English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English Persian
flood control سیل بندی
Search result with all words
alignment صف بندی تنظیم
alignment صف بندی
alignment فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده
alignments صف بندی تنظیم
alignments صف بندی
alignments فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده
bandage نوار زخم بندی
bandaged نوار زخم بندی
bandaging نوار زخم بندی
exception چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exceptions چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
score رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
scored رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
scores رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
class طبقه بندی کردن رده
classed طبقه بندی کردن رده
classes طبقه بندی کردن رده
classing طبقه بندی کردن رده
scale درجه بندی
packaging بسته بندی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
funicular بندی
funiculars بندی
aggregate مصالح دانه بندی
aggregates مصالح دانه بندی
organisations سازمان بندی
organization سازمان بندی
organizations سازمان بندی
graduate طبقه بندی کردن
graduate مدرج یادرجه بندی کردن
graduate درجه بندی کردن
graduate تقسیم بندی کردن
graduates طبقه بندی کردن
graduates مدرج یادرجه بندی کردن
graduates درجه بندی کردن
graduates تقسیم بندی کردن
graduating طبقه بندی کردن
graduating مدرج یادرجه بندی کردن
graduating درجه بندی کردن
graduating تقسیم بندی کردن
seal اب بندی
seal اب بندی کردن
seals اب بندی
seals اب بندی کردن
hierarchies مرتبه بندی
hierarchies حکومت ودرجه بندی سران روحانی
hierarchy مرتبه بندی
hierarchy حکومت ودرجه بندی سران روحانی
calibrate درجه بندی
calibrated درجه بندی
calibrates درجه بندی
calibrating درجه بندی
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
pack بسته بندی کردن
packs بسته بندی کردن
layout طرح بندی
layouts طرح بندی
layer طبقه بندی کردن
layers طبقه بندی کردن
wiring نمودار مدار سیم کشی سیم بندی
wiring جعبهای که سیم بندی شبکه یا بخشهای شبکه خاتمه می یابند و بهم وصل هستند
partition جدا کردن جزء بندی کردن
partition جزء بندی کردن
partitions جدا کردن جزء بندی کردن
partitions جزء بندی کردن
configuration شکل بندی
configurations شکل بندی
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
play شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
plays شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
lot تقسیم بندی کردن
lot سهم بندی کردن
rate درجه بندی کردن
rates درجه بندی کردن
wire نصب سیم بندی
wires نصب سیم بندی
concurrently مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
structure استخوان بندی
structures استخوان بندی
structuring استخوان بندی
taxation مالیات بندی مالیات
landscape خاکبرداری وخیابان بندی کردن
landscaped خاکبرداری وخیابان بندی کردن
landscapes خاکبرداری وخیابان بندی کردن
landscaping خاکبرداری وخیابان بندی کردن
quotation سهمیه بندی
quotations سهمیه بندی
amorphous بدون تقسیم بندی
scaffolding سکوب بندی
expression ابراز کلمه بندی
expressions ابراز کلمه بندی
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
Other Matches
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification طبقه بندی رده بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
snacks ته بندی
snack ته بندی
mud sill ته بندی
taping ته بندی
nailed up سر هم بندی
queuing صف بندی
hermetic sealing اب بندی
humidity insulation اب بندی
humidity insulation نم بندی
laced بندی
neuration رگ بندی
striation خط بندی
lapping اب بندی
patching سر هم بندی
trimerous سه بندی
articular بندی
vanation رگ بندی
queing صف بندی
commissural بندی
commisural بندی
waterproofing اب بندی
sealing off اب بندی
phantasma چشم بندی
wagering شرط بندی
segmentation قطعه بندی
patchery سرهم بندی
formulation صورت بندی
paragraphic بندی فقرهای
sealing screw پیچ اب بندی
sealing wax موم اب بندی
scheme of colour رنگ بندی
seal bars میلههای اب بندی
sealing joint اتصال اب بندی
sealings بتونه اب بندی
sealing liquid مایع اب بندی
scheduling queue صف زمان بندی
grade درجه بندی
paging صفحه بندی
queuing theory نظریه صف بندی
package عدل بندی
package بسته بندی
ranks رتبه بندی
packaged عدل بندی
ranked رتبه بندی
rank رتبه بندی
packaged بسته بندی
regimentalation گروه بندی
packages بسته بندی
premunition پیش بندی
taxonomy طبقه بندی
rootage ریشه بندی
ring clossure حلقه بندی
pluralization جمع بندی
totalization جمع بندی
grades درجه بندی
taxonomies طبقه بندی
rhyme scheme قافیه بندی
reticulation شبکه بندی
packages عدل بندی
wordage جمله بندی
underpins پی بندی کردن
typification طبقه بندی
typification سنخ بندی
triangulation مثلث بندی
triangularization مثلث بندی
trelliswork داربست بندی
sealing اب بندی کردن
partitioning جزء بندی
toe protection پاشنه بندی
to take a snack ته بندی کردن
to pin up بی بندی کردن
to nails up سر هم بندی کردن
to mull a mull of سر هم بندی کردن
underpinned پی بندی کردن
underpin پی بندی کردن
venation رگه بندی
watertight facing پرده اب بندی
watertight diaphragm پرده اب بندی
tinker سرهم بندی
tinkered سرهم بندی
tinkering سرهم بندی
tinkers سرهم بندی
sorting طبقه بندی
watertight core هسته اب بندی
waterproofing course لایه اب بندی
waterproofing course اندود اب بندی
wainscoting تخته بندی
vertebration فقره بندی
vernation برگ بندی
regimentation گروه بندی
to make a muddle of سر هم بندی کردن
to make a mess of سر هم بندی کردن
terracing تراس بندی
stratification قشر بندی
steining طوقه بندی
staping مرحله بندی
somatotyping سنخ بندی تن
snow job سرهم بندی
gamble شرط بندی
skelton استخوان بندی
gambled شرط بندی
single sling باربردار یک بندی
gambles شرط بندی
shuttering تخته بندی
shoring شمع بندی
self dramatization بخود بندی
stratification لایه بندی
vertebration مهره بندی
tariff classification تعرفه بندی
tabulation جدول بندی
systemization طبقه بندی
syllabification هجا بندی
syllabicity هجا بندی
syllabication هجا بندی
summation جمع بندی
subsumption رده بندی
stratification طبقه بندی
stratification چینه بندی
tabulate جدول بندی
layering لایه بندی
gipsydom غربال بندی
spacing فاصله بندی
jerry built سر هم بندی شده
jerry-built سر هم بندی شده
gemmulation جرثومه بندی
colonnade ستون بندی
colonnades ستون بندی
formwork قالب بندی
rationing جیره بندی
rationing سهمیه بندی
formatting قالب بندی
division طبقه بندی
gipsyhood غربال بندی
gradin پله بندی
putty بتونه اب بندی
lattice work شبکه بندی
lathing تخته بندی
quota سهمیه بندی
quotas سهمیه بندی
laggin عایق بندی
lacevi بندی کردن
justification صفحه بندی
justifications صفحه بندی
stockade حصار بندی
stockades حصار بندی
netting شبکه بندی
initialization قالب بندی
groupage دسته بندی
granulating دانه بندی
form work قالب بندی
divisions طبقه بندی
couponing کوپن بندی
couponing جیره بندی
coring مغزه بندی
calibration درجه بندی
calibration زینه بندی
columniation ستون بندی
classification chart نموداررده بندی
caulk اب بندی کردن
cerebral localization منطقه بندی مخ
botchery سرهم بندی
bone setting شکسته بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com