Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English
Persian
gym
سالن ژیمناستیک
gyms
سالن ژیمناستیک
Other Matches
gymnastic
ژیمناستیک
gymnasts
قهرمان ژیمناستیک
parallel bars
پارالل ژیمناستیک
gymnastics
ورزش ژیمناستیک
gymnast
قهرمان ژیمناستیک
routinely
یک سری حرکت ژیمناستیک
stoop vault
پرش از خرک ژیمناستیک
still rings
حلقههای بی حرکت ژیمناستیک
break one's fall
افتادن از وسیله ژیمناستیک
belly grind
چرخ فلک ژیمناستیک
routines
یک سری حرکت ژیمناستیک
floor exercise
حرکات زمینی ژیمناستیک
decline board
پیش تخته ژیمناستیک
apparatus
اسباب و وسایل ژیمناستیک
routine
یک سری حرکت ژیمناستیک
mill circle
چرخ اسیاب ژیمناستیک
vaulting horse
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
horse
[gymnastics apparatus]
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
side horse
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
springboards
پیش تخته پرش در ژیمناستیک
springboard
پیش تخته پرش در ژیمناستیک
pommel horse
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
vaulting
پرش از روی اسباب ژیمناستیک
beat board
ضربع زدن به پیش تخته ژیمناستیک
mount
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
mounts
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
underswing
تاب دادن بدن در زیر میله ژیمناستیک
scale
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
to jackknife
با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن
[ژیمناستیک]
amphitheater
سالن
coliseum
سالن
showrooms
سالن نمایشگاه
showroom
سالن نمایشگاه
arrival hall
سالن ورود
colosseum
سالن بزرگ
concourse
سالن اصلی
lyceum
سالن بحث
mass hall
سالن نهارخوری
mass hall
سالن غذاخوری
beauty salon
سالن زیبایی
arrival hall
سالن ورود
music halls
سالن موسیقی
lobby
سالن انتظار
gallery
سرسرا سالن
living room
سالن نشیمن
galleries
سرسرا سالن
living rooms
سالن نشیمن
basilicas
سالن درازومستطیل
lobbies
سالن انتظار
ballroom
سالن رقص
ballrooms
سالن رقص
lobbied
سالن انتظار
mess
سالن غذاخوری
salons
سالن زیبایی
drawing room
سالن پذیرایی
drawing rooms
سالن پذیرایی
salon
سالن زیبایی
music hall
سالن موسیقی
basilica
سالن درازومستطیل
messes
سالن غذاخوری
saloon car
واگن سالن دار
lobby
سالن هتل و مهمانخانه
refectory
سالن ناهار خوری
wardroom
سالن بیماران بیمارستان
court tennis
تنیس داخل سالن
departure hall
سالن ترک کردن
amusement arcade
سالن بازیهای الکترونیکی
refectories
سالن ناهار خوری
lobbies
سالن هتل و مهمانخانه
saloons
سالن زیبایی رستوران
saloon
سالن زیبایی رستوران
beauty shop
سالن ارایش وزیبایی
dojang
سالن تمرین تکواندو
dramshop
سالن مشروب فروشی
indoor soccer
فوتبال داخل سالن
astrodome
سالن رسد خانه
lyceum
سالن سخنرانی عمومی
parlor car
سالن استراحت قطار
lobbied
سالن هتل و مهمانخانه
officer's mess
سالن غذاخوری افسران
The hall has three exits.
سالن دارای سه خروجی است.
valhalla
سالن پذیرایی خدای اودین
parlormaid
کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
basilicas
کلیساهایی که سالن دراز دارند
basilica
کلیساهایی که سالن دراز دارند
lounge car
قطار دارای سالن استراحت وتفریح
mess hall
سالن غذا خوری سرباز خانه
Is there a beauty salon in the hotel?
آیا سالن زیبایی در هتل هست؟
nave
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
lounger
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
pullman car
واگن سالن دار که جای خواب نیز دارد
gatecrasher
کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
gatecrashers
کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
cartwheel
[gymnastics exercise]
چرخ فلک
[ورزش ژیمناستیک]
[ورزش]
lounges
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounge
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
dining facility
ساختمان ناهارخوری قسمت ناهارخوری سالن نهارخوری
lounged
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
room-sized rug
فرش های ایرانی
[فرش های درباری]
[بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com