English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (9 milliseconds)
English Persian
legislator شارع عضو هیات مقننه
legislators شارع عضو هیات مقننه
Other Matches
legislative assembly هیات مقننه
legislatures هیات مقننه
legislature هیات مقننه
legislative council هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
missions هیات اعزامی هیات تبلیغی
mission هیات اعزامی هیات تبلیغی
summings up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summing up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
roads شارع
lawgiver شارع
road شارع
right of way حق شارع
rights of way حق شارع
private road شارع خاص
lawyer فقیه شارع
highways شارع عام
the road شارع عام
highway شارع عام
public road شارع عام
thoroughfares شارع عام
holy legislator شارع مقدس
thoroughfare شارع عام
lawyers فقیه شارع
thoroughfares شارع عام شاهراه
thoroughfare شارع عام شاهراه
lawgiver واضع ایین نامه شارع
legislative مقننه
legislatrix مقننه
legislatress مقننه
legislative power قوه مقننه
legislatures قوه مقننه
legislature هیئت مقننه
the legislative قوه مقننه
legislature قوه مقننه
legislatures هیئت مقننه
bicameral دارای دو مجلس مقننه
statehouse مجلس مقننه ایالتی
statehouses مجلس مقننه ایالتی
legislative periode دوره مقننه [سیاست]
parliamentary term دوره مقننه [سیاست]
electoral term دوره مقننه [سیاست]
membership of legislative assembly عضویت مجلس مقننه
house of delegates مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
legislation مجلس مقننه قانون لازم الاجرا
unicameral دارای یک مجلس مقننه سیستم پارلمانی یک مجلسی
missions هیات
mission هیات
body هیات
bodies هیات
party هیات
board هیات
boarded هیات
corps هیات
council هیات
councils هیات
arbitral tribunal هیات تحکیم
diplomatic corps هیات سیاسی
executive commission هیات مجریه
board of directors هیات مدیره
board of conciliation هیات مصالحه
executive committee هیات اجرایی
executive committee هیات رئیسه
fact finding body هیات تحقیق
cabint هیات وزرا
diplomatic corps هیات دیپلماتیک
board of trutees هیات امنا
council of ministers هیات وزیران
council of ministers هیات وزرا
cabinet هیات دولت
board of trustee هیات امناء
consular corps هیات کنسولی
executive commission هیات رئیسه
jury هیات داوران
jury هیات منصفه
governing body هیات حاکمه
governing bodies هیات حاکمه
directorate هیات مدیره
directorates هیات مدیره
managing commission هیات مدیره
the ministry هیات وزیران
selection board هیات گزینش
deputations هیات نمایندگان
deputation هیات نمایندگان
managing committee هیات رئیسه
sovereign هیات رئیسه
sovereigns هیات رئیسه
cabinets هیات دولت
managing committee هیات مدیره
board of directors هیات نظار
delegation هیات نمایندگان
delegations هیات نمایندگان
juries هیات منصفه
juries هیات داوران
forewoman سخنگوی هیات منصفه
foremen سخنگوی هیات منصفه
head of the mission رئیس هیات اعزامی
member of the jury عضو هیات منصفه
award حکم هیات داوری
cabinet council جلسه هیات وزیران
law of pragnanz قانون هیات گرایی
chairman of the board of directors رئیس هیات مدیره
election of the committee انتخابات هیات رئیسه
jury man عضو هیات منصفه
diplomatic body هیات نمایندگان سیاسی
diplomatic bady هیات سیاسی نمایندگان
officers عضو هیات رئیسه
Privy Council هیات مشاورین سلطنتی
diplomatic corps هیات نمایندگان سیاسی
verdict تصمیم هیات منصفه
officer عضو هیات رئیسه
constituency هیات موکلان یک حوزه
constituencies هیات موکلان یک حوزه
jurors عضو هیات منصفه
verdicts رای هیات منصفه
verdicts تصمیم هیات منصفه
verdict رای هیات منصفه
grand juries هیات منصفه عالی
grand jury هیات منصفه عالی
juror عضو هیات منصفه
awarding حکم هیات داوری
chairmen رئیس هیات مدیره
chairman رئیس هیات مدیره
benches هیات قضات محکمه
bench هیات قضات محکمه
awards حکم هیات داوری
awarded حکم هیات داوری
foreman سخنگوی هیات منصفه
return گزارش نهایی هیات تحقیق
returning گزارش نهایی هیات تحقیق
returns گزارش نهایی هیات تحقیق
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
returned گزارش نهایی هیات تحقیق
selections دسته یا هیات انتخاب شده
selection دسته یا هیات انتخاب شده
bar council هیات مدیره کانون وکلا
challenging a juror جرح عضو هیات منصفه
delegation اعزام نماینده هیات نمایندگی
delegations اعزام نماینده هیات نمایندگی
striking a jury تعیین هیات منصفه با روش حذفی
oligrachy هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
principal challenger رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
struck هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
inquisition نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
perverse verdict رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
summary conviction حکم محکومیت صادره ازدادگاه بخش بدون دخالت هیات منصفه
The editorial staff drew unflattering comparisons between the mayor and a dictator. هیات تحریریه مقایسه برخورنده ای بین این شهردار و دیکتاتوری کرد.
indicting متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
open verdict رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
indict متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicted متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicts متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
riders ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
venire facias tot matrons دستور تشکیل هیات منصفهای از زنان برای زنی که مدعی ابستنی است
peremptory challenge رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
totaliarian state دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
summing up evidence نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
discharge مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharges مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
challenged مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenges مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
gestalt psychology روانشناسی گشتالت روانشناسی هیات نگر
misdirection در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
planning comission هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com