English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
ammunition credit سهمیه مهمات
Search result with all words
ammunition credit سهمیه مهمات ذخیره
Other Matches
antimateriel ammunition مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
allocation سهمیه سهمیه دادن
allocations سهمیه سهمیه دادن
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
current operating allowance سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
allotment سهمیه
allotments سهمیه
quota سهمیه
ration سهمیه
rationed سهمیه
quotas سهمیه
rations سهمیه
coupon سهمیه
coupons سهمیه
contribution سهمیه
contributions سهمیه
scantling سهمیه
allowances سهمیه
allowance سهمیه
quotations سهمیه بندی
quotation سهمیه بندی
authorized allowance سهمیه مجاز
quota sample نمونه سهمیه
quota سهمیه بندی
appointment quota سهمیه مشاغل
import quotas سهمیه وارداتی
import quota سهمیه وارداتی
sale quota سهمیه فروش
rationing سهمیه بندی
quota agreement موافقت سهمیه
export quotus سهمیه صادرات
quotas سهمیه بندی
appointment quota سهمیه ماموریت
inventory fraction نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
authorized allowance supplies سهمیه اماد مجاز
circuit allocated use سهمیه مدارهای مجاز
common table of allowance جداول سهمیه عمومی
apportionment واگذاری سهمیه بودجه
consolidated table of allowance جدول سهمیه عمومی
general allotment سهمیه عمومی یا کلی
authorized allowance supplies سهمیه مجاز اماد
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
to fix quota تعیین سهمیه کردن
target allocation سهمیه بندی هدف
table of allowance جدول سهمیه مجاز
rationing system نظام سهمیه بندی
quota share treaty قرار سهمیه بندی
consolidated table of allowance جدول سهمیه مشترک
ration خارج قسمت سهمیه
rationed خارج قسمت سهمیه
quota system نظام سهمیه بندی
rations خارج قسمت سهمیه
allotment serial number شماره سری سهمیه واگذارشده
bulk replacement storage سهمیه کل جایگزینی درصحنه عملیات
basic allowance سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
air transport allocations board هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
allowance for anticipated سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
munitions مهمات
ammunition مهمات
ammo مهمات
ordnace مهمات
munition مهمات
ordnance مهمات
chemical ammunition مهمات شیمیایی
ammunition lot نوبه مهمات
service ammunition مهمات جنگی
ammunition pit زاغه مهمات
service ammunition مهمات رزمی
inert ammunition مهمات بی اثر
artillery ammunition مهمات توپخانه
ammunition pit چاله مهمات
ammunition trains بنه مهمات
lived مهمات جنگی
igloo space زاغههای مهمات
armed ammunition مهمات مسلح
separate loading مهمات مجزا
ball ammunition مهمات مانوری
munitions of war مهمات جنگی
fixed ammunition مهمات ثابت
live ammunition مهمات جنگی
piggy back کیسه مهمات
explosive ordnance مهمات منفجره
drill ammunition مهمات مشقی
cook off گل کردن مهمات
ammunition barricade بستههای مهمات
practice ammunition مهمات مشقی
inert ammunition مهمات مشقی
caisson واگون مهمات
caisson صندوق مهمات
blank ammunition مهمات مشقی
separate ammunition مهمات مجزا
blank ammunition مهمات مانوری
munitioneer مهمات ساز
lot نوبه مهمات
ammunition condition وضعیت مهمات
cave زاغه مهمات
ammunition chest جعبه مهمات
ammunition carrier خودرو مهمات کش
ammunition carrier مهمات بیار
bunker زاغه مهمات
tracers مهمات رسام
ammo zero مهمات تمام
tracer مهمات رسام
inert مهمات مشقی
bunkers زاغه مهمات
magazines انبار مهمات
magazine انبار مهمات
caves زاغه مهمات
loads بارگیری مهمات
ammunition dump زاغه مهمات
ammunition dump انبار مهمات
ammunition identification code کد شناسایی مهمات
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
live مهمات جنگی
load بارگیری مهمات
ammunition depot انبار مهمات
ammunition handler متصدی مهمات
magazine space محوطه زاغه مهمات
semifixed مهمات نیمه ثابت
paracaisson گاری مهمات کش دستی
loading بارگیری مهمات درهواپیما
arsenals انبار مهمات جنگی
inventory lot نوبه ذخیره مهمات
wracked قفسه مهمات و وسایل
gun room مخزن مهمات درکشتی
gunrunner قاچاقچی اسلحه و مهمات
lot number شماره نوبه مهمات
igloo space زاغه بتونی مهمات
ordnance مربوط به اسلحه و مهمات
prescribed load بار مهمات مجاز
arsenal انبار مهمات جنگی
ordnance مهمات ساز وبرگ
wracks قفسه مهمات و وسایل
destruction area منطقه تخریب مهمات
shell room انبار مهمات ناو
rack قفسه مهمات و وسایل
ammunition modification بهتر سازی مهمات
ammunition data card کارت مشخصات مهمات
ammunition day of supply روز اماد مهمات
ammunition depot محل تدارک مهمات
ammunition depot محل نگهداری مهمات
armement مهمات کشتی جنگی
armed ammunition مهمات اماده انفجار
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
ammunition point نقطه اماد مهمات
ammunition lift capability مقدورات حمل مهمات
ammo plus مهمات بیش از نصف
special ammunition مهمات مخصوص یا ویژه
racks قفسه مهمات و وسایل
ammo minus مهمات کمتر از نصف
racked قفسه مهمات و وسایل
type load نوع بار مهمات
type load نوع مهمات هواپیما
practice ammunition مهمات مخصوص تمرین هدف
ammunition in hands of troops مهمات موجود در دست یگانها
dunnage روپوش مهمات ضربه گیر
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
ammunition lift capability فرفیت حمل ونقل مهمات
feed belt نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
basic load بار مبنای مهمات یا وسایل
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
required supply rate نواخت مهمات مورد نیاز
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
color codig علامت گذاری کردن مهمات
tarpaulins بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
ordnance service خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
small lot نوبهای که تعداد مهمات یا خرج ان کم است
ordnance data اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
inert ammunition مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
color band نوار رنگی روی جعبه مهمات
inventory lot نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
depots ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
functional condition code کد یا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
magazine flooding system سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
ammunition and toxic material open space انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
magazine space زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
depot ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
tarpaulin بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
standard load بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
x site سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
deliveries نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
delivery نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
scabbing بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
season cracking ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
lot integrity دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
wet stowage نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
rearming تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
half area محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
what state در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com