English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (42 milliseconds)
English Persian
cancellate سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
Search result with all words
notch شکاف چوبخط سوراخ کردن
notches شکاف چوبخط سوراخ کردن
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
puncture سوراخ کردن پنچر شدن
puncture سوراخ کردن شکست
punctured سوراخ کردن پنچر شدن
punctured سوراخ کردن شکست
punctures سوراخ کردن پنچر شدن
punctures سوراخ کردن شکست
puncturing سوراخ کردن پنچر شدن
puncturing سوراخ کردن شکست
drill سوراخ کردن چاه کندن
drill سوراخ کردن
drilled سوراخ کردن چاه کندن
drilled سوراخ کردن
drills سوراخ کردن چاه کندن
drills سوراخ کردن
pool سوراخ کردن
pooled سوراخ کردن
pools سوراخ کردن
rupture شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
ruptures شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupturing شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
stick سوراخ کردن نصب کردن
punch منگنه کردن سوراخ کردن
punch سوراخ کردن
punch مهر کردن سوراخ
punch سوراخ ایجاد کردن
punched منگنه کردن سوراخ کردن
punched سوراخ کردن
punched مهر کردن سوراخ
punched سوراخ ایجاد کردن
punches منگنه کردن سوراخ کردن
punches سوراخ کردن
punches مهر کردن سوراخ
punches سوراخ ایجاد کردن
slot سوراخ کردن شکاف کوچک
slots سوراخ کردن شکاف کوچک
slotting سوراخ کردن شکاف کوچک
perforate سوراخ کردن
perforate سوراخ کردن نفوذ کردن
perforates سوراخ کردن
perforates سوراخ کردن نفوذ کردن
perforating سوراخ کردن
perforating سوراخ کردن نفوذ کردن
riddle سوراخ سوراخ کردن
riddles سوراخ سوراخ کردن
penetrate رخنه کردن سوراخ کردن
penetrated رخنه کردن سوراخ کردن
penetrates رخنه کردن سوراخ کردن
jab خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed خنجر زدن سوراخ کردن
jabbing خنجر زدن سوراخ کردن
jabs خنجر زدن سوراخ کردن
peck بانوک سوراخ کردن
pecked بانوک سوراخ کردن
pecking بانوک سوراخ کردن
pecks بانوک سوراخ کردن
pierce سوراخ کردن
pierces سوراخ کردن
boring سوراخ کردن
gore سوراخ کردن
gored سوراخ کردن
gores سوراخ کردن
goring سوراخ کردن
incising سوراخ کردن
delve سوراخ کردن
delved سوراخ کردن
delves سوراخ کردن
delving سوراخ کردن
stab سوراخ کردن
stabbed سوراخ کردن
stabs سوراخ کردن
prong باچنگ ک سوراخ کردن
prongs باچنگ ک سوراخ کردن
tusk سوراخ کردن یا کندن
tusks سوراخ کردن یا کندن
pink سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
impale سوراخ کردن احاطه کردن
impaled سوراخ کردن احاطه کردن
impales سوراخ کردن احاطه کردن
impaling سوراخ کردن احاطه کردن
thrust سوراخ کردن رخنه کردن در
thrusting سوراخ کردن رخنه کردن در
thrusts سوراخ کردن رخنه کردن در
scuttle سوراخ کردن
scuttled سوراخ کردن
scuttles سوراخ کردن
scuttling سوراخ کردن
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
bore سوراخ کردن
bore وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
bores سوراخ کردن
bores وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
spit سوراخ کردن تف انداختن
Other Matches
to pink out leather چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
centers سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
thirl سوراخ سوراخ کردن دریدن
fenestration چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
float stone سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
gruyere cheese پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate ثقبه دار سوراخ سوراخ
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
swage block قالب سوراخ سوراخ
grids دریچه سوراخ سوراخ
millepore مرجان سوراخ سوراخ
grid دریچه سوراخ سوراخ
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
broaches سوراخ کردن
broach سوراخ کردن
broached سوراخ کردن
transfix سوراخ کردن
to set abroach سوراخ کردن
steek سوراخ کردن
to poke a hole in any thing سوراخ کردن
to burn a hole سوراخ کردن
to pick a hole in سوراخ کردن
to break open سوراخ کردن
to drill through سوراخ کردن
wear a hole in سوراخ کردن
to punch a hole in سوراخ کردن
foraminate سوراخ کردن
broaching سوراخ کردن
broaching سوراخ کردن قایق
lancinate بانیزه سوراخ کردن
hollow forge سوراخ کردن گرم
spits سوراخ کردن تف انداختن
to peck a hole in با نوک سوراخ کردن
pertusion عمل سوراخ کردن
burring بامته سوراخ کردن
transfixion عمل سوراخ کردن
burred بامته سوراخ کردن
burr بامته سوراخ کردن
to tear a hole in سوراخ یا پاره کردن
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
lack vt با گلوله سوراخ کردن
gride سوراخ کردن فرورفتن
broach سوراخ کردن قایق
back drill از پشت سوراخ کردن
broaches سوراخ کردن قایق
precision bore سوراخ کردن دقیق
broached سوراخ کردن قایق
burrs بامته سوراخ کردن
back drilling attachment تجهیزات سوراخ کردن از پشت
unkennel از سوراخ یا لانه بیرون کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
borer هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
pinhole سوراخ کردن برای گوشی یاز
karatonyxis عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
fraise گشادتر کردن سوراخ اره مدور
concrete coring drill مته برای سوراخ کردن هسته بتن
lanciation سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
jackhammer مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
trepanation مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
to prick at something بچیزی سوزن یا تیغ زدن چیزیرا کمی سوراخ کردن
lace پر از سوراخ
laces پر از سوراخ
tap سوراخ
fenestra سوراخ
leak سوراخ
punches سوراخ کن
tapped سوراخ
punctures سوراخ
meshing سوراخ
outages سوراخ
abroach سوراخ
loops سوراخ
punched سوراخ کن
mure سوراخ
finger hole سوراخ
looped سوراخ
imperforate بی سوراخ
loop سوراخ
leaked سوراخ
outage سوراخ
openings سوراخ
punch سوراخ کن
mesh سوراخ
cribriform سوراخ سوراخ
puncturing سوراخ
tapping سوراخ
foraminiferous سوراخ سوراخ
foraminated سوراخ سوراخ
leaks سوراخ
meshes سوراخ
opening سوراخ
overtures سوراخ
borehole سوراخ
holes سوراخ
broaching سوراخ کن
perforator سوراخ کن
broaches سوراخ کن
broached سوراخ کن
spy hole سوراخ
taphole سوراخ
boreholes سوراخ
pigenhole سوراخ
piercer سوراخ کن
overture سوراخ
pumiceous سوراخ سوراخ
pertusion سوراخ
alveolar سوراخ سوراخ
punctulate سوراخ سوراخ
broach سوراخ کن
peep hole سوراخ
slot سوراخ
boring سوراخ
holed سوراخ
hole سوراخ
pecker سوراخ کن
holing سوراخ
slots سوراخ
slotting سوراخ
thirl سوراخ
waterhole سوراخ
waterholes سوراخ
drill hole سوراخ
edge perforated لب سوراخ
pinking سوراخ
orifices سوراخ
awl سوراخ کن
eyelets سوراخ
pitting سوراخ سوراخ
broacher سوراخ کن
columbarium سوراخ
perforation سوراخ
eyelet سوراخ
punctured سوراخ
foramen سوراخ
puncture سوراخ
orifice سوراخ
of proof سوراخ نشدنی
spat سوراخ کرد
bores قطر یک سوراخ
perforated سوراخ دار
rivet hole سوراخ پرچ
slot سوراخ طویل
slot درج یک شی در سوراخ
anus سوراخ کون
buttonholes سوراخ دکمه
slots سوراخ طویل
slots درج یک شی در سوراخ
slotting سوراخ طویل
slotting درج یک شی در سوراخ
imperforable سوراخ نشدنی
Every nook and corner. هر سوراخ سنبه ای
perforated سوراخ شده
basic hole سوراخ مقدماتی
foxhole سوراخ روباه
foxholes سوراخ روباه
meshes :سوراخ تور
foot hole سوراخ پائینی
leaky سوراخ دار
bores سوراخ مته
bore قطر یک سوراخ
the two nostrils دو سوراخ بینی
bore سوراخ مته
meshing :سوراخ تور
mesh :سوراخ تور
deep hole boring سوراخ عمیق
deep hole drilling سوراخ عمیق
pore fungus اغاریقون پر سوراخ
drill hole سوراخ مته
drilled grout hole سوراخ تزریق
grout hole سوراخ تزریق
weak square حفره سوراخ
index hole سوراخ شاخص
to pick a hole in سوراخ کندن در
on tap سوراخ دار
snuffer سوراخ بینی
nostril سوراخ بینی
burrows سوراخ زیرزمینی
nostrils سوراخ بینی
tunnels سوراخ کوه
tunnelled سوراخ کوه
tunneling سوراخ کوه
tunneled سوراخ کوه
tunnel سوراخ کوه
borehole سوراخ مته
burrowing سوراخ زیرزمینی
depth of hole عمق سوراخ
boreholes سوراخ مته
taphole سوراخ بشکه
diameter of bore قطر سوراخ
pory پر سوراخ پر منفذ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com