زمین
shelling
قشر زمین
shells
قشر زمین
public d.
زمین خالصه
protective earthing
زمین محافظ
pronely
روبه زمین
profile line
نیمرخ زمین
predial or prae
وابسته به زمین
playing court
زمین بازی
west
مغرب زمین
playing area
محدوده زمین
ground level
سطح زمین
territory
زمین ملک
territories
زمین ملک
rammer
زمین کوب
science of geology
زمین شناسی
savanna
زمین هموار
saturated ground
زمین سیراب
sandy soil
زمین ماسهای
gore
زمین سه گوش
gored
زمین سه گوش
gores
زمین سه گوش
goring
زمین سه گوش
plant
در زمین قراردادن
plants
در زمین قراردادن
salle d'armes
زمین شمشیربازی
panhandle
زمین باریکه
panhandled
زمین باریکه
panhandles
زمین باریکه
panhandling
زمین باریکه
rootle
زمین راباپوزکندن
rear court
انتهای زمین
ground level
تراز زمین
rolling country
زمین پوشیده
terrain
عوارض زمین
terrain
زمین ناحیه
terrain
نوع زمین
terrain
زمین عملیات
basement
زیر زمین
basements
زیر زمین
upland
زمین بلند
open country
زمین باز
upland
زمین کوهستانی
uplands
زمین بلند
uplands
زمین کوهستانی
occident
مغرب زمین
oblique compartment
زمین مورب
nutation
اهتزاز زمین
orbit of the earth
مدار زمین
original ground
زمین طبیعی
original ground
زمین بکر
plat
تکه زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com