Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 348 (48 milliseconds)
English
Persian
drill
سوراخ کردن
drilled
سوراخ کردن
drills
سوراخ کردن
pool
سوراخ کردن
pooled
سوراخ کردن
pools
سوراخ کردن
punch
سوراخ کردن
punched
سوراخ کردن
punches
سوراخ کردن
perforate
سوراخ کردن
perforates
سوراخ کردن
perforating
سوراخ کردن
pierce
سوراخ کردن
pierces
سوراخ کردن
boring
سوراخ کردن
gore
سوراخ کردن
gored
سوراخ کردن
gores
سوراخ کردن
goring
سوراخ کردن
incising
سوراخ کردن
delve
سوراخ کردن
delved
سوراخ کردن
delves
سوراخ کردن
delving
سوراخ کردن
stab
سوراخ کردن
stabbed
سوراخ کردن
stabs
سوراخ کردن
scuttle
سوراخ کردن
scuttled
سوراخ کردن
scuttles
سوراخ کردن
scuttling
سوراخ کردن
bore
سوراخ کردن
bores
سوراخ کردن
broach
سوراخ کردن
broached
سوراخ کردن
broaches
سوراخ کردن
broaching
سوراخ کردن
foraminate
سوراخ کردن
steek
سوراخ کردن
to break open
سوراخ کردن
to burn a hole
سوراخ کردن
to drill through
سوراخ کردن
to punch a hole in
سوراخ کردن
wear a hole in
سوراخ کردن
to pick a hole in
سوراخ کردن
to poke a hole in any thing
سوراخ کردن
to set abroach
سوراخ کردن
transfix
سوراخ کردن
Search result with all words
notch
شکاف چوبخط سوراخ کردن
notches
شکاف چوبخط سوراخ کردن
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
puncture
سوراخ کردن پنچر شدن
puncture
سوراخ کردن شکست
punctured
سوراخ کردن پنچر شدن
punctured
سوراخ کردن شکست
punctures
سوراخ کردن پنچر شدن
punctures
سوراخ کردن شکست
puncturing
سوراخ کردن پنچر شدن
puncturing
سوراخ کردن شکست
drill
سوراخ کردن چاه کندن
drilled
سوراخ کردن چاه کندن
drills
سوراخ کردن چاه کندن
rupture
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
ruptures
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupturing
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
stick
سوراخ کردن نصب کردن
punch
منگنه کردن سوراخ کردن
punch
مهر کردن سوراخ
punch
سوراخ ایجاد کردن
punched
منگنه کردن سوراخ کردن
punched
مهر کردن سوراخ
punched
سوراخ ایجاد کردن
punches
منگنه کردن سوراخ کردن
punches
مهر کردن سوراخ
punches
سوراخ ایجاد کردن
slot
سوراخ کردن شکاف کوچک
slots
سوراخ کردن شکاف کوچک
slotting
سوراخ کردن شکاف کوچک
perforate
سوراخ کردن نفوذ کردن
perforates
سوراخ کردن نفوذ کردن
perforating
سوراخ کردن نفوذ کردن
riddle
سوراخ سوراخ کردن
riddles
سوراخ سوراخ کردن
penetrate
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrated
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrates
رخنه کردن سوراخ کردن
jab
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbing
خنجر زدن سوراخ کردن
jabs
خنجر زدن سوراخ کردن
peck
بانوک سوراخ کردن
pecked
بانوک سوراخ کردن
pecking
بانوک سوراخ کردن
pecks
بانوک سوراخ کردن
prong
باچنگ ک سوراخ کردن
prongs
باچنگ ک سوراخ کردن
tusk
سوراخ کردن یا کندن
tusks
سوراخ کردن یا کندن
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
impale
سوراخ کردن احاطه کردن
impaled
سوراخ کردن احاطه کردن
impales
سوراخ کردن احاطه کردن
impaling
سوراخ کردن احاطه کردن
thrust
سوراخ کردن رخنه کردن در
thrusting
سوراخ کردن رخنه کردن در
thrusts
سوراخ کردن رخنه کردن در
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
bore
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
bores
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
spit
سوراخ کردن تف انداختن
spits
سوراخ کردن تف انداختن
broach
سوراخ کردن قایق
broached
سوراخ کردن قایق
broaches
سوراخ کردن قایق
broaching
سوراخ کردن قایق
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
gimlet
سوراخ کردن مته کردن
gimlets
سوراخ کردن مته کردن
burr
بامته سوراخ کردن
burred
بامته سوراخ کردن
burring
بامته سوراخ کردن
burrs
بامته سوراخ کردن
acupunctuate
با سوزن سوراخ کردن سوزن فروکردن
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
back drill
از پشت سوراخ کردن
back drilling attachment
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
borer
هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
bottoming reamer
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
concrete coring drill
مته برای سوراخ کردن هسته بتن
fraise
گشادتر کردن سوراخ اره مدور
gride
سوراخ کردن فرورفتن
hollow forge
سوراخ کردن گرم
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
jackhammer
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
karatonyxis
عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
lack vt
با گلوله سوراخ کردن
Other Matches
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
to tear a hole in
سوراخ یا پاره کردن
to peck a hole in
با نوک سوراخ کردن
pertusion
عمل سوراخ کردن
To bark up the wrong tree.
<idiom>
[سوراخ دعا را گم کردن]
transfixion
عمل سوراخ کردن
lancinate
بانیزه سوراخ کردن
precision bore
سوراخ کردن دقیق
unkennel
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
pinhole
سوراخ کردن برای گوشی یاز
lanciation
سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
penetract
رخنه کردن سوراخ کردن
trepanation
مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
to prick at something
بچیزی سوزن یا تیغ زدن چیزیرا کمی سوراخ کردن
cancellous
سوراخ سوراخ اسفنجی
grid
دریچه سوراخ سوراخ
cancellated
سوراخ سوراخ اسفنجی
grids
دریچه سوراخ سوراخ
swage block
قالب سوراخ سوراخ
millepore
مرجان سوراخ سوراخ
cancellate
سوراخ سوراخ اسفنجی
thirl
سوراخ
cribriform
سوراخ سوراخ
openings
سوراخ
opening
سوراخ
punch
سوراخ کن
slotting
سوراخ
slots
سوراخ
slot
سوراخ
broaching
سوراخ کن
leaked
سوراخ
broaches
سوراخ کن
lace
پر از سوراخ
leaks
سوراخ
laces
پر از سوراخ
spy hole
سوراخ
punches
سوراخ کن
broached
سوراخ کن
taphole
سوراخ
broach
سوراخ کن
punched
سوراخ کن
peep hole
سوراخ
waterhole
سوراخ
mure
سوراخ
edge perforated
لب سوراخ
fenestra
سوراخ
looped
سوراخ
foramen
سوراخ
loop
سوراخ
finger hole
سوراخ
meshing
سوراخ
meshes
سوراخ
mesh
سوراخ
hole
سوراخ
waterholes
سوراخ
loops
سوراخ
drill hole
سوراخ
holing
سوراخ
imperforate
بی سوراخ
pecker
سوراخ کن
foraminiferous
سوراخ سوراخ
foraminated
سوراخ سوراخ
holes
سوراخ
outage
سوراخ
boring
سوراخ
abroach
سوراخ
pertusion
سوراخ
tap
سوراخ
puncture
سوراخ
borehole
سوراخ
piercer
سوراخ کن
overture
سوراخ
eyelet
سوراخ
tapped
سوراخ
pigenhole
سوراخ
punctulate
سوراخ سوراخ
pitting
سوراخ سوراخ
punctured
سوراخ
perforation
سوراخ
alveolar
سوراخ سوراخ
pumiceous
سوراخ سوراخ
holed
سوراخ
boreholes
سوراخ
outages
سوراخ
punctures
سوراخ
tapping
سوراخ
puncturing
سوراخ
broacher
سوراخ کن
overtures
سوراخ
awl
سوراخ کن
pinking
سوراخ
eyelets
سوراخ
orifice
سوراخ
leak
سوراخ
columbarium
سوراخ
orifices
سوراخ
perforator
سوراخ کن
the eye of the needle
سوراخ سوزن
the two nostrils
دو سوراخ بینی
drilled grout hole
سوراخ تزریق
buttonholed
سوراخ دکمه
buttonhole
سوراخ دکمه
plugging
سوراخ گیره
snuffer
سوراخ بینی
deep hole drilling
سوراخ عمیق
grout hole
سوراخ تزریق
manhole
سوراخ ادم رو
perforated
سوراخ دار
spat
سوراخ کرد
imperforable
سوراخ نشدنی
buttonholes
سوراخ دکمه
weak square
حفره سوراخ
feed hole
سوراخ پیش بر
auger
زمین سوراخ کن
foot hole
سوراخ پائینی
foxholes
سوراخ روباه
foxhole
سوراخ روباه
f. of the ear
سوراخ گوش
eyebolt
پیچ سر سوراخ
buttonholing
سوراخ دکمه
plug
سوراخ گیره
ticket punch
بلیت سوراخ کن
manholes
سوراخ ادم رو
perforated
سوراخ شده
burrow
سوراخ زیرزمینی
basic hole
سوراخ مقدماتی
ventage
سوراخ باد
thumbhole
سوراخ شستی
burrowing
سوراخ زیرزمینی
borehole
سوراخ مته
slot
سوراخ طویل
slot
درج یک شی در سوراخ
pore fungus
اغاریقون پر سوراخ
slots
سوراخ طویل
slots
درج یک شی در سوراخ
index hole
سوراخ شاخص
diameter of bore
قطر سوراخ
of proof
سوراخ نشدنی
anuses
سوراخ کون
tuyere
سوراخ هوا
anus
سوراخ کون
burrowed
سوراخ زیرزمینی
lancinating
سوراخ کننده
pory
پر سوراخ پر منفذ
shrink hole
سوراخ انقباض
Every nook and corner.
هر سوراخ سنبه ای
penetrable
سوراخ شدنی
rivet hole
سوراخ پرچ
keyway
سوراخ کلید
nostril
سوراخ بینی
nostrils
سوراخ بینی
slotting
سوراخ طویل
slotting
درج یک شی در سوراخ
taphole
سوراخ بشکه
to pick a hole in
سوراخ کندن در
bore
قطر یک سوراخ
tape perforator
نوار سوراخ کن
bores
سوراخ مته
bores
قطر یک سوراخ
plugs
سوراخ گیره
bore
سوراخ مته
perforative
سوراخ کننده
tunnels
سوراخ کوه
tunnelled
سوراخ کوه
tunneling
سوراخ کوه
burrows
سوراخ زیرزمینی
tunneled
سوراخ کوه
tunnel
سوراخ کوه
on tap
سوراخ دار
depth of hole
عمق سوراخ
depth of borehole
عمق سوراخ
leaky
سوراخ دار
boreholes
سوراخ مته
drill hole
سوراخ مته
deep hole boring
سوراخ عمیق
impierceable
سوراخ نشدنی
aperture
دهانه یا سوراخ
hub bore
سوراخ توپی
formed hole
سوراخ نیمرخ
chimney flow
سوراخ تنور
puncturing
سوراخ شدن
impenetrable
سوراخ نشدنی
bunghole
سوراخ مقعد
center punch
مرکز سوراخ
puncture
سوراخ شدن
center mark
مرکز سوراخ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com