English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English Persian
comedienne زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
comediennes زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
Other Matches
comedist نویسنده نمایشهای خنده دار
comedians نوینسده نمایشهای خنده دار
comedian نوینسده نمایشهای خنده دار
comedian هنرپیشه نمایشهای خنده دار
comedians هنرپیشه نمایشهای خنده دار
lusory بازی کن خنده کن
playfully با خنده و بازی
tricksy بازی کن خنده کن خنده و بازی کن
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
he is on as hamlet او هملت بازی میکند
infielder که در وسط میدان بازی میکند
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
mugwump سیاست و حزب بازی دوری میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
bench jockey ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
wire dancer کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
bench warmer ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
losing game بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
bowler نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
bowlers نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
soubrette بانویی که درنمایشات نقش فضولباشی ودسیسه کار را بازی میکند مسخره
tragedian نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
repertoire فهرست نمایشهای اماده برای نمایش دادن
soap operas نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
soap opera نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
sportiveŠetc خنده کن خنده وبازی کن
mats زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
mat زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
stair stepping روشی که در نمایشهای تصویری برای نمایش خط رسم شده در زاویهای به غیر از 54 درجه افقی یاعمودی بکار می رود
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
kentish fire محلهای پی درپی وجمعی نمایشهای پی درپی وگروهی
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
belly laugh خنده از ته دل
irrision خنده
laugh خنده
laughed خنده
laughter خنده
laughs خنده
laughing خنده
irrision خنده استهزایی
laughingstock مایه خنده
laugh صدای خنده
A forced laugh. خنده زورکی
boisterous laughter خنده بلند
laughter is infectious خنده مسری
funnier خنده دار
to laugh away با خنده گذراندن
laugher خنده کننده
ludicrous خنده اور
crack up <idiom> از خنده ترکیدن
laughs صدای خنده
risible خنده اور
ridiculous خنده دار
laugh away با خنده گذراندن
laugh down با خنده از رو بردن
laughed صدای خنده
humorous خنده اور
To burst with laughter. از خنده غش کردن
comic خنده دار
laughable خنده دار
queerest خل خنده دار
risible faculty استعداد خنده
risibility خنده داربودن
queerer خل خنده دار
fleer خنده نیشدار
farcical خنده اور
laughing stock مایهی خنده
comics خنده دار
howler خنده اور
snigger خنده استهزاامیز
laughing خنده اور
sniggered خنده استهزاامیز
nicker خنده کردن
sniggering خنده استهزاامیز
sniggers خنده استهزاامیز
titter خنده تو دزدیده
tittered خنده تو دزدیده
sarcasm زهر خنده
serio comic هم خنده دار
grinned خنده نیشی
queer خل خنده دار
funniest خنده دار
grinning خنده نیشی
grins خنده نیشی
howlers خنده اور
droll خنده اور
funny خنده دار
titters خنده تو دزدیده
tittering خنده تو دزدیده
grin خنده نیشی
hilarious خنده دار
gaff خنده بلند
hysterical بسیار خنده دار
sidesplitting روده براز خنده
gigs شوخی خنده دار
it provokes laughter باعث خنده است
laughing gas گاز خنده اور
comic opera نمایش خنده دار
to roar with laughter <idiom> از خنده روده بر شدن
gig شوخی خنده دار
miming نمایش خنده اور
giggle با خنده افهار داشتن
ridiculousness خنده اور بودن
cachinnate در خنده افراط کردن
mimes نمایش خنده اور
giggled با خنده افهار داشتن
mimed نمایش خنده اور
giggles با خنده افهار داشتن
laughter صدای خنده بلند
mime نمایش خنده اور
break into a laugh زیر خنده زدن
raise a laugh خنده راه انداختن
giggling با خنده افهار داشتن
rediculously بطور خنده اور
intempestive laughter خنده بیجا یا نا بهنگام
to be on the grin خنده نیشی کردن
derision مایه خنده وتمسخر
hysterically بسیار خنده دار
it provokes laughter خنده اور است
comedy نمایش خنده دار
to laugh away با خنده واستهزا کردن
laughably بطور خنده دار
nitrous oxide گاز خنده اور
to be convulsed with laughter از خنده بخود پیچیدن
laughter is infectious خنده همه را می گیرد
sardonically وابسته به زهر خنده
sardonic وابسته به زهر خنده
laugh off با خنده دور کردن
to force a smile خنده زورکی کردن
to burst in to a laugh زیر خنده زدن
funnier خنده اور عجیب
to laugh down با خنده خاموش کردن
keep a straight face از خنده خودداری کردن
comedies نمایش خنده دار
funnily چنانکه خنده اورد
ridiculously بطور خنده اور
nitrogen monoxide گاز خنده اور
waggish بذله گو خنده دار
to set in a roar از خنده روده برکردن
waggishly بذله گو خنده دار
farce نمایش خنده اور
to split one's sides از خنده روده برشدن
opera comique نمایش خنده اور
funniest خنده اور عجیب
funny خنده اور عجیب
farces نمایش خنده اور
man is a risible creature انسان مخلوقی است خنده کن
comedietta نمایش کوتاه خنده دار
to over a subject موضوعی را با خنده بحث کردن
to laugh off با خنده و شوخی از سر خودرفع کردن
fantastico ادم خیالی و خنده اور
belly laugh هر چیزی که موجب خنده شود
seriocomic هم جدی وهم خنده دار
simperer خنده کننده بدون دلیل
belly laughs هر چیزی که موجب خنده شود
To burst into tears (laughter). زیر گریه ( خنده ) زدن
horselaugh خنده بلند وپر سر وصدا
bring the house down <idiom> باعث خنده زیاد دربین تماشاچیان
simpering خنده زورکی کردن پوزخند زدن
simper خنده زورکی کردن پوزخند زدن
simpered خنده زورکی کردن پوزخند زدن
simpers خنده زورکی کردن پوزخند زدن
page چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
pages چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
controller را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controllers را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
edit کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
edited کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
critical error خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
scsi بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
destructive cursor نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
faults برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faulted برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
fault برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
Intel بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
key کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
Intel بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaving بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com