English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
loop control structure ساختار کنترل حلقه
Other Matches
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
if/then/else یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
uncontrolled loop حلقه کنترل نشده
loop control کنترل حلقه زنی
loop control variable متغییر کنترل کننده حلقه
nests بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
nest بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
loop حلقه درون حلقه دیگر
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped حلقه درون حلقه دیگر
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops حلقه درون حلقه دیگر
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
purled حلقه حلقه شدن
quoit حلقه پرتاب حلقه
purls حلقه حلقه شدن
wreathy حلقه حلقه شده
convolute حلقه حلقه کردن
purling حلقه حلقه شدن
purl حلقه حلقه شدن
eye bolt حلقه حلقه اتصال
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
structures ساختار
architecture ساختار
structuring ساختار
structure ساختار
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
ring structure ساختار حلقهای
relational structure ساختار رابطهای
helical structure ساختار مارپیچی
sequence structure ساختار ترتیبی
tree structure ساختار درخت
network structure ساختار شبکهای
grain structure ساختار بلوری
structures ساختار ساخت
nuclear structure ساختار هستهای
pyramidal structure ساختار هرمی
structure factor عامل ساختار
kekule structure ساختار ککوله
structure chart نمودار ساختار
nested structure ساختار لانهای
list structure ساختار لیست
selection structure ساختار گزینشی
shell structure ساختار لایهای
loop structure ساختار حلقهای
lewis structure ساختار لوویس
inverted structure ساختار معکوس
network stracture ساختار شبکه
structure ساختار ساخت
internal structure ساختار داخلی
institutional structure ساختار نهادی
ingots structure ساختار شمش
linear structure ساختار خطی
molecular structure ساختار مولکولی
fine structure ساختار فریف
decision structure ساختار تصمیم
crystalline structure ساختار بلوری
crane construction ساختار جرثقیل
crystal structure ساختار بلور
control structure ساختار کنترلی
superstructure ساختار بالا
cellular structure ساختار شبکهای
block structure ساختار بلوکی
diamond structure ساختار الماس
file structure ساختار فایل
close packed structure ساختار تنگچین
superstructures ساختار بالا
fabric ساختار ساختمان
band structure ساختار نواری
structuring ساختار ساخت
factor structure ساختار عاملی
age structure ساختار سنی
structure [first order] ساختار [ریاضی]
data structure ساختار داده ها
electronic structure ساختار الکترونی
atomic structure ساختار اتمی
economic structure ساختار اقتصادی
database structure ساختار پایگاه داده ها
straight chain structure ساختار راست زنجیر
cubic closed packed structure ساختار مکعبی تنگچین
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
structuralist وابسته به ساختار گرایی
structuring پی ریزی کردن ساختار
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
structures پی ریزی کردن ساختار
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
structure پی ریزی کردن ساختار
sequential data structure ساختار ترتیبی داده
structuralists وابسته به ساختار گرایی
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
structured design طراحی ساختار یافته
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
hyperfine structure ساختار فوق فریف
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
hierarchies ساختار دادهای سلسله مراتبی
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
implication عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
definition شرح ساختار در برنامه یا سیستم
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
node نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
implications عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
definitions شرح ساختار در برنامه یا سیستم
leaf گره آخر در ساختار درختی
nodes نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
inclusion عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
externals دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
reconfiguration تغییر دادن ساختار داده در سیستم
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
backsteingotit [آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
DNA double helix [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
schema شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
frameworks ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
queueing روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
framework ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
queue روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
High Victorian [سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
schemata شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
queued روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
randomly سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
one address computer ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
abutment [ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.] [معماری]
random سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
plex structure ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
physical سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
scripts ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
variables شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
hierarchical communications system پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com