English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
To lead an easy life . زندگی ساده ای داشتن
Other Matches
lead a dog's life <idiom> زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
arcadian ادمیکه ساده و بی تجمل زندگی میکند
To lead a loose life . زندگی و ولی داشتن
To lead a dissolute life . زندگی فاسدی داشتن
life of Riley <idiom> زندگی آسوده داشتن.
to lead a modest life زندگی متوسطی داشتن
settle down <idiom> زندگی عادی داشتن
To lead an idle life . زندگی عاطل وباطلی داشتن
To keep body and soul together. زندگی بخور ونمیری داشتن
in clover <idiom> زندگی خوشآیند وساده داشتن
on easy street <idiom> پول کافی برای زندگی راحت داشتن
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
basics یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
it is impossible to live there نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
Life is ten percent what happens to you and ninety percent how you respond to it. ده درصد از زندگی، اتفاقاتی است که برایتان می افتد و نود درصد باقی مانده زندگی واکنش شما به این اتفاقات است.
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep down زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
meanest مقصود داشتن هدف داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
mean مقصود داشتن هدف داشتن
meaner مقصود داشتن هدف داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
to have by heart ازحفظ داشتن درسینه داشتن
cost قیمت داشتن ارزش داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
reside اقامت داشتن مسکن داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhorring بیم داشتن از ترس داشتن از
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhors بیم داشتن از ترس داشتن از
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
differ اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorred بیم داشتن از ترس داشتن از
differed اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resided اقامت داشتن مسکن داشتن
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
differing اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differs اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resides اقامت داشتن مسکن داشتن
upkeep بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
lives زندگی
eau de vie اب زندگی
living زندگی
wile a در زندگی
life زندگی
vivification زندگی
vita زندگی
habitance زندگی
lives of great men زندگی
habitancy زندگی
existence زندگی
existences زندگی
lifelines خط زندگی
lifeline خط زندگی
togetherness زندگی با هم
freestanding ساده
naive ساده
fructose ساده
explicit ساده
plains ساده
daff ساده دل
incomposite ساده
fanciless ساده
incomplex ساده
fraudless ساده
free spoken ساده گو
unceremoniously ساده
charmless ساده
plain ساده
plainest ساده
plainer ساده
unceremonious ساده
unaadorned ساده
untutored ساده
clodhoppers ساده
sheepish ساده دل
sheepishly ساده دل
bald ساده
balder ساده
baldest ساده
baldly ساده
clodhopper ساده
artless ساده
cleans ساده
frugal ساده
unassuming ساده
homespun ساده
innocent <adj.> ساده دل
simple-hearted <adj.> ساده دل
unsophisticated ساده
unmeaning ساده
idiot ساده
simplistic ساده
downright ساده
inexpensive ساده
cleanest ساده
cleaned ساده
clean ساده
conversable <adj.> ساده دل
expansive <adj.> ساده دل
good-humored ساده دل
seemly <adj.> ساده دل
positive ساده
idiots ساده
simplex ساده
simpleminded ساده دل
simpler ساده
naif ساده
plain hearted ساده دل
simpler ساده دل
simple hearted ساده دل
simple minded ساده دل
simplest ساده دل
simple ساده
slickest ساده
slick ساده
simple ساده دل
semplice ساده
unaffected ساده
simplest ساده
taffetized ساده
soldiering زندگی سربازی
taedium vitae بیزاری از زندگی
life insurance بیمه زندگی
afterlife زندگی پس از مرگ
monandry زندگی با یک شوهر
renascence زندگی مجدد
monkery زندگی راهبی
rurality زندگی روستایی
going مشی زندگی
uterine life زندگی زهدانی
concubinage زندگی بطورصیغه
easy circumstances زندگی راحت
joie de vivre نشاط زندگی
lifestyle شیوهی زندگی
lifestyles شیوهی زندگی
eremitic life زندگی زاهدانه
eremitism زندگی زاهدانه
evening of life شام زندگی
ever lasting life زندگی جاویدان
marriage life زندگی زناشویی
married life زندگی زناشویی
scheme of life رویه زندگی
vitalize زندگی دادن
scheme of life نقشه زندگی
cohabitation زندگی باهم
animality زندگی جانوران
country life زندگی روشنایی
biographies تاریخچه زندگی
biography تاریخچه زندگی
parasitism زندگی طفیلی
career دوره زندگی
standards of living معیار زندگی
lifelike زندگی مانند
standards of living استاندارد زندگی
standards of living سطح زندگی
vegetation زندگی گیاهی
standard of living معیار زندگی
standard of living استاندارد زندگی
life expectancies امید به زندگی
life expectancies امید زندگی
careered دوره زندگی
careering دوره زندگی
careers دوره زندگی
life-cycles چرخه زندگی
life-cycle چرخه زندگی
vital وابسته به زندگی
lifeless عاری از زندگی
life expectancy امید زندگی
life expectancy امید به زندگی
standard of living سطح زندگی
tribalism زندگی ایلیاتی
dwelt زندگی کرد
modus vivendi روش زندگی
cost of living هزینه زندگی
public life زندگی سیاسی
azoic تهی از زندگی
symbiosis زندگی تعاونی
single life زندگی مجردی
fireside زندگی خانگی
livers زندگی کننده
bane مخرب زندگی
planetary life زندگی دربدر
life دوران زندگی
liver زندگی کننده
lives دوران زندگی
public life زندگی در سیاست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com