English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
carpenter bee زنبور چوب سوراخ کن
Other Matches
centered سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
to pink out leather چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
dilly bag کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
cancellate سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
humble bee زنبور
wasp زنبور
wasps زنبور
vespal وابسته به زنبور
droning زنبور عسل نر
honeybees زنبور عسل
hornets زنبور سرخ
hornet زنبور سرخ
apiphobia زنبور هراسی
vespiary لانه زنبور
yellow jacket زنبور زرداجتماعی
bee-keeper زنبور پرور
bee-keepers زنبور پرور
bumble bee زنبور درشت
I was stung by a wasp. زنبور نیشم زد
honeybee زنبور عسل
drones زنبور عسل نر
droned زنبور عسل نر
honey bee زنبور عسل
humble bee زنبور درشت
hive دسته زنبور
drone زنبور عسل نر
bees مگس انگبین زنبور
vespid زنبور درشت و سرخ
apiculturist پرورنده زنبور عسل
bee مگس انگبین زنبور
culture of bees پرورش یا تربیت زنبور
apiculture پرورش زنبور عسل
pinkest سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl سوراخ سوراخ کردن دریدن
pink سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
gruyere cheese پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate ثقبه دار سوراخ سوراخ
apiarist پرورش دهندهء زنبور عسل
beekeeper پرورش دهندهء زنبور عسل
waspishness زنبور وار نیش دار
waspish زنبور وار نیش دار
mason wasp زنبور غیر اجتماعی لانه زی
vespiary اجتماع زنبوران دستهای زنبور
apiarian مربوط به پرورش زنبور عسل
apian وابسته به زنبور عسل یامگس
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
foulbrood بیماری میکربی ومهلک نوزادکرم زنبور عسل
clochan [ساختمان مدور ایرلندی که شبیه کندوی زنبور عسل بود.]
riddle سوراخ سوراخ کردن
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
millepore مرجان سوراخ سوراخ
swage block قالب سوراخ سوراخ
grids دریچه سوراخ سوراخ
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
grid دریچه سوراخ سوراخ
riddles سوراخ سوراخ کردن
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
leak سوراخ
leaked سوراخ
slotting سوراخ
mure سوراخ
leaks سوراخ
edge perforated لب سوراخ
looped سوراخ
drill hole سوراخ
slots سوراخ
broaching سوراخ کن
broaches سوراخ کن
slot سوراخ
punches سوراخ کن
foraminiferous سوراخ سوراخ
foraminated سوراخ سوراخ
lace پر از سوراخ
laces پر از سوراخ
foramen سوراخ
broach سوراخ کن
finger hole سوراخ
boring سوراخ
fenestra سوراخ
broached سوراخ کن
orifice سوراخ
alveolar سوراخ سوراخ
broacher سوراخ کن
holes سوراخ
tapping سوراخ
holing سوراخ
awl سوراخ کن
tapped سوراخ
holed سوراخ
orifices سوراخ
pecker سوراخ کن
cribriform سوراخ سوراخ
columbarium سوراخ
eyelets سوراخ
eyelet سوراخ
loops سوراخ
loop سوراخ
hole سوراخ
abroach سوراخ
tap سوراخ
waterholes سوراخ
overtures سوراخ
puncture سوراخ
punctulate سوراخ سوراخ
perforation سوراخ
pumiceous سوراخ سوراخ
pinking سوراخ
meshing سوراخ
outage سوراخ
outages سوراخ
pigenhole سوراخ
overture سوراخ
taphole سوراخ
opening سوراخ
waterhole سوراخ
openings سوراخ
puncturing سوراخ
borehole سوراخ
boreholes سوراخ
punctures سوراخ
punctured سوراخ
thirl سوراخ
piercer سوراخ کن
pertusion سوراخ
punch سوراخ کن
mesh سوراخ
peep hole سوراخ
punched سوراخ کن
spy hole سوراخ
imperforate بی سوراخ
pitting سوراخ سوراخ
perforator سوراخ کن
meshes سوراخ
plugs سوراخ گیره
plugging سوراخ گیره
plug سوراخ گیره
porthole سوراخ برج
portholes سوراخ برج
scuttle سوراخ کردن
the eye of the needle سوراخ سوزن
Every nook and corner. هر سوراخ سنبه ای
manhole سوراخ ادم رو
impenetrable سوراخ نشدنی
perforated سوراخ شده
perforated سوراخ دار
foxholes سوراخ روباه
foxhole سوراخ روباه
manholes سوراخ ادم رو
scuttled سوراخ کردن
pores ریزه سوراخ
bore سوراخ مته
culver-hole سوراخ داربست
loop-hole سوراخ دیدبانی
broaches سوراخ کردن
bore قطر یک سوراخ
broached سوراخ کردن
broach سوراخ کردن
bores سوراخ کردن
bores سوراخ مته
pitted سوراخ سوراخ چاله چاله
bore سوراخ کردن
broaching سوراخ کردن
scuttles سوراخ کردن
scuttling سوراخ کردن
pores سوراخ ریز
pore ریزه سوراخ
pore سوراخ ریز
loopholes سوراخ دیدبانی
loophole سوراخ دیدبانی
bores قطر یک سوراخ
gonopore سوراخ تناسلی
drill hole سوراخ مته
diameter of bore قطر سوراخ
penetrable سوراخ شدنی
perforative سوراخ کننده
depth of hole عمق سوراخ
depth of borehole عمق سوراخ
deep hole drilling سوراخ عمیق
deep hole boring سوراخ عمیق
cross hole سوراخ عرضی
formed hole سوراخ نیمرخ
core hole سوراخ هسته
pore fungus اغاریقون پر سوراخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com