Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
Other Matches
counter berm
سکوی پایه خارجی خاکریز
back berm
سکوی پایه
inside berm
سکوی شیببر درونی
wishbones
پایه سکوی پله تشریفاتی ناو
wishbone
پایه سکوی پله تشریفاتی ناو
breast work
خاکریز تا ارتفاع سینه خاکریز جان پناه سنگرایستاده
slope of bankment
دامنه خاکریز یا سینه خاکریز
cantilever wing
بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
ramps
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramp
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
rampart
خاکریز
levee
خاکریز
moats
خاکریز
moat
خاکریز
embankment
خاکریز
embankments
خاکریز
bulwark
خاکریز
bulwarks
خاکریز
earthwork
خاکریز
bulkward
خاکریز
traverse
خاکریز
traversed
خاکریز
traverses
خاکریز
traversing
خاکریز
weir
خاکریز
weirs
خاکریز
dike
خاکریز
dikes
خاکریز
dyke
خاکریز
fill
خاکریز
fills
خاکریز
dykes
خاکریز
backfill
خاکریز کردن
rampire
استحکامات خاکریز
random fill
خاکریز بی ترتیب
marginal bund
خاکریز جانبی
berme
هره خاکریز
dirt
لکه خاکریز
height of fill
ارتفاع خاکریز
hydraulic fill dam
سد خاکریز ابی
counterscarp
دیواربیرونی خاکریز
berm
هره خاکریز
flare wall
دیوار حائل خاکریز پل
toe wall
دیوار پای خاکریز
fence
خاکریز پناه دادن
fences
خاکریز پناه دادن
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
esker
خاکریز بلند تپه ماهورمانند
crests
نوک تیزی راس خاکریز
cresting
نوک تیزی راس خاکریز
crest
نوک تیزی راس خاکریز
hatch beam
پایه دریچه پایه دهلیز
base width
عرض پایه پهنای پایه
vallum
بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
dune
خاکریز یاتپه شنی ساحل که بادانها را جابجامیکند
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
pallet
سکوی بار
pallets
سکوی بار
bema
سکوی خطابه
seat
سکوی استقرار
stanchion
سکوی استقرار
decks
سکوی موتور
benches
سکوی کوهستانی
pedestal
سکوی تیر
jumping hill
سکوی پرش
pedestal
سکوی اتش
bench
سکوی کوهستانی
platform
سکوی شیرجه
cavalier
سکوی نگهبانی
military platform
سکوی نظامی
starting platform
سکوی شروع
platforms
سکوی شیرجه
decked
سکوی موتور
deck
سکوی موتور
berm
سکوی شیب بر
testing stand
سکوی ازمایش
soft missile base
سکوی بی حفاظ
starting block
سکوی شروع
quays
سکوی بارگیری
seated
سکوی استقرار
quay
سکوی بارگیری
central reserve
سکوی وسط
launcher
سکوی پرتاب
platform 3
سکوی شماره 3
seats
سکوی استقرار
pedestals
سکوی تیر
pedestals
سکوی اتش
artillery mount
سکوی نصب
projectile flat
سکوی گلوله
artillery mount
سکوی توپخانه
loading rack
سکوی بارگیری
loading site
سکوی بارگیری
shelf
سکوی کوهستانی
flight platform
سکوی پرواز
median
سکوی وسط
median
سکوی میانی
entablement
سکوی مجسمه
channelising island
سکوی جداساز
central reserve
سکوی میانی
staging
سکوی کار
board
سکوی شیرجه
boarded
سکوی شیرجه
base piece
پایه پایه استقرار
where is the platform 3?
سکوی شماره 3 کجاست؟
rocket launcher
سکوی پرتاب موشک
rocket launchers
سکوی پرتاب موشک
channelising island
سکوی هدایت کننده
pad
سکوی پرتاب رسانگر
ambo
میز
[سکوی]
خطابه
launching pad
سکوی پرتاب موشک
torpedo tube
سکوی پرتاب اژدر
ambon
میز
[سکوی]
خطابه
pads
سکوی پرتاب رسانگر
thwarts
سکوی نشیمن قایق
gate operating deck
سکوی مانور دریچه ها
launching pads
سکوی پرتاب موشک
gate operating platform
سکوی مانور دریچه ها
bema
سکوی وعظ درکلیسا
blast
برخاستن از سکوی پرتاب
deck
سکوی جلوی تانک
railway end
پل سکوی راه اهن
high board
سکوی شیرجه 3 متری
helipad
سکوی فرود هلیکوپتر
airdrop platform
سکوی بارریزی هوایی
launching site
سکوی پرتاب موشک
air defense artillery fire unit
سکوی توپخانه پدافندهوایی
railhead
سکوی راه اهن
blasts
برخاستن از سکوی پرتاب
low board
سکوی یک متری شیرجه
decked
سکوی جلوی تانک
hard base
سکوی پرتاب مستحکم
decks
سکوی جلوی تانک
batteries
گهواره یا سکوی استقرارلوله توپ
height of site
ارتفاع سکوی موشک یاموضع
k gun
سکوی پرتاب بمب زیرابی
hearth
سکوی اجاق کوره کشتی
railway end
پل سکوی بارگیری راه اهن
aerial platform
سکوی مخصوص بارریزی هوایی
battery
گهواره یا سکوی استقرارلوله توپ
platform
سکوی ایستگاه راه آهن
hearths
سکوی اجاق کوره کشتی
bridge plate
پل بین سکوی بارگیری وخودرو
track
[American E]
سکوی ایستگاه راه آهن
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
soft missile base
سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
aerial platform
سکوی مخصوص پرتاب بار با چتر
truck head
سکوی نظامی یا بارانداز کنارایستگاه خودروها
launching pads
سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
hard missile base
سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
bearing
یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
launching pad
سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
plane of site
سطح قائم مار بر سکوی تیر
sponson
سکوی استقرار توپ روی برجک
Is this the right platform for the train to London?
آیا این سکوی قطار لندن است؟
x site
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
railhead depot
بارانداز یا سکوی نظامی درایستگاه راه اهن
gunrack
مقر گلولههای توپ سکوی جای گلوله
pallet
سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
safety island
سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
ready missile
موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
parapets
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapet
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
blockhouse
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
transfer berth
دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
fire unit
یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
abat-voix
[قبه یا سایبان که صدا را در پشت و بالای سکوی خطابه منعکس می کند.]
downstream shell
توده پایاب خاکریز پایاب
downstream fill
توده پایاب خاکریز پایاب
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
terminal command
فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
exotic
خارجی
oversea
خارجی
international line
خط خارجی
exteriors
خارجی
outward
خارجی
outer
خارجی
outboard
خارجی
extraneous
خارجی
abextra
خارجی
gringos
خارجی
externals
خارجی
external
خارجی
foreign
خارجی
gringo
خارجی
exterior
خارجی
outside
خارجی
outsiders
خارجی
exosphere
خارجی
peripheral
خارجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com